- کلام مرحوم ایروانی:
سابق بر این استدلال مرحوم ایروانی را ذیل آیه شریفه آوردیم،[1] خلاصه آن چنین است:
- استدلال به این آیه متوقف بر 3 مقدمه است:
- مقدمه اوّل: «فاء» در فاجتنبوه دلالت کند بر اینکه علّت اجتناب رجس بودن است.
- مقدمه دوم قسمت اول: رجس بودن علّت تامه اجتناب است.
- مقدمه دوم قسمت دوم: رجس به معنای نجس، یا اعم مطلق از نجس است. (ونه اعم من وجه)
- مقدمه سوم: حکم عبارت است از وجوب اجتناب مطلقا (چه انتفاعات مقصوده و چه غیر مقصوده)
- امّا همه مقدمات محل مناقشه است چراکه:
- مقدمه اول باطل است چون اگرچه ظهور فاء در تفریع است ولی به شرطی این تفریع کامل بود که ضمیر در فاجتنبوه، ضمیر جمع بود که به خمر و میسره و … بر می گشت. ولی اگر ضمیر به رجس بر گردد دیگر فاء تفریعی نیست چراکه معنی ندارد بگوییم «خمر و …، رجس هستند پس از رجس اجتناب کنید» [یعنی اگر فاء برای تفریع است، باید ضمیر جمع باشد و اگر ضمیر را مفرد آورید دیگر فاء برای تفریع نیست.]
- قسمت اول مقدمه دوم، غلط است چراکه من عمل الشیطان قید رجس است و لذا رجس + من عمل الشیطان، علت است. پس اگر بخواهیم به آیه استدلال کنیم باید اوّل بگوییم هر نجس و متنجسی «رجس من عمل الشیطان» است. در حالیکه این قابل اثبات نیست.
- اگر بگویند هر کدام از رجس و من عمل الشیطان، یک علت تامه مستقل است برای وجوب اجتناب: در این صورت آیه شریفه به دو قیاس مستقل منحل می شود و شاید هم همین مورد نظر آیه باشد که درباره خمر، رجس و درباره انصاب و ازلام من عمل الشیطان مد نظر باشد به این صورت:
خمر رجس است ………………………………………………….. انصاب و ازلام من عمل الشیطان هستند.
رجس واجب الاجتناب است …………………………….. هر چه من عمل الشیطان است، واجب الاجتناب است
خمر واجب الاجتناب است …………………………………………….. انصاب و ازلام واجب الاجتناب هستند
- قسمت دوم مقدمه دوم غلط است چراکه: رجس مترادف با نجس نیست و اعم مطلق از نجس هم نیست چراکه رجس یعنی قذر عرفی و کلب و … قذر عرفی نیستند. (چنانکه متنجس ها هم بعضاً قذر عرفی نیستند)
- و مقدمه سوم غلط است چراکه: ظهور فاجتبوه در اجتناب از منافع ظاهره مقصوده است.
کلام مرحوم ایروانی:
حضرت امام استدلال به آیه را رد کرده بودند، خلاصه آنچه سابقاً از ایشان آوردیم چنین است:
- این استدلال غلط است چراکه:
اوّلاً: آنچه حرام است [از باب علیت]، «رجس من عمل الشیطان» است و نه مطلق الرجس و «من عمل الشیطان» مفهوم روشنی ندارد و باید آن را شارع تبیین کند. حال اگر شک کنیم که آیا بیع و شراء هم از عمل شیطان است یا نه؟ [دلیل مجمل می شود] و نمی توان به آیه برای حرمت بیع و شراء تمسک کرد.
ثانیاً: خمر از عمل شیطان نیست و لذا باید چیزی را در آیه، در تقدیر گرفت و شاید آنچه در تقدیر است «شرب» باشد یعنی «شرب خمر از عمل شیطان است».
- اللهم الا أن یقال: اینکه می گویند «خمر عمل شیطان است»، نوعی مجاز است. یعنی چون همه تصرفات در خمر از اعمال شیطان است، ادعاءً می گویند خمر عمل شیطان است و روشن است که این مجاز تنها در صورتی پسندیده است که همه تصرفات از عمل شیطان باشد و نه شرب به تنهایی. اضف إلی ذلک که مجاز در حذف [اینکه به جای حرمت شرب خمر بگویند حرمت خمر مثلاً] مستهجن است.
- ثالثاً: رجس ـ مطلقا و یا اینکه در آیه شریفه ـ به جهت اینکه قمار و انصاب هم در آیه مورد اشاره قرار گرفته اند، نمی تواند به معنای نجاست مورد نظر باشد و لذا نمی توان چنین معنایی را استظهار کرد. البته اگر ثابت شود که مراد از رجس همین نجاسب فقهی است، می توان وجهــی را برای صحّت این نحوه بیان یافت.
