شماره جلسه: 92
تنبیه:
آنچه تاکنون گفته بودیم درباره صورتی بود که یک کلام واحد، متضمن دو حکم باشد. (مثل طهارت و حلیت که دو حکم مختلف هستند و امکان استفاده آنها از «کلوا مما امسکن» وجود داشت).
اما مرحوم آخوند نکتهای را درباره صورتی طرح میکنند که یک کلام متضمن یک حکم است، ولی همان یک حکم میتواند از جهات مختلف مطلق باشد (مثلاً اگر شارع بگوید «اکرم العالم» و ما میدانیم عبارت از حیث سیادت و عدم سیادت مطلق است ولی نمیدانیم از حیث فقیه و عدم فقیه هم مطلق است؟ در این صورت حکم وجوب اکرام نسبت به عالم مطلق است ولی نمیدانیم آیا از همه جهات اطلاق دارد؟
« تنبيه [أنواع الانصراف]
و هو أنه يمكن أن يكون للمطلق جهات عديدة كان واردا في مقام البيان من جهة منها و في مقام الإهمال أو الإجمال من أخرى فلا بد في حمله على الإطلاق بالنسبة إلى جهة من كونه بصدد البيان من تلك الجهة و لا يكفي كونه بصدده من جهة أخرى إلا إذا كان بينهما ملازمة عقلا أو شرعا أو عادة كما لا يخفى.»[1]
توضیح:
برای حمل کلام بر اینکه نسبت به یک جهت مطلق است، باید متکلم از همان جهت در مقام بیان باشد.
ما میگوییم:
- مرحوم مروج در بیان ملازمه عقلی مینویسد: (و اشاره میکند که این مطالب را از مرحوم شیخ در تقریرات اخذ کرده است).
«مثل ما ورد في صحة الصلاة في ثوب فيه عذرة ما لا يؤكل لحمه من حيث النجاسة عند الجهل بها أو نسيانها بناء على جزئية العذرة للحيوان، فانه يدل عقلا على صحة الصلاة في أجزاء ما لا يؤكل لحمه عند الجهل أو النسيان لأنه- بناء على جزئية العذرة- لا فرق في نظر العقل في الحكم بصحة الصلاة بين الاجزاء من العذرة و غيرها و ان كان الكلام مسوقاً لبيان حكم العذرة.»[2]
توضیح:
اگر گفتیم عذره، جزء حیوان است، در این صورت وقتی روایتی بگوید: «در صورت نسیان اگر عذره حیوان ما لایؤکل لحمه در لباس باشد، نماز صحیح است»، از این حکم میتوان استفاده کرد که «در صورت نسیان اگر اجزاء دیگر حیوان ما لایؤکل لحمه هم در لباس باشد، نماز صحیح است» چرا که عقل فرقی بین اجزاء نمیگذارد.
پس اگرچه روایت در مقام بیان حکم عذره است ولی حکم دوم هم از آن استفاده میشود.
- ایشان درباره ملازمه شرعی هم مینویسد:
«كما إذا دل دليل على وجوب قصر الصلاة على المسافر في مورد، فانه يدل على وجوب الإفطار عليه في ذلك المورد أيضا، للملازمة الشرعية بينهما الثابتة بمثل قول أبي عبد اللَّه عليه السلام: «إذا قصرت أفطرت، و إذا أفطرت قصرت» فالدليل على أحدهما دليل على الآخر الا في موارد خاصة خرجت بالدليل»[3]
- همچنین ایشان درباره ملازمه عادی هم مینویسد:
« مثل ما ورد في طهارة سؤر الهرة، مع أن الغالب عدم خلو موضع السؤر عن النجاسة، فان إطلاق ما دل على طهارة سؤر الهرة و ان كان ناظرا إلى حكم الهرة من حيث ذاتها كما يظهر من النصوص، إلاّ أن النجاسة العرضية الحاصلة بملاقاة الميتة لما كانت مقارنة لموضع السؤر غالباً كان إطلاق دليل الطهارة مقتضياً لطهارة السؤر مطلقاً و لو كان موضع السؤر قبل الملاقاة ملاقياً للنجاسة، و إلاّ لوجب التنبيه على نجاسته »[4]
توضیح:
- روایت میگوید نیم خورده گربه پاک است.
- روایت از حیث نجاست ذاتی، طهارت را مطرح میکند.
- ولی اگر روایت را حمل بر طهارت ذاتیه گربه کنیم، حمل اطلاق بر فرد نادر است (چرا که متعارفاً دهن گربه آلوده به نجاست عرضیه است که موش مرده است).
- پس روایت اگرچه از حیث نجاست ذاتی مطلق است ولی بالملازمه عرفی از حیث نجاست عرضی هم مطلق است.
[1] . کفایة الاصول، ص249
[2] . منتهی الدرایة، ج3، ص738
[3] . همان
[4] . همان
پخش صوت جلسه