نکته چهارم)
برخی از بزرگان دراهم مغشوشه را به دو قسم تقسیم کرده اند:
«فالأولى أن يقال: إنّ الدراهم المغشوشة على قسمين: قسم يكون فاسدا خارجا عن رواج المعاملة، بل لعلّها عملت و صنعت لإغواء الناس و تصاحب أموالهم بذلك كما شاع في أعصارنا أيضا من عمل ما يشبه النقود الرائجة للتدليس، فهذا القسم ممّا يجب إفناؤها أو تغيير صورتها قطعا حسما لمادّة الفساد، و الظاهر أنّ الروايات المذكورة ناظرة إلى هذا القسم. و بالجملة فالغش في هذا القسم ضدّ النصح و يكون مشتملا على مفهوم الإخفاء و التدليس، و حرمة الغشّ بهذا المعنى واضحة، فما لا أثر له إلّا الغشّ به وجب إتلافه و حرمت المعاملة عليه.
القسم الثاني: ما تكون رائجة في سوق المعاملات لاعتبار حكومة الوقت إيّاها نحو اعتبارها للدراهم الخالصة، و إن كان خلطها كثيرا بالنسبة إلى الدراهم الجيّدة، إذ العمدة في الرواج و لا سيّما في عصرنا اعتبار حكومة الوقت و قدرتها. و في الحقيقة لا غشّ في هذا القسم بالمعنى الذي مرّ، بل يراد بالغشّ فيها خلطها بغير جنسها.
و الأخبار في جواز المعاملة على الدراهم المغشوشة بهذا المعنى مستفيضة، فراجع الوسائل:
منها: صحيحة فضل أبي العباس، قال: سألت أبا عبد اللّه عليه السّلام عن الدراهم المحمول عليها؟ فقال: «إذا أنفقت ما يجوز بين أهل البلد فلا بأس، و إن أنفقت مالا يجوز بين أهل البلد فلا.» و منها: رواية حريز، قال: كنت عند أبي عبد اللّه عليه السّلام فدخل عليه قوم من أهل سجستان فسألوه عن الدراهم المحمول عليها؟ فقال: «لا بأس إذا كان جواز المصر.» و منها: رواية محمّد بن مسلم عن أبي جعفر عليه السّلام، قال: جاء رجل من سجستان فقال له: إنّ عندنا دراهم يقال لها: الشاهيّة تحمل على الدرهم دانقين. فقال: «لا بأس به إذا كانت تجوز.» إلى غير ذلك من الأخبار، فراجع.
و قد تحصّل ممّا ذكرنا أنّ هذه الأخبار تحمل على ما إذا كانت المغشوشة بيّنة الغشّ رائجة في سوق المعاملات، فلا تدليس فيها و الغشّ فيها بمعنى الخلط لا التغرير، و الأخبار السابقة تحمل على ما إذا كانت غير رائجة بل كان عملها بقصد التدليس و التغرير، فالواجب كسرها و إتلافها، إلّا إذا فرض لها منافع محلّلة عقلائيّة، كالتزيّن مثلا مع الأمن من إنفاقها. و يظهر من مصباح الفقاهة حمل الأخبار السابقة على الكراهة جمعا بين الطائفتين. و لكن ما ذكرناه من الجمع بينهما أقرب إلى الاعتبار و إلى ظاهر الأخبار، فتدبّر.» [1]
توضیح:
- درهم های مغشوش گاهی ساخته شده اند برای اغواء مردم. این دسته را باید از بین برد.
- غش در اینجا ضد خیر خواهی است.
- ولی گاهی این درهم ها رواج حکومتی هم دارند ولی نقره خالص نیست. این ها چون حکومت آنها را معتبر می داند، استفاده آنها کلاه برداری نیست.
- غش در اینجا به معنای مخلوط بودن است.
- روایاتی دال بر جواز معامله با این سکه ها وجود دارد:
- در این روایات سکه هایی که بیش از سکه های متعارف است (2 دانق بیشتر دارد) جایز شمرده شده اند.
- محصل آنکه: اگر سکه های مغشوشه به اندازه ای هستند که مردم می فهمند، اشکالی ندارد و الا اگر باعث گمراهی می شوند، اشکال دارد.
- مرحوم خویی این دو دسته روایت را به حمل بر کراهت جمع کرده است.
ما می گوییم:
1) ما حصل فرمایش صاحب دراسات آن است که:
2) اما این تقسیم بندی امروزه با توجه به اینکه رواج وابسته به ضرب حکومت است و در ضرب حکومت هم غش فرض ندارد، قابل تصویر نیست. اما اگر کسی در مغازه اش سکه بهار آزادی ـ به اندازه طلای لازم ـ ضرب کرد، این ضرب حکومتی ندارد و می تواند مصداق بحث ما باشد.
پس:
مطابق آنچه در تقسیم بندی اولیه آوردیم و با توجه به ادله می توانیم بگوییم:
ü الف) سکه های ممسوح، ممن است در جامعه موجود باشد و حکم آن در جای خود مطرح می شود.
ü ب) سکه های غیر ممسوح ناقص شده: اگر عرف آنها را می پذیرید، معامله با آنها اشکال ندارد.
ü ج) سکه های غیر مضروب حکومت: معامله با آنها اشکال دارد و از بین بردن آنها لازم است؛ اگرچه ماده آنها ارزش دارد.
ü د) سکه های غیر رایج: از بین بردن آنها لازم نیست ولی نباید با آنها همانند سکه های رایج برخورد کرد.
ü هـ) آنچه گفتیم درباره اسکناس هم جاری است؛ با این تفاوت که ماده اسکناس های غیر حکومتی، ارزش ندارد.
[1]. دراسات في المكاسب المحرمة؛ ج2، ص: 211