- ب) دلیل دوم بر حرمت انتفاع از متنجسات
مرحوم شیخ انصاری به عنوان دومین دلیل، تمسک به آیه شریفه «و الرجز فاهجر» را مطرح کرده اند و از آن جواب داده اند:
«و من بعض ما ذكرنا يظهر ضعف الاستدلال على ذلك بقوله تعالى وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ؛ بناءً على أنّ «الرُّجْز» هو الرجس.» [2]
درباره این آیه برخی از بزرگان نوشته اند:
«و قد وقع هذه الكلمة في موارد كثيرة من القرآن الكريم بكسر الراء و أريد به العذاب أو نوع منه، فراجع.
و في هذه الآية قرئ بالضم و بالكسر معا، و القراءة المشهورة بالضمّ.
و في المجمع بعد نقل القراءتين قال: «و يجوز أن يكون الرجز و الرجز لغتين كالذكر و الذكر.»
و في مقام بيان المعنى حكى عن قدماء المفسرين تفسيره بالأصنام و الأوثان و العذاب و المعاصي و الفعل القبيح و الخلق الذميم و حبّ الدنيا.
و في تفسير علي بن إبراهيم تفسيره بالخسيء الخبيث و معنى الخسيء: الرديء.
و في الدر المنثور روى روايات كثيرة عن الصحابة و التابعين في معناه قريبا ممّا ذكر. و روى عن جابر قال: سمعت رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله يقول: و الرجز فاهجر- برفع الراء- و قال: «هي الأوثان».
و جميع هذه المعاني محتملة في الآية و إن كان المخاطب فيها هو النبي الأكرم سواء أريد نفسه الشريفة أو كان من قبيل: «إيّاك أعني و اسمعي يا جارة» و حيث إنّ الآية مسبوقة بقوله- تعالى-: وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ. و الحكم فيها يناسب الصلاة فيحتمل أن يراد بهذه الآية أيضا هجر النجاسات في الصلاة. و يحتمل أيضا أن يراد بالأولى التطهير من النجاسات الظاهرية و بهذه الآية هجر القذارات المعنوية بإطلاقها، و يكون ذكر كلّ واحد من المعاني المذكورة من باب الجري و التطبيق. و كيف كان فلا دلالة لها على حرمة جميع الانتفاعات من النجاسات الذاتية فضلا عن المتنجّسات.» [3]
توضیح:
- لفظ رِجز به کسر راء در آیاتی به معنای عذاب و یا نوعی از عذاب آمده است [ما می گوییم: مثلاً: «و انزلنا علی الذین ظلموا رجزاً من السماء» [4]]
- ولی در آیه مورد نظر هم «رجز» به کسر و هم به ضم خوانده شده است اگرچه قرائت به ضم مشهورتر است.
- مجمع البیان می گوید که این دو قرائت دو لغت باشند [یعنی دو لغت با یک معنی]
- مجمع البیان این لغت را به معنای بت، عذاب، معصیت، فعل قبیح، اخلاق بد و حب دنیا تفسیر کرده است.
- در تفسیر علی ابن ابراهیم هم این لغت به معنای پست آمده است.
- تفسیر الدر المنثور هم معنایی نزدیک به همان معانی را آورده است. و از جابر نقل کرده است که «رُجز» به معنای بُت هاست.
- مخاطب آیه پیامبر (ص) است اگرچه ممکن است مراد دیگران باشند.
- مناسب با آیه قبل آن است که این آیه هم مربوط به نماز باشد به این صورت که آیه «ثیابک فطهر» نجاست ظاهری و آیه «والرجز فاهجر» نجاست باطنی را می گوید.
- پس آیه قابل استدلال برای حرمت انتفاع از نجس یا متنجس نیست.
[1]. درسنامه سال اول، ص 105
[2]. كتاب المكاسب (للشيخ الأنصاري، ط – الحديثة)؛ ج1، ص: 84
[3]. دراسات في المكاسب المحرمة؛ ج2، ص: 68
[4]. بقره، 56
خارج فقه
دروس مرتبط
بیع دهن متنجسه (روغن نجس شده)/ مسئله انتفاع از دهن متنجسه در غیر از استصباح ـ 8
شماره جلسه: 97
- برچسبها: آیه الرجز فاهجر, انتفاع از متنجسات, شیخ انصاری
- تفسیر قرآن
- سوره ناس
- سوره فلق
- سوره توحید
- سوره مسد
- سوره نصر
- سوره کافرون
- سوره کوثر
- سوره ماعون
- سوره قریش
- سوره فیل
- سوره همزه
- سوره عصر
- سوره تکاثر
- سوره قارعه
- سوره عادیات
- سوره زلزال
- سوره بینه
- سوره قدر
- سوره علق
- سوره تین
- سوره انشراح
- سوره ضحی
- سوره لیل
- سوره شمس
- سوره بلد
- سوره فجر
- سوره غاشیه
- سوره اعلی
- سوره طارق
- سوره بروج
- سوره انشقاق
- سوره مطففین
- سوره انفطار
- سوره تکویر
- خارج فقه
- خارج اصول فقه
- طلب و اراده
- نهجالبلاغه
- شرح منظومه
- شرح مقدمه قیصری