خارج فقه

نجاست بول و غائط / مسئله چهارده: طهارت بول و خرء حیوانات غیر ذی النفس السائله که دارای لحم هستند و حرام گوشت هستند ـ 4 ــــ مسئله پانزده: حکم بول و خرء حیوانات ما له النفس السائله که بالعارض حرام گوشت شده‌اند (چه پرنده و چه غیر پرنده) ـ 1

شماره جلسه: 40

جمع‌بندی:

الف) با توجه به اینکه روایات مربوط به نجاست مطلق بول، منصرف به بول انسان است

و با توجه به اینکه روایت عبدالله بن سنان، مطلق بول ما لا یؤکل لحمه را شامل می‌شود و لذا مسئله ما را در بر می‌گیرد

و با توجه به ارتکاز عرفی در وحدت حکم خرء و بول:[1]

حکم به نجاست بول و خرء حیوانات ما لا نفس له حرام گوشت قابل قبول است.

ب) اما گفته شد که دو دلیل ممکن است مخصّص روایت عبدالله بن سنان شود: یکی روایت حفص بن غیاث و یکی روایت عمار ساباطی.

اما درباره روایت حفص، واقعیت آن است که اطلاق‌گیری از آن محل تأمل است.[2] (اگرچه اگر به اطلاق آن تن دادیم، می‌توان آن را مخصص روایت عبدالله بن سنان قرار داد و مشکل عموم من وجه را یا با توجه به آنچه مرحوم خویی و مرحوم صدر گفته بودند حل کرد و یا با توجه به اینکه اگر روایت حفص بن غیاث را مقدم نداریم، و ادله نجاست مطلق میته و ادله نجاست مطلق بول ما لا یؤکل لحمه را مقدم کنیم، روایت حفص بی مصداق شود و از معنی ملغی گردد.)

و اما روایت عمار ساباطی: چنانکه گفتیم از ترک استفصال که در این روایت مطرح شده است می‌توان حکم به طهارت «بول و خرء هر حیوان غیر ذی النفس سائله» کرد (چرا که این روایت اگرچه در مقام بیان طهارت زیت و سمن در صورت وقوع میته در آن است ولی لازمه طهارت آنها طهارت بول و خرء ما وقع فیها است. چرا که متعارفاً حیوانات در هنگام افتادن در روغن، بلافاصله نمی‌میرند و مدتی در آن موجودند و اولاً ممکن است در این هنگام بول و خرء داشته باشند و ثانیاً در امعاء و احشاء آنها بول و خرء موجود است و با انفساخ آنها، این بول و خرء هم با زیت و سمن برخورد می‌کند. و از طرفی اجماع مرکب قائم است بر عدم الفرق بین حکم بول و خرء این حیوانات در حال حیات و پس از مرگ.)

ان قلت: موضوع مطرح شده در این روایات حیواناتی است که دارای لحم نیست.

قلت: مورد مخصص عموم پاسخ امام (ع) نیست، اضف الی ذلک آنکه «جراد» در عرف عرب دارای لحم بوده است.

اضف الی ذلک آنکه ممکن است مراد از «کل ما لیس له دم فلا بأس»[3]، آن نباشد که «لا بأس بموته فی الزیت و السمن». بلکه مراد چنین باشد: «کل ما لیس له دم لا بأس بمیتته» که در این صورت اصلاً لازم نیست فرض انفساخ بدن آنها را تصویر کنیم.[4]

ان قلت: رابطه این روایات با روایت عبدالله بن سنان (اغسل ثوبک من ابوال ما لا یؤکل لحمه) عموم من وجه است.

قلت: به همان جهت که در کلام مرحوم خویی و مرحوم صدر مطرح بود، روایت عمار بر روایت ابن سنان حاکم است.

ج) پس: می‌توان به طهارت «بول و خرء حیوانات غیر ذی النفس السائله حرام گوشت» قائل شد.

مسئله ۱۵: حکم بول و خرء حیوانات ما له النفس السائله که بالعارض حرام گوشت شده‌اند (چه پرنده و چه غیر پرنده)

  1. چنانکه خواندیم مرحوم سید در عروة در این باره می‌نویسد:
    «و لا فرق في غير المأكول بين أن يكون أصليّاً كالسباع و نحوها، أو عارضيّاً كالجلّال و موطوء الإنسان، و الغنم الّذي شرب لبن خنزيرة»[5]
  2. حضرت امام هم در تحریر می‌نویسند:
    «البول و الخُرء من الحيوان ذي النفس السائلة غير مأكول اللحم ولو بالعارض، كالجلّال وموطوء الإنسان.»[6]
  3. چنانکه روشن است، حضرت امام به صراحت حکم را در ما له نفس سائله تصویر کرده‌اند و لذا می‌توان گفت ایشان در «ما لیس نفس سائله» حرمت عارضی را یا قابل تصویر ندانسته‌اند و یا آن را موجب نجاست نمی‌دانند و همچنین است عبارت عروة که اصل مسئله را در حیوانات ما له نفس سائله تصویر کرده‌اند.
  4. از بزرگانی که بر عروة حاشیه زده‌اند؛ حضرت امام، مرحوم نائینی، مرحوم جواهری و مرحوم بروجردی ذیل گوسفندی که شیر خوک خورده است حاشیه زده‌اند: «حتّى اشتدّ به لحمه»[7] و مرحوم جواهری تصریح دارد که در غیر این صورت «اقوی کراهت است».[8]
  5. مرحوم آل یس، در این مسئله، ابتدا قید «اشتداد لحم» را مطرح می‌کند و سپس حکم به احتیاط در هرگونه شرب می‌کند. و در انتها می‌نویسد که این حکم اختصاصی به گوسفند ندارد و همه «انعام ثلاثه» (شتر، گاو و گوسفند) را شامل می‌شود.[9]

