ما می گوییم:
1) علاوه بر این پنج احتمال می توان یک سوال دیگر را هم مطرح کرد و آن اینکه اگر شرب و اکل به وسیله طلایی و نقره ای باشد ولی آن وسیله «آنیه» نباشد، چه حکمی دارد؟ (مثلا اگر شیر آب از طلا بود.)
2) درباره اینکه آیا صرفا استعمال ظروف طلا و نقره در اکل و شرب حرام است و یا هر نوع استفاده از آنها حرام است، عبارات علما را بررسی می کنیم:
الف) مرحوم محقق در شرایع در این باره می نویسد:
«و لا يجوز الأكل و الشرب في آنية من ذهب أو فضة و لا استعمالها في غير ذلك … و في جواز اتخاذها لغير الاستعمال تردد و الأظهر المنع.» [1]
مرحوم صاحب جواهر در ذیل بحث از جواز شرب و اکل می نویسد:
«إجماعاً منّا، بل و عن كلّ من يحفظ عنه العلم عدا داود فحرّم الشرب خاصّة محصَّلًا و منقولًا مستفيضاً إن لم يكن متواتراً كالنصوص به من الطرفين.» [2]
و در ذیل بحث از جواز استفاده های دیگر می نویسد:
«وفاقا للمشهور بين الأصحاب نقلا و تحصيلا بل لا أجد فيه خلافا إلّا من مختلف الفاضل …» [3]
ب) مفتاح الکرامه در توضیح اقوال علما می نویسد:
«قوله قدّس سرّه: و يحرم استعمالها في الأكل و الشرب بإجماع كلّ من يحفظ عنه العلم إلّا ما نقل عن داود فإنّه حرم الشرب خاصّة، و الشافعي أنّ النهي نهي تنزيه كما في «المنتهى » و في «التحرير و التذكرة و الذكرى و المجمع للأردبيلي و المدارك» و غيرها الإجماع عليه.
و في «الخلاف» إطلاق كراهة استعمالها و حمله في «المعتبر و المختلف و الذكرى» على التحريم. قال الفاضل: و هو بعيد عن عبارته. و في «المجمع» لو لا الإجماع لكان القول بكراهة استعمال الأواني حسنا.
قوله قدّس سرّه: و غيرهما قال به علماؤنا و به قال الشافعي و مالك كما في «المنتهى» و عند علمائنا أجمع كما في «التذكرة» و عندنا كما في «التحرير».
و في «المجمع» دليل تحريم الاستعمال مطلقاً إجماعنا المفهوم من المنتهى بعد نقل إجماع المسلمين على تحريمه للأكل و الشرب. و في «كشف الرموز » لا خلاف فيه. و في «المدارك» أجمع الأصحاب على تحريم استعمال أواني الذهب و الفضّة. و نسبه في «الكفاية» إلى المشهور.
و اقتصر الصدوق و المفيد و سلّار و الشيخ في «النهاية» على الأكل و الشرب. و نقل عن المفيد تحريم المأكول و المشروب في أواني الذهب و الفضّة مستنداً إلى قوله عليه السلام: «إنّما يجرجر في بطنه نار جهنّم» قال في «الذكرى» و هو يلوح من كلام أبي الصلاح.
قوله قدّس سرّه: و هل يحرم اتّخاذها لغير الاستعمال كتزيين المجالس؟ فيه نظر أقربه التحريم تحريم اتّخاذها لغير الاستعمال هو المشهور كما في «المدارك و الكفاية» و مذهب الأكثر كما في «المجمع» و به قال الشيخ و المحقّق في «المعتبر» و اليوسفي في «كشف الرموز » و المصنّف في «المنتهى » و ولده في «الإيضاح» و المحقّق الكركي. و هو ظاهر الشهيد في «الذكرى».
و استقرب في «المختلف » الجواز وفاقاً لابن إدريس. و استحسنه صاحب «المدارك» و مال إليه شيخه في «المجمع ».
