شماره جلسه: 77
بحث: مقدمات حکمت
چنانکه گفتیم جریان اطلاق متوقف بر دلیل خارجی است که یا قرینهای خاص است و یا قرینه عام که عبارت است از جریان مقدمات حکمت.
مرحوم آخوند در این باره مینویسد:
«قد ظهر لك أنه لا دلالة لمثل رجل إلا على الماهية المبهمة وضعا و أن الشياع و السريان كسائر الطوارئ يكون خارجا عما وضع له فلا بد في الدلالة عليه من قرينة حال أو مقال أو حكمة»[1]
ما میگوییم:
- گاهی برای فهم اطلاق، از قرائن لفظیه و یا حالیه خاص استفاده میشود. این دو نوع قرینه، دارای ضابطهای خاص نیستند و در هرجا باید آن را به خصوصه فهم کرد.
- ممکن است مواردی که متکلم از لفظ «مطلقا» و یا امثال آن بهره میگیرد، را بتوان از زمره مواردی دانست که در آنها قرینه مقالیه بر اراده اطلاق اقامه شده است.
- کما اینکه آنچه با عنوان اطلاق مقامی از آن یاد میکنیم را شاید بتوان از مصادیق، جریان قرینه حالیه برای اراده اطلاق معرفی کرد.
- اما مقدمات حکمت چیست و چند عدد است:
درباره تعداد مقدمات حکمت چند قول مطرح است[2]:
قول اول)
برخی همانند مرحوم آخوند، به 3 مقدمه قائلاند:
- متکلم در مقام بیان باشد.
- قرینهای در کار نباشد.
- قدر متیقن در مقام تخاطب موجود نباشد.
البته مرحوم عراقی، مقدمه سوم را چنین تکمیل میکند که:
- قدر متیقن در میان نباشد (چه قدر متیقن در مقام تخاطب و چه قدر متیقن دیگر)[3]
قول دوم)
برخی همانند مرحوم خویی و مرحوم مظفر به 3 مقدمه قائلاند ولی آن 3 مقدمه را چنین برمیشمارند:[4]
- متکلم در مقام بیان باشد.
- قرینهای در کار نباشد.
- اطلاق و تقیید نسبت به متعلق و موضوع ممکن باشد.
قول سوم)
برخی همانند مرحوم شیخ انصاری و مرحوم نایینی، به 2 مقدمه قائل شدهاند:[5]
- قرینهای در میان نباشد.
- اطلاق و تقیید نسبت به متعلق و موضوع ممکن باشد.
قول چهارم)
برخی همانند مرحوم بروجردی و مرحوم امام به یک مقدمه قائل شدهاند:[6]
- متکلم در مقام بیان باشد.
کلام مرحوم آخوند
مرحوم آخوند مینویسد:
«و هي تتوقف على مقدمات.
إحداها كون المتكلم في مقام بيان تمام المراد لا الإهمال أو الإجمال. ثانيتها انتفاء ما يوجب التعيين. ثالثتها انتفاء القدر المتيقن في مقام التخاطب»[7]
توضیح:
- مقدمه اول: متکلم در مقام بیان تمام مراد خود است.
- [ما میگوییم: درباره فرق بین اجمال و اهمال، دو گونه تفاوت گذاشته شده است:
الف) اهمال جایی است که متکلم نه در مقام بیان است و نه در مقام عدم البیان. (یعنی درصدد آن است که حکم را روی موضوعی قرار دهد و الان از یک حیث به این موضوع توجه دارد ولی اصلاً حیثهای دیگر مورد توجه او نیست.)
و اجمال جایی است که متکلم در مقام بیان نیست ولی در مقام عدم البیان است (یعنی اصلاً درصدد آن است که تمام قیودات موضوع را مطرح نکند و به خاطر مصلحتی میخواهد کلام مجمل باشد. مرحوم فاضل متشابهات را از این قسم برمیشمارد.)[8]
ب) اجمال همان است که در قول (الف) هم مطرح است ولی اهمال عبارت است از صورتی است که متکلم خود از قیودات موضوع مطلع نیست.[9]
مرحوم مروج درباره اهمال مثال میزند:
« و الإهمال قيل: هو كون المتكلم في مقام إثبات الحكم لطبيعة الموضوع في الجملة و ان لم يكن عالماً بالكيفيتين، كقول غير الطبيب للمريض: «لا بد لرفع المرض من شرب الدواء» حيث لا يعلم بالدواء و لا بكيفية شربه.»[10]
- مطابق هر دو تعریف، جایی که متکلم در مقام اصل تشریع است و عامدانه قیودات موضوع را مطرح نمیکند، در مقام اجمال است (و همین از کلام مرحوم مظفر قابل استفاده است[11])
البته برخی گفتهاند که جایی که متکلم در مقام اصل تشریع است، مقام اهمال است.[12]
در این باره میتوان گفت:
مطابق با تعریف (ب)، هرچه از ناحیه شارع وارد میشود، یا مطلق است و یا مجمل است و اهمال در کلام شارع راه ندارد، چرا که در این تعریف اهمال به معنای آن است که متکلم خود قیود را نمیداند و این در حق شارع منتفی است.
ولی مطابق با تعریف (الف)، اگر شارع صرفاً در مقام بیان اصل تشریع است و توجهی به بودن و یا نبودن قیود ندارد، میتوان آن را اهمال دانست ولی اگر شارع عامدانه میخواهد در مقام اصل تشریع، قیودات را مطرح نکند، در این صورت در مقام اجمال است.]
- مقدمه دوم: قرینهای که موجب تعیین برخی از قیویدات شود، موجود نباشد.
- مقدمه سوم: در مقام تخاطب قدر متیقن خاصی موجود نباشد.
[1] . کفایة الاصول، ص247
[2] . پاورقی سبزواری بر اصول الفقه، ص196
[3] . ن ک: نهایة الافکار، ج2، ص567
[4] . ن ک: محاضرات، ج5، ص364؛ اصول الفقه، ص196
[5] . ن ک: مطارح الانظار، ص218؛ فوائد الاصول، ج2، ص573
[6] . نهایة الاصول، ص343؛ مناهج الوصول، ج2، ص325
[7] . کفایة الاصول، ص247
[8] . ن ک: ایضاح الکفایه (فاضی لنکرانی)، ج3، ص549؛ اصول فقه شیعه (فاضل لنکرانی)، ج6، ص529
[9] . ن ک: منتهی الدرایة، ج3، ص714
[10] . همان
[11] . ن ک: اصول الفقه (مظفر)، ص197
[12] . ن ک: مباحث الاصول (سید عبدالصاحب حکیم)، ج3، ص456
پخش صوت جلسه