خارج فقه

نجاست بول و غائط / مسئله نه: طهارت بول و غائط مرغ خانگی

شماره جلسه: 26

مسئله ۹: طهارت بول و غائط مرغ خانگی

  1. در مورد «ذرق دجاجه» به سبب برخی روایات، شبهه‌ای در مورد نجاست آنها مطرح شده است.
  2. مرحوم امام درباره این مورد می‌نویسند:
    «و أمّا خرء الدجاجة، فلا ينبغي الإشكال في طهارته، بل مع شدّة ابتلاء الناس به لو كان نجساً لصار من الضروري. مع إمكان دعوى ضرورية طهارته. مضافاً إلى العمومات ، وخصوص رواية وهب»[1]
  3. [روایت وهب را خواهیم آورد.]
  4. مرحوم شیخ در خلاف می‌نویسد:
    «كلما يؤكل لحمه من الطيور و البهائم بوله، و ذرقه، و روثه، طاهر لا ينجس منه الثوب و لا البدن، الا ذرق الدجاج خاصة فإنه نجس.»[2]
  5. مرحوم علامه در مختلف می‌نویسد:
    «ذرق الدجاج الجلاّل نجس إجماعا، و في ذرق غير الجلاّل قولان: أحدهما الطهارة، اختاره ابن بابويه في من لا يحضره الفقيه ، و هو اختيار السيد المرتضى فإنّه قال في المسائل الناصرية: كل حيوان يؤكل لحمه فبوله و روثه طاهر ، و كذا قال أبو الصلاح ، و هو الظاهر من كلام ابن أبي عقيل ، و ابن البراج ، و افتى ابن إدريس بالطهارة أيضا و هو قول سلاّر . و أما الشيخان رحمهما اللّه فإنّهما استثنيا ذرق الدجاج من الحكم بطهارة  رجيع ما يؤكل لحمه و هو يدل على حكمهما بالتنجيس إلا أن الشيخ رحمه اللّه ذهب إلى طهارته في الاستبصار و هو المعتمد.»[3]
  6. حضرت امام می‌نویسند که ظاهر شیخ در تهذیب و استبصار آن است که با نظر مشهور موافقت کرده است[4] و چنانکه خواهیم دید شیخ در تهذیب[5] به صراحت حکم به طهارت ذرق دجاجه می‌کند.
  7. مرحوم نراقی در صدوقین [شیخ صدوق و پدر بزرگوارش] هم نقل کرده است که آنها هم قائل به نجاست ذرق دجاج بوده‌اند.[6]

روایت دال بر طهارت

روایت عامه:

عموماتی که خواندیم، می‌تواند بر طهارت ذرق دجاج هم دلالت کند، اگرچه امکان تخصیص آنها وجود دارد.

«وَ بِإِسْنَادِهِ‌ عَنْ‌ مُحَمَّدِ بْنِ‌ أَحْمَدَ بْنِ‌ يَحْيَى عَنْ‌ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ‌ أَبِيهِ‌ عَنْ‌ وَهْبِ‌ بْنِ‌ وَهْبٍ‌ عَنْ‌ جَعْفَرٍ عَنْ‌ أَبِيهِ‌ عَنْ‌ عَلِيٍّ‌ عَلَيْهِ‌ السَّلاَمُ‌ أَنَّهُ‌ قَالَ‌: لاَ بَأْسَ‌ بِخُرْءِ‌ الدَّجَاجِ‌ وَ الْحَمَامِ‌ يُصِيبُ‌ الثَّوْبَ‌.»[7]

ما می‌گوییم:

  1. روایت از طریق شیخ طوسی به محمد بن احمد بن یحیی اشعری است (که ثقه است البته گفته شده است که از ضعفا روایت می‌کند و صاحب کتاب نوادر الحکمه است البته در خودش طعنه نیست ولی به روایتش باید توجه کرد.) و مراد از ابی جعفر، احمد بن محمد بن خالد برقی است که هم او و هم پدر بزرگوارش ثقه هستند.
  2. اما وهب بن وهب (ابوالبختری)، نجاشی او را کذاب دانسته که برای هارون الرشید جعل خبر کرده است[8]، مادرش همسر امام صادق (ع) بوده است. البته نجاشی می‌نویسد که کتاب او را جماعتی نقل کرده‌اند[9]. مرحوم شیخ طوسی می‌نویسد که از قاضی القضاة بغداد بود و از طرف هارون الرشید منصوب شده بود. او ضعیف است و در روایاتی که متفرد است به سخن او عمل نمی‌شود[10]. و هم ایشان می‌نویسد[11]، او را عامی مذهب و ضعیف دانسته است. کشی[12] هم می‌نویسد، ابو البختری را «من اکذب البریّه» می‌خواند.