[1] . مُحَمَّدُ بْنُ‌ الْحَسَنِ‌ بِإِسْنَادِهِ‌ عَنِ‌ اَلْحُسَيْنِ‌ بْنِ‌ سَعِيدٍ عَنْ‌ صَفْوَانَ‌ عَنِ‌ اَلْعَلاَءِ‌ عَنْ‌ مُحَمَّدٍ عَنْ‌ أَحَدِهِمَا عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ‌ قَالَ‌: سَأَلْتُهُ‌ عَنِ‌ الْبَوْلِ‌ يُصِيبُ‌ الثَّوْبَ‌ فَقَالَ‌ اغْسِلْهُ‌ مَرَّتَيْنِ‌ . [وسائل الشیعة، ج3، ص395، ح3959]

وَ عَنْهُ‌ عَنْ‌ فَضَالَةَ‌ عَنْ‌ حَمَّادِ بْنِ‌ عُثْمَانَ‌ عَنِ‌ اِبْنِ‌ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ‌: سَأَلْتُ‌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ‌ عَلَيْهِ‌ السَّلاَمُ‌ عَنِ‌ الْبَوْلِ‌ يُصِيبُ‌ الثَّوْبَ‌ قَالَ‌ اغْسِلْهُ‌ مَرَّتَيْنِ‌ . [وسائل الشیعة، ج3، ص395، 3960]

وَ عَنْ‌ عَلِيِّ‌ بْنِ‌ إِبْرَاهِيمَ‌ عَنْ‌ أَبِيهِ‌ عَنْ‌ عَبْدِ اللَّهِ‌ بْنِ‌ الْمُغِيرَةِ‌ عَنْ‌ سَمَاعَةَ‌ عَنْ‌ أَبِي بَصِيرٍ عَنْهُمْ‌ عَلَيْهِمُ‌ السَّلاَمُ‌ قَالَ‌: إِذَا أَدْخَلْتَ‌ يَدَكَ‌ فِي الْإِنَاءِ‌ قَبْلَ‌ أَنْ‌ تَغْسِلَهَا فَلاَ بَأْسَ‌ إِلاَّ أَنْ‌ يَكُونَ‌ أَصَابَهَا قَذَرٌ بَوْلٌ‌ أَوْ جَنَابَةٌ‌ فَإِنْ‌ أَدْخَلْتَ‌ يَدَكَ‌ فِي الْمَاءِ‌ وَ فِيهَا شَيْ‌ءٌ‌ مِنْ‌ ذَلِكَ‌ فَأَهْرِقْ‌ ذَلِكَ‌ الْمَاءَ‌. [وسائل الشیعة، ج1، ص152، ح378]

[2] . ن ک: بحوث فی شرح العروة الوثقی (صدر)، ج3، ص49

[3] . مُحَمَّدُ بْنُ‌ الْحَسَنِ‌ عَنِ‌ اَلْمُفِيدِ عَنِ‌ اَلصَّدُوقِ‌ عَنْ‌ مُحَمَّدِ بْنِ‌ الْحَسَنِ‌ عَنْ‌ أَحْمَدَ بْنِ‌ إِدْرِيسَ‌ عَنْ‌ مُحَمَّدِ بْنِ‌ أَحْمَدَ بْنِ‌ يَحْيَى عَنْ‌ أَحْمَدَ بْنِ‌ الْحَسَنِ‌ بْنِ‌ عَلِيِّ‌ بْنِ‌ فَضَّالٍ‌ عَنْ‌ عَمْرِو بْنِ‌ سَعِيدٍ عَنْ‌ مُصَدِّقِ‌ بْنِ‌ صَدَقَةَ‌ عَنْ‌ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ‌ عَنْ‌ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ‌ عَلَيْهِ‌ السَّلاَمُ‌ قَالَ‌: سُئِلَ‌ عَنِ‌ الْخُنْفَسَاءِ‌ وَ الذُّبَابِ‌ وَ الْجَرَادِ وَ النَّمْلَةِ‌ وَ مَا أَشْبَهَ‌ ذَلِكَ‌ يَمُوتُ‌ فِي الْبِئْرِ وَ الزَّيْتِ‌ وَ السَّمْنِ‌ وَ شِبْهِهِ‌ قَالَ‌ كُلُّ‌ مَا لَيْسَ‌ لَهُ‌ دَمٌ‌ فَلاَ بَأْسَ‌. [وسائل الشیعة، ج3، ص465، ح4183]

[4] . ن ک: بحوث فی شرح العروة الوثقی (صدر)، ج3، ص51

[5] . العروة الوثقی (جامعه مدرسین)، ج1، ص117

[6] . تحریر الوسیلة، ج1، ص119

[7] . العروة الوثقی (جامعه مدرسین)، ج1، ص117

[8] . همان

[9] . همان

پخش صوت جلسه

مطلب در قالب‌های دیگر

به بالا بروید