خارج اصول فقه

وقوع قسم سوم (وضع عام، موضوع‌له خاص) / وضع حروف ـ 35

شماره جلسه: 44

مرحوم عراقی سپس «إن قلت و قلت» دیگری را مطرح می فرماید:

«فإن قلت : إذا کان مدلول الحرف عرضاً نسبیاً فهو بذاته مرتبطٌ بموضوعه و علیه یکون نفس الحرف الدال علیه دالّا علی الربط و حینئذ لا تبقی حاجة إلی وضع هیئة الجملة للدلالة علی ربط العرض بموضوعه لیکون مدلولها الوجود الرابط کما ذکر»[1]

 

توضیح :

اگر حروف بر «اعراض نسبیه» دلالت می کنند، عرض نسبی بذاته مرتبط به موضوع است، دیگر احتیاجی به هیأت نداریم تا بخواهد آن عرض را به جوهر ربط دهد؟

«قلت : الذی یظهر من هذا الاشکال أن اللازم الباطل من القول بوضع الحروف للاعراض النسبیة إنّما هو تکرار دلالة الجملة المتضمنة للحروف علی ربط العرض الذی هو مدلول الحرف بموضوعه و لکن الامر لیس کذلک و ذلک لان الحرف یدل علی العرض المنتسب إلی موضوع ما و الهیئة تدل علی ربط ذلک العرض بموضوع بعینه مفصلا فالهیئة تدل علی معنی یستلزم تفصیل ما دل الحرف علیه مبهماً و مجملاً»[2]

توضیح : حروف دلالت بر «وجود رابط» به نحو مجمل می کنند (وجود رابط بین دار با یک موضوع مجمل) و هیأت ها آن وجود رابط مبهم را معین می کنند (أین بودن دار برای زید = وجود رابط بین دار و زید). پس چون اجمال و تفصیل است، تکرار لازم نمی آید.

همین «إن قلت و قلت» در تقریر حضرت امام خمینی از کلام مرحوم عراقی مورد اشاره واقع شده است:

«و ما قيل ـ من لزوم التكرار في الدلالة على الانتساب، لدلالة الحروف الدالّة على المقولة عليه، و لو دلّت الهيئة عليه لزم التكرار ـ مدفوع: بأنّه من قبيل الإجمال و التفصيل، لدلالة الحرف على العرض المنتسب لموضوعٍ ما، و الهيئة على ربطه بموضوعٍ معيّن»[3]

 

مرحوم عراقی سپس فرمایش خویس را جمع بندی می کند:

«فتحصّل مما تقدم أن المعانی الحرفیة معان إخطاریة کما أوضحناه فی الامر الأول و ملحوظة باللحاظ الضمنی و لا یکون مغفولاً عنه کما أوضحناه فی الامر الثانی و مباینة للمعانی الاسمیة ذاتاً لأنها هویات ارتباطیة متقومة فی وجودها و ماهیتها بغیرها بخلاف المعانی الاسمیة کما أوضحناه فی هذا الامر»[4]

 

توضیح :

  1. معانی حروف، «اخطاری» هستند (یعنی ایجادی نیستند و حکایت گر چیزی می باشند)
  2. «بالذات» با معانی اسمی متفاوت هستند (خلافاً للمرحوم الخراسانی)
  3. «مغفول عنه» هم نیستند (لحاظ ضمنی ندارند و لحاظ «اصلی» دارند) بلکه حین الاستعمال مورد توجه هستند.
  4. حروف دارای وجود و ماهیت غیر مستقل (متقوّم به غیر) هستند.

نکته : در یک جدول، تفاوت های اقوال سه بزرگواری را که تا کنون خوانده ایم، ملاحظه می کنیم:

 

[1] . بدائع الافکار ؛ ص 51

[2] . همان

[3] . مناهج الوصول ؛ ج 1 ص 79

[4] . بدائع الافکار ؛ ص 52

پخش صوت جلسه
دانلود مطلب در قالب‌های دیگر
PDF
به بالا بروید