ادله نجاست:

یک) «وَ عَنْهُ‌ عَنْ‌ مُحَمَّدِ بْنِ‌ عِيسَى عَنْ‌ فَارِسٍ‌ قَالَ‌: كَتَبَ‌ إِلَيْهِ‌ رَجُلٌ‌ يَسْأَلُهُ‌ عَنْ‌ ذَرْقِ‌ الدَّجَاجِ‌ تَجُوزُ الصَّلاَةُ‌ فِيهِ‌ فَكَتَبَ‌ لاَ»[13]

ما می‌گوییم:

  1. سند روایت از طریق شیخ به محمد بن احمد بن یحیی است که او از محمد بن عیسی عبیدی نقل می‌کند.
  2. اما «فارس بن حاتم بن ماهویه قزوینی» را نجاشی[14] بسیار کم حدیث برمی‌شمارد، و می‌نویسد که کتاب‌هایی در رد بر واقفه و درباره عدد ائمه (ع) دارد، ولی مرحوم شیخ طوسی[15] او را «غالی و ملعون» برمی‌شمارد. شیخ او را از اصحاب امام هادی (ع) دانسته و کشی[16] می‌نویسد که امام هادی (ع) او را لعن کرده است.
  3. حضرت امام درباره سند این روایت می‌نویسند:
    «و أمّا رواية فارس قال: كتب إليه رجل يسأله عن ذرق الدجاج، تجوز الصلاة فيه‌؟ فكتب: «لا» . فمردودة على راويها الذي هو فارس بن حاتم بن ماهويه القزويني الكذّاب اللعين، المختلط الحديث وشاذّه، المقتول بيد أصحاب أبي محمّد العسكري عليه السلام وبأمر أبي الحسن عليه السلام كما هو المرويّ‌»
  4. مرحوم حاج آقا رضا همدانی علاوه بر ضعف سند، به این نکته هم توجه می‌دهد که روایت مضمر و مکاتبه است.[17]
    توجه شود که در مورد مکاتبه اولاً احتمال تقیه بیشتر است و ثانیاً کسیکه مکاتبه را می‌بیند، ممکن است مقصود بالافهام نبوده باشد و لذا قرائن بین الاثنینی را نداند.
  5. اما درباره مضمر بودن روایت: شیخ در تهذیب ابتدا روایت را در جلد ۱ صفحه ۲۶۷ به صورت مضمره نقل می‌کند (حدیث شماره 782) ولی در ادامه در جلد ۱ صفحه ۲۸۴ ذیل روایت ۸۳۱ می‌نویسد: روایت فارس را از «صاحب العسکر» برمی‌شمارد.
    نکته مهم آن است که فارس ابتدا وکیل امام هادی (ع) در سامرا بوده است و بعد با یکی دیگر از وکلای حضرت به نام علی بن جعفر هُمانی درگیر می‌شود و حضرت جانب علی بن جعفر را گرفته و به سبب آنکه فارس در مقابل حکم حضرت مخالفت می‌کند و حتی از ارسال وجوهات به نزد حضرت سر باز می‌زند، او را لعن کرده و به جامعه شیعه این مطلب را اطلاع می‌دهند. فارس از این بعد طرفدار جعفر کذاب برادر کوچکتر امام عسکری (ع) می‌شود و بعد از شهادت امام هادی (ع)، به شدت با امامت امام عسکری (ع) مخالفت کرده و حتی خواهرش سردمدار مخالفت با امام زمان (عج) و دفاع از امامت جعفر بعد از شهادت حضرت عسکری است.[18]
    با توجه به آنچه گفتیم، ممکن است مراد از صاحب العسکر امام هادی (ع) باشد و روایت مربوط به زمان سلامت عقیده فارس بوده است و ممکن است مراد امام عسکری (ع) باشد و این روایت را فارس در مقام تخطئه امام عسکری (ع) نقل کرده باشد. چرا که می‌دانیم فارس در مورد علم حضرت عسکری (ع) به احکام شریعت سخنان نادرست می‌گفته است.[19]
    ولی در هر حال روایت مضمره نیست.
  6. مرحوم شیخ طوسی درباره جمع بین روایت فارس و روایت وهب بن وهب، 3 احتمال را مطرح می‌کند: یا بگوییم لا تجوز الصلاة حمل بر کراهت نماز در فرض آلودگی به ذرق دجاج است یا بگوییم مراد مرغ جلّال است و یا روایت را حمل بر تقیه کنیم چرا که نجاست ذرق دجاج، نظر اکثر عامه است.[20]
  7. مرحوم آقا رضا همدانی هم روایت فارس را به سبب موافقت با نظر ابوحنیفه قابل قبول نمی‌داند و علاوه بر آن می‌نویسد چون امکان حمل آن بر کراهت وجود دارد، نمی‌توان از آن حکم به نجاست را استفاده کرد.

