شماره جلسه: 47
مسئله ۱۶: طهارت بول و خرء حیوانات حلال گوشت غیر ذی النفس سائله که بالعارض حرام شدهاند.
- دانستیم که ماهیها به سبب اکل عذره انسان قابلیت حرام گوشت شدن بالعارض را دارند.
- دقیقاً آنچه در مسئله قبل درباره تعارض روایت عبدالله بن سنان و ادله طهارت بول و خرء پرندگان و بهائم، مطرح شد. در این مسئله هم در مورد تعارض روایت عبدالله بن سنان (اغسل ثوبک من ابوال ما لا یؤکل لحمه) و روایت عمار ساباطی[1] و روایت حفص بن غیاث[2] قابل طرح است.
- و به عبارتی از طرفی سخن مرحوم خویی در حکومت روایتهای طهارت (به سبب اینکه در مقام نفی حکم هستند و لذا ناظر به ادله نجاستاند) و از طرف دیگر سخن امام در حکومت روایت نجاست (به سبب اینکه عنوان ما لا یؤکل لحمه، عنوان انتزاعی است و عنوان انتزاعی ناظر بر عنوان ذاتی است) در ما نحن فیه قابل طرح است.
- اما نکته مهم در مورد این دسته از روایات (ما لا نفس له) آن است که بول و خرء این گروه حتی اگر بالذات حرام گوشت باشند، طاهر دانسته شد و لذا تعارض ادله و رجوع به اصالة الطهاره در محرم الاکلهای بالذات ثابت است.
- اما تنها مانع از حکم به طهارت (جریان اصالة الطهارة)، اجماعات و تسالم اصحاب است که چنانکه دیدیم، حتی اگر در اصل مسئله و نسبت به بهائم و پرندگان دارای نفس سائله چنین اجماعی پذیرفته شود، در مورد ما لا له النفس السائله، چنین اجماعاتی قابل رد و مناقشه است.
- و به این جهت حکم به طهارت بول و خرء در این مسئله بیمشکل است.
مسئله ۱۷: حکم بول و غائط حیوانات مرده
- بول و خرء حیوانات مرده، گاه در حال مرگ و به صورت عادی از بدن مرده خارج میشود و گاه، حتی پس از مرگ در داخل بدن مرده باقی میماند و با شکافته شدن بدن مرده، از بدن جدا میشود.
- آنچه در بدن مرده باقی است، تابع بحث نجاست یا طهارت میته است و باید در آن بحث مورد بحث قرار گیرد.
- اما آنچه در حال مرگ و یا پس از مرگ به صورت عادی از بدن مرده خارج میشود، صورتهای مختلف دارد:
- در مورد بول و خرء حیواناتی که میته آنها نجس است، حکم به نجاست بول و خرء بلا اشکال است (حتی اگر در حال حیات، بول و خرء آنها طاهر بوده باشد -مثل میته گوسفند-) چرا که لااقل از ملاقات با بدن میته است که نجس العین است.
- اما در مورد آنها که تذکیه شدهاند (مثلاً اگر ببر را تذکیه کردند)، بحث تابع دو دسته دلیل است:
الف) در جایی که در حال حیات، بول و خرء نجس است: طهارت مذکی و اجزای آن و اطلاق نجاست بول و خرء
ب) در جایی که بول و خرء در حال حیات طاهر است: نجاست میته و اجزای آن و اطلاق طهارت بول و خرء

مسئله ۱۸: اجزاء خارج شده از محل خرء (از حیواناتی که خرء آنها نجس است) در صورت عدم آلودگی بالفعل با مدفوع
مرحوم سید در عروه مینویسد:
«(مسألة 1): ملاقاة الغائط في الباطن لا توجب النجاسة، كالنوى الخارج من الإنسان أو الدود الخارج منه إذا لم يكن معه شيء من الغائط، و إن كان ملاقياً له في الباطن. نعم لو أدخل من الخارج شيئاً فلاقى الغائط في الباطن كشيشة الاحتقان إن علم ملاقاتها له فالأحوط الاجتناب عنه و أمّا إذا شكّ في ملاقاته فلا يحكم عليه بالنجاسة فلو خرج ماء الاحتقان و لم يعلم خلطه بالغائط و لا ملاقاته له لا يحكم بنجاسته.»[3]
[1] . مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنِ اَلْمُفِيدِ عَنِ اَلصَّدُوقِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: سُئِلَ عَنِ الْخُنْفَسَاءِ وَ الذُّبَابِ وَ الْجَرَادِ وَ النَّمْلَةِ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِكَ يَمُوتُ فِي الْبِئْرِ وَ الزَّيْتِ وَ السَّمْنِ وَ شِبْهِهِ قَالَ كُلُّ مَا لَيْسَ لَهُ دَمٌ فَلاَ بَأْسَ . [وسائل الشیعة، ج3، ص463، ح4183]
[2] . وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: لاَ يُفْسِدُ الْمَاءَ إِلاَّ مَا كَانَتْ لَهُ نَفْسٌ سَائِلَةٌ. [وسائل الشیعة، ج3، ص463، ح4183]
[3] . العروة الوثقی (جامعه مدرسین)، ج1، ص118
پخش صوت جلسه