و التحريم مذهب أحمد و أحد قولي الشافعي. و قال في «الذكرى » و في المشاهد و المساجد نظر. و كأنّه أراد تزيينها بقناديل الذهب و الفضّة. و تردّد في ذلك في «المدارك و الكفاية » و يحتمل إرادة زخرفة السقوف و الحيطان. و هذا قال الشيخ فيه: لا نصّ في تحريمها و الأصل الإباحة. و مثله قال الأردبيلي. و ابن إدريس على المنع من ذلك كلّه. قال في «المدارك » و هو أحوط. و في «المجمع» على تقدير التحريم لا ينبغي الفرق بين المشاهد و غيرها و دليل التعظيم و ميل قلوب الناس لا يصلح لتخصيص الدليل لو كان موجوداً.» [4]
توضیح:
- حرمت استعمال در اکل و شرب، اجماعی است و جز داوود (که فقط در شرب قائل به حرمت شده) و شافعی (که نهی از اکل و شرب را حمل بر کراهت کرده) همه علمای اسلام قائل به تحریم هستند.
- علامه در منتهی، تحریر، تذکره و شهید در ذکری و اردبیلی در مجمع الفائده و صاحب مدارک و دیگران [از جمله صاحب ریاض] بر مسئله ادعای اجماع کرده اند.
- اما شیخ طوسی در خلاف، حکم به کراهت استعمال در اکل و شرب کرده است ولی محقق حلی در معتبر و علامه در مختلف و شهید در ذکری لفظ کراهت را حمل بر حرمت کرده اند. اما فاضل هندی این حمل را نپذیرفته است.
- مرحوم اردبیلی می نویسد که اگر اجماع نبود، حکم به کراهت استعمال حکم خوبی بود.
- اما استعمال در غیر اکل و شرب [مثل استعمال در شستشو]: علامه در منتهی می نویسد: «علمای ما و شافعی و مالک قائل به حرمت هستند» و در تذکره می نویسد: «حرام است نزد علمای ما اجمع» و در تحریر می نویسد: «حرام است نزد علمای ما».
- اردبیلی هم استعمال در غیر اکل و شرب را ادعای اجماع علامه بر می شمارد.
- فاضل آبی در کشف الرموز می نویسد «لا خلاف فی حرمته»
- صاحب مدارک هم تحریم استعمال را اجماعی دانسته است.
- سبزواری هم در کفایه آن را به مشهور نسبت داده است.
- اما صدوق و مفید و سلار و شیخ در نهایه، حرمت را فقط در اکل و شرب منحصر کرده اند.
- اما غیر استعمال [یعنی استفاده در تزیین که استعمال نیست]: حرمت این نوع استفاده هم مشهور است و برخی آن را مذهب اکثر دانسته اند.
- شیخ طوسی، محقق، یوسفی (فاضل آبی)، علامه در منتهی، فخر المحققین، محقق کرکی و ظاهر شهید اول به حرمت حکم کرده اند.
- علامه در مختلف قول جواز را قریب دانسته و صاحب مدارک حسن دانسته و اردبیلی به آن میل کرده است. ابن ادریس هم آن را جایز دانسته است.
- اما مرحوم شهید در ذکری استعمال ظروف طلا و نقره را در مشاهد و مساجد جایز دانسته اند که ظاهراً استعمال در تزیین است (مثل اینکه این ظروف را مثل قندیل آویزان کنند)
- صاحب مدارک و صاحب کفایه در این که تزیین مشاهد و مساجد به آنها جایز باشد، تردید کرده اند.
- شیخ طوسی هم تجویز کرده است و اردبیلی هم تجویز کرده است.
- اما ابن ادریس [که تزیین در غیر مسجد را جایز می داند] استعمال را در مشاهد جایز نمی داند.
- محقق اردبیلی گفته اگر حرام است فرقی بین مشاهد و غیر آن نیست و تعظیم شعائر یا جذب قلوب مردم، باعث تخصیص ادله حرمت (اگر موجود باشد) نیست.
[1]. شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام؛ ج1، ص: 47
[2]. جواهرالکلام، ج 6 ص 328
[3]. جواهرالکلام، ج 6 ص 343
[4]. مفتاح الكرامة في شرح قواعد العلامة (ط – الحديثة)؛ ج2، ص: 235