جمع‌بندی:

با توجه به اینکه:

اولاً: روایت فارس قابل استناد نیست.

ثانیاً: روایت وهب بن وهب به فرموده شیخ در صورتی که راوی متفرّد نباشد، قابل اخذ است.

ثالثاً: نجاست ذرق دجاج اگر ثابت بود، با توجه به شیوع آن حکم بسیار مشهود می‌شد (بلکه به فرموده امام «لصار من الضروری»[21])

رابعاً: عمومات طهارت خرء و بول مایؤکل لحمه، خصوصاً تعلیل روایت عمار بن موسی (که در مورد خرء پرستو وارد شده بود و حضرت آن را به علت مأکول اللحم بودن پاک دانست[22]) در میان است.

می‌توان به طهارت بول و عذره مرغ خانگی مطمئن شد.


[1] . کتاب الطهارة (امام خمینی)، ج3، ص37

[2] . الخلاف، ج1، ص485

[3] . مختلف الشیعة، ج1، ص455

[4] . کتاب الطهارة (امام خمینی)، ج3، ص37

[5] . ج1، ص284

[6] . مستند الشیعة، ج1، ص147؛ المقنع، ص14

[7] . وسائل الشیعة، ج3، ص412، ح4016

[8] . رجال، ص430

[9] . همان

[10] . الفهرست، ص303

[11] . ص487

[12] . ج1، ص309

[13] . وسائل الشیعة، ج3، ص412، ح4017

[14] . رجال، ص310

[15] . رجال، ص290

[16] . ص520

[17] . مصباح الفقیه، ج7، ص29

[18] . ن ک: فرهنگ جامع فرق اسلامی، ج1، ص455

[19] . همان، ص456

[20] . ن ک: تهذیب، ج1، ص284؛ وسائل الشیعة، ج3، ص412

[21] . ن ک: کتاب الطهارة (امام خمینی)، ج3، ص36

[22] . «اَلْحَسَنُ‌ بْنُ‌ يُوسُفَ‌ بْنِ‌ الْمُطَهَّرِ الْعَلاَّمَةُ‌ فِي اَلْمُخْتَلَفِ‌ نَقْلاً مِنْ‌ كِتَابِ‌ عَمَّارِ بْنِ‌ مُوسَى عَنِ‌ اَلصَّادِقِ‌ عَلَيْهِ‌ السَّلاَمُ‌ قَالَ‌: خُرْءُ‌ الْخُطَّافِ‌ لاَ بَأْسَ‌ بِهِ‌ هُوَ مِمَّا يُؤْكَلُ‌ لَحْمُهُ‌ وَ لَكِنْ‌ كُرِهَ‌ أَكْلُهُ‌ لِأَنَّهُ‌ اسْتَجَارَ بِكَ‌ (وَ أَوَى إِلَى مَنْزِلِكَ‌) وَ كُلُّ‌ طَيْرٍ يَسْتَجِيرُ بِكَ‌ فَأَجِرْهُ‌.» [وسائل الشیعة، ج3، ص411، ح4013]

پخش صوت جلسه

مطلب در قالب‌های دیگر

به بالا بروید