خارج فقه

نجاست بول و غائط / مسئله دوازده: طهارت بول و خرء حیوانات غیر ذی النفس سائله که دارای لحم نیستند ـ 1

شماره جلسه: 36

تکمله مربوط به صفحه 87 و قبل از ما می‌گوئیم:

کلام شهید صدر

مرحوم شهید صدر، یک استدلال جدید برای تقدیم روایت ابوبصیر[1] بر روایت عبدالله بن سنان[2] ارائه می‌کند.

ماحصل سخن ایشان آن است که روایت ابوبصیر حاکم بر روایت ابن سنان است چرا که ظهور روایت ابوبصیر در آن است که گویی حکم بول مایطیر را از یک حکم کلی استثناء می‌کند و آن حکم کلی را تخصیص می‌زند در حالی‌که روایت ابن سنان، چنین ویژگی را ندارد.

وجه استظهار ایشان آن است که می‌گویند در روایت ابوبصیر راوی گویی نجاست بول را به نحو قضیه مهمله (که دارای سور نیست و نه کلی بودن و نه جزئی بودن معلوم نیست) مفروض دانسته است و در ادامه بول مایطیر را از آن استثناء کرده است.

«دعوى حكومة موثقة أبي بصير على أدلة نجاسة بول ما لا يؤكل لحمه، باعتبار ظهورها في الاستثناء والتقييد، لأنها تفترض ثبوت النجاسة للبول بنحو القضية المهملة فتتعرض لنفي إطلاقها لبول الطير والقرينة على هذا الافتراض هي أن كل نفي للحكم عن حصة إذا لم يكن من المحتمل عادة اختصاص الحكم المنفي بها يكون له ظهور في أنه نفي استثنائي وأنه استثناء من الحكم الثابت على المطلق».[3]

ما می‌گوئیم:

توجه شود که مراد مرحوم صدر آن است که:

1ـ اگر عرفاً این احتمال مطرح باشد که شارع فقط می‌خواهد یک حکم منفی را برای یک موضوع جعل کند، در این صورت بحث استثناء و حکومت مطرح نیست (مثلاً اگر جایی قانون‌گذار می‌گوید: «لا یجب اکرام العالم»، این احتمال مطرح است که چون ممکن بود مردم خیال کنند که اکرام عالم واجب باشد (و نه هیچ گروه دیگر) لذا شارع آن را نفی کرده است و لذا در این صورت، نمی‌توان گفت که ظهور حجت در آن است که قاعده اولیه اکرام همه مردم است و تنها اکرام عالم از آن استثناء شده است.[4]

2ـ ولی اگر عرفاً این احتمال مطرح نباشد، در صورتی که شارع حکمی را از موضوعی سلب کرد، جهت مذکور ظهور در آن دارد که این حکم، استثناء از یک قاعده است. و چون چنین است، معلوم می‌شود که قضیه مذکور (که مشتمل بر این حکم است) با عنایت به آن قاعده صادر شده است و این همان حکومت است. و هرگاه یک قضیه حاکم بر قضیه دیگر باشد، مقدم بر آن شده و دیگر رابطه عموم‌من‌وجه بین دو قضیه ضرری به تقدیم نمی‌زند.

3ـ مرحوم صدر سپس برای این مطلب خودشان به بحث «لاضرر» اشاره می‌کنند و می‌گویند عرفاً بعید است که شارع فقط می‌خواسته است بگوید که من در حال ضرر حکمی را جعل نکرده‌ام. بلکه از منظر عرفی، روایت لا ضرر دال بر آن است که شارع حکم‌هایی را در جای خود جعل کرده بوده است و اکنون آن حکم‌ها را در صورتی که باعث ضرر شود نفی می‌کند.[5]

4ـ توجه شود که مرحوم صدر در صدد آن نیست که بگوید اگر قرینه مقامیه‌ای در کار بود (جمله‌ای که متضمن نفی حکم است + احتمال نمی‌دهیم که این جمله در مقام نفی یک توهّم وجوب باشد)، عنوان و لقب دارای مفهوم است و لذا از «لا بأس ببول مایطیر» (بول مایطیر نجس نیست)، استفاده می‌کنیم که «بول غیر مایطیر» نجس است.

بلکه ایشان فراتر از این را مدنظر دارد و معتقد است که در جایی که آن قرینه مقامیه موجود بود، «جمله‌ای که متضمن نفی است» حاکم بر ادله‌ای می‌شود که نجاست را (به هر نحو ممکن و برای هر عنوانی) در بول ثابت کرده است. و به همین سبب می‌خواهد ثابت کند که روایت ابوبصیر (بول مایطیر نجس نیست) حاکم بر روایت ابن سنان است که می‌گوید: «بول مالایؤکل لحمه نجس است». و اگرچه بین دو روایت عموم ‌من‌وجه برقرار است ولی حکومت باعث تقدم روایت ابوبصیر است. (و رابطه آن‌ها تخصیص نیست تا عموم‌ من‌وجه بودن مانع از تخصیص شود.)

5ـ آیت الله فیاض در کتاب خود با عنوان تعالیق مبسوطه علی مناسک الحج[6] در بحثی دیگر مشابه همین بحث را مطرح می‌کند و به صراحت می‌نویسد که اگر بین دو روایت عموم من‌وجه باشد ولی یکی از دو روایت، دارای قرینه مقامیه‌ای بود که ما مطرح کردیم، همان روایت در مورد اجتماع حاکم بر روایت دیگر می‌شود.

یادآوری:

قبل از اینکه بحث را ادامه دهیم، لازم است، بار دیگر شاکله اصلی بحث را مرور کنیم.

مسئله ۱۲: طهارت بول و خرء حیوانات غیر ذی النفس السائله که دارای لحم نیستند

1ـ توجه شود که حیوانات غیر ذی‌نفس سائله‌ خود به اقسام مختلف تقسیم می‌شوند که ما در این مسئله درباره فرض 2 و فرض ۵ سخن می‌گوییم:

2ـ خواندیم که مرحوم خویی، خفاش را از زمره این گروه می‌دانست.

3ـ توجه شود که فرض 2 و ۵، درباره آن حیواناتی است که لحم ندارند و لذا نمی‌توان آنها را غیر مأکول اللحم به معنای حرام گوشت دانست، اگرچه أکل این دسته حرام است و لذا جزء آنها هستند که أکلشان حرام است ولی چون گوشت ندارند، حرام گوشت به آنها اطلاق نمی‌شود.


[1]. «محمّد بن يعقوب، عن علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن عبدالله بن المغيرة، عن جميل بن درّاج، عن أبي بصير، عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال: كلّ شيء يطير فلا بأس ببوله وخرئه». وسائل الشيعة (ط-آل البیت)، ج3، ص412، حدیث 4015.

[2]. «وعنه، عن أبيه، عن عبد الله بن المغيرة، عن عبد الله بن سنان قال : قال أبو عبدالله (عليه السلام): اغسل ثوبك من أبوال ما لا يؤكل لحمه». وسائل الشيعة (ط-آل البیت)، ج3، ص405، حدیث 3988.

[3]. بحوث فی شرح العروۀ الوثقی، ج3، ص19.

[4]. ایضاً ن ک: همان، ج 1، ص239.

[5]. همان، ج3، ص29.

[6]. تعاليق مبسوطه على مناسك الحج، ص522.

پخش صوت جلسه

مطلب در قالب‌های دیگر

به بالا بروید