خارج اصول فقه

مسئله ضد / آیا امر به شیء مقتضی نهی از ضد آن است ـ 23

شماره جلسه: 24

تقریر مرحوم قوچانی از سخن مرحوم آخوند:

مرحوم قوچانی از شاگردان مرحوم آخوند در تعلیقیه خویش بر کفایه این کلام مرحوم آخوند را با بیان مقدماتی ذکر می کنند.

ایشان می نویسد:

«فلوضوح‏ اتحاد المرتبة بينهما، لانّ عدم الضد المعدوم نقيض و متقابل لوجوده المضاد المتقابل مع وجود الضد الموجود؛ و من المعلوم انّ بين كل متقابلين من أقسام التقابل اتحاد و تكافؤ في المرتبة، حيث انّ الاولى منه ما هو المحقق بين الوجود و العدم، و ألّا خفاء في انّ النقيض للوجود هو العدم البدلي الكائن في رتبته لولاه، غير المجتمع معه، لا السابقي و لا اللاحقي المجتمع معه في دار التحقق حتى لو فرض سابقا عليه أو لاحقا بحسب الرتبة، و إلّا لزم ارتفاع النقيضين في مرتبة سلب أحدهما مقدمة للآخر، و لما كان الوجود عين الرفع لعدمه النقيض كما لا يخفى، و لما كان متنافيا معه في التحقق ذاتا.

فقد ظهر انّ هذا النحو من التعاند لا يقتضي إلّا تبادلهما في التحقق و عدم‏ اجتماعهما معا، لا ارتفاع أحدهما أولا ثم تحقق الآخر ثانيا.

و اذا عرفت ذلك في النقيضين؛ فكذلك المتقابلان الوجوديان حيث انّ المضادة انما هو بين الوجودين في الرتبة الواحدة.»[1]

توضیح:

  1. ضد و نقیض ضد آخر، در یک مرتبه هستند.
  2. چراکه عدم ضد (عدم اکل) نقیض اکل است که اکل با وجود ضد دیگر (وجود صلوة) تضاد دارد [عدم اکل با اکل هم رتبه است اکل با صلوة هم رتبه است، پس عدم اکل با صلوة هم رتبه است]
  3. توجه شود که: معلوم است که طرفین هر نوع تقابل، هم رتبه هستند. چراکه:
  4. بین اکل و عدم اکل (اولی: تقابل اوّل یعنی تقابل بین نقیضین) رابطه بین وجود و عدم است.
  5. و معلوم است که خفائی نیست [و من المعلوم الاّ خفاء…] در اینکه نقیض وجود صلوة، عدم بدلی است (عدم بدلی که اگر وجود صلوة نباشد، جایگزین صلوة می شود)
  6. نقیض وجود صلوة، عدم سابق و عدم لاحق نیست. چراکه این دو عدم با وجود صلوة جمع می شوند (و معلوم است که نقیض نمی توانند در وجود جمع شوند)
  7. [والاّ لزم…] و اگر بگوئید در رتبه قبل (که رتبه علّت است و رتبه مقدمه است) نه وجود صلوة حاصل است و نه عدم صلوة، لازم می آید در رتبه مقدمه، ارتفاع نقیضین حاصل شود.
  8. [و لما کان الوجود…] و اگر بگویند در رتبه قبل (که وجود صلوة حاصل نیست) نه وجود صلوة حاصل است و نه عدم صلوة، لازم می آید «وجود»، «عین رفع عدم» نباشد (عدم نقیض وجود است: النقیض صفت عدمه) [چراکه اگر بخوهد ارتفاع نقیضین حاصل نیاید باید بگوئیم «وجود» و «عدم» نیستند و وجود و عدم هم نقیض نیستند.]
  9. [و لما کان متنافیاً…] و اگر بگویند در رتبه قبل نه وجود حاصل است و نه عدم صلوة، لازم می آید عدم صلوة و صلوة در تحقق متنافی نباشند.

 

[1]. قوچانى، على، تعليقة القوچانى على كفاية الأصول، ج‏1، ص314

پخش صوت جلسه
دانلود مطلب در قالب‌های دیگر
PDF
به بالا بروید