خارج اصول فقه

مباحث مطلق و مقیّد / هفت: اصل در مقام بیان ـ 2

شماره جلسه: 88

بحث: اصل در مقام بیان

مرحوم آخوند می‌نویسد:

«و هو أنه لا يبعد أن يكون الأصل فيما إذا شك في كون المتكلم في مقام بيان تمام المراد هو كونه بصدد بيانه و ذلك لما جرت عليه سيرة أهل المحاورات من التمسك بالإطلاقات فيما إذا لم يكن هناك ما يوجب صرف وجهها إلى جهة خاصة و لذا ترى أن المشهور لا يزالون يتمسكون بها مع عدم إحراز كون مطلقها بصدد البيان‏»[1]

ما می‌گوییم:

  1. در مورد فرمایش مرحوم آخوند می‌توان نکته‌ای را مطرح کرد:

اگر شک در مقام بیان داریم، گاهی قیدی هست که جهت خاص را معلوم می‌کند (و این همان است که مرحوم آخوند اشاره کرده‌اند) و گاهی قیدی هست که جهت خاص را معلوم نمی‌کند ولی معلوم می‌کند که قیدی هست که الان نمی‌خواهد بگوید (و این «ما يوجب صرف وجهها إلى جهة خاصة» نیست، بلکه «ما يوجب صرف وجهها إلى جهة مّا» است.) و گاهی هیچ قیدی مطرح نیست.

در کلام مرحوم آخوند به قسم دوم اشاره نشده است ولی در این صورت هم حمل کلام بر اطلاق ممکن نیست.

  • ما حصل فرمایش مرحوم آخوند آن است که احراز مقام بیان اعم از احراز وجدانی و احراز تعبدی که ناشی از اصل «در مقام بیان بودن» است.
  • مرحوم آخوند سپس اشاره می‌کنند که: «شاید علت اینکه همه اهل محاوره، اصل را اطلاق می‌دانند، آن بوده باشد که ایشان اطلاقات را دارای دلالت وضعی بر شیوع (مثل عام) می‌دانند.» و سپس از آن پاسخ می‌دهند که بعید است چنین مبنایی در میان اهل محاوره بوده باشد، و اگر چنین نسبتی هم به عرف داده شده است به خاطر آن بوده که دیده‌اند همه عرف اصل را در اطلاقات، شیوع می‌دانند و لذا فکر کرده‌اند که این به خاطر دلالت وضعی بوده است، در حالیکه علت این عمل عرف، تمسک به سیره عقلایی بوده است.

«و بعد كونه لأجل ذهابهم إلى أنها موضوعة للشياع و السريان و إن كان ربما نسب ذلك إليهم و لعل وجه النسبة ملاحظة أنه لا وجه للتمسك بها بدون الإحراز و الغفلة عن وجهه فتأمل جيدا.»[2]

کلام حضرت امام:

حضرت امام می‌نویسند:

«لا شبهة في أنّه إذا شكّ في أنّ المتكلّم هل هو في مقام بيان جميع ما هو دخيل في مراده- بعد إحراز كونه في مقام بيان الحكم- أو أنّه بصدد الإجمال و الإهمال، يكون الأصل العقلائيّ هو كونه في مقام [بيان‏] تمامه، و به جرت سيرة العقلاء.

نعم، إذا شكّ في أنّه في مقام بيان هذا الحكم أو حكم آخر، فلا أصل لإحراز كونه في مقامه، فالأصل بعد إحراز كونه بصدد بيان الحكم يقتضي أن يكون بصدد بيان تمام ما يدخل في الموضوع في مقابل الإهمال و الإجمال، لا كونه بصدد بيان هذا الحكم دون غيره، فلا بدّ فيه من الإحراز الوجدانيّ، أو بدليل آخر.»[3]

توضیح:

  1. اگر احراز کردیم که متکلم در مقام بیان حکم هست ولی شک داشتیم که در مقام اهمال و اجمال است و یا در مقام بیان تمام المراد (اطلاق) است:
  2. در این صورت سیره عقلا بر آن است که اصل را بر «بودن در مقام بیان تمام مراد» می‌دانند.
  3. اما اگر احراز نکردیم که متکلم در مقام بیان اصل حکم است، بلکه شک داریم که در مقام بیان این حکم است و یا حکم دیگری را می‌خواسته بگوید، در این صورت اصل عقلایی در میان نیست.
  4. و در این مواقع باید به سراغ ادله دیگری رفت.

[1] . کفایة الاصول، ص248

[2] . همان

[3] . مناهج الوصول، ج2، ص328

پخش صوت جلسه

مطلب در قالب‌های دیگر

به بالا بروید