خارج فقه

نجاسات/ نجاست بول و غائط ـ 3

شماره جلسه: 7

نکته ۳: کدام حیوانات مأکول اللحم هستند؟

  1. اینکه اکل کدام حیوانات (حیوانات دریایی و غیر دریایی و همچنین پرندگان و غیر پرندگان) حلال است و اکل کدام حرام است، بحثی است که باید آن را در مباحث اطعمه و اشربه بررسی کرد.
  2. فی الجمله[1] می‌توان گفت که:
    الف) در حیوانات دریایی، غیر از ماهی فلس‌دار، مابقی حیوانات دریایی، حرام گوشت هستند.
    ب) و در غیر پرندگان خشکی:
    اگر اهلی باشند: غنم، گاو، شتر، اسب، قاطر و حمار بالکراهه) حلال گوشت هستند و غیر آنها مثل سگ، گربه و … حرام گوشت هستند.
    و اگر وحشی باشند: درندگان (شیر و پلنگ و …) که پنجه (ظفر) و دندان نیش (ناب) و خرگوش حرام گوشت هستند و همچنین حشرات و مُسوخ (فیل، خرس، میمون و …) حرام گوشت هستند و در مقابل آهو و گاو وحشی و بز کوهی و … حلال گوشت هستند.
    ج) در پرندگان: اگر یکی از دو ویژگی موجود باشد، پرنده حلال گوشت است:
    یک) دارای چینه‌دان (حوصله) یا سیخک پا (صیصیه) یا سنگدان (قانصه) باشد.
    دو) مقدار باز بودن بال در هنگام پرواز (صفیف) از بال زدن در هنگام پرواز (دفیف) بیشتر باشد. [درباره جایی که یکی از این دو ویژگی باشد و دیگری نباشد، اختلافاتی در میان علما موجود است.[2]]
    د) حیوانات حلال گوشت به عللی حرام گوشت می‌شوند:
    یک) نجاست خوار شدن (جلل): اینکه حیوان فقط عذره انسان را بخورد (به گونه‌ای که عرفاً بگویند عذره تنها غذای او شده است)
    همه حیوانات حلال گوشت (چه پرنده و چه ماهی و چه غیر آن) به سبب جلل حرام گوشت می‌شوند.
    دو) موطوئه شدن حیوان (چه نر و چه ماده) به وسیله انسان (قُبُلاً او دُبراً و ان لم ینزل)
    چنین حیوانی حتی گوشت نسل او (که بعد از مقاربت حاصل آمده‌اند) هم حرام است.
    این قسم را برخی همانند حضرت امام، مختص به بهائم (چهارپایان) می‌دانند.[3]
    سه) رضاع از شیر خوک
    اگر گوساله و یا بزغاله و یا بره‌ای از شیر خوک تغذیه کند و با آن بزرگ شود، هم خودش و هم نسل او حرام گوشت می‌شود.
    رضاع از سگ و یا انسان کافر چنین حکمی ندارد.
  3. توجه شود که مراد از مأکول اللحم، آن چیزهایی نیست که مردم و عرف می‌خورند بلکه آن چیزهایی است که حلال است خوردن آنها و شارع خوردن آنها را تجویز کرده است.
  4. همچنین توجه شود که مراد از مأکول اللحم، حیواناتی است که بعد از ذبح شدن و تزکیه شدن گوشتشان حلال است و اکل تمام حیوانات (الا شذّ و ندر) بدون ذبح، حرام است.

ادامه بحث:

پس از بررسی نکات مطرح شده، به استدلال برای طهارت و یا نجاست انواع بول و غائط اشاره می‌کنیم.

  1. مفتاح الکرامة می‌نویسد:

«(قوله قدس سره) (البول و الغائط من كل حيوان ذي نفس سائلة غير مأكول) إجماعا في (الخلاف و الغنية و المعتبر و المنتهى و التذكرة و كشف الالتباس و المدارك و الدلائل و الذخيرة) و في (الناصريات و الروض و المدارك و الدلائل و الذخيرة) و في (الناصريات و الروض و المدارك و الذخيرة) نقل الإجماع أيضا على عدم الفرق بين الأرواث و الأبوال فيثبت حكم الأرواث بهذا و بالإجماعات الأول

و في (التحرير و التذكرة و الذكرى و البيان) لا فرق بين ما حرم لحمه بالأصل أو العارض و في (الغنية) الإجماع على نجاسة خرء و بول مطلق الجلال و في (المختلف و التنقيح و المدارك و الذخيرة) الإجماع على نجاسة ذرق الدجاج الجلال بل ظاهر (الذخيرة و الدلائل) الإجماع على نجاسة الجلال و الموطوء و كل ما لا يؤكل لحمه و في (التذكرة و المفاتيح) نفي الخلاف في إلحاق الجلال من كل حيوان و الموطوء بغير المأكول في نجاسة البول و العذرة

و في (المختلف) الإجماع على نجاسة بول الخفاش

و في (المبسوط) طهارة جميع الطيور سوى بول الخفاش

و نقلت الشهرة على نجاسة بول الطيور الغير المأكولة و خرئها في (المعتبر و المختلف و نهاية الإحكام و الذكرى و كشف الالتباس و الدلائل و المدارك و الذخيرة) و في (الروض) أن روايات التنجيس في الطيور أكثر و نص في (التذكرة و المعتبر و التحرير و المختلف) و غيرها ككتب الشهيدين و غيرهم أن حال الطير حال غيره

و في (التذكرة) أن أحدا لم يعمل برواية أبي بصير يعني الدالة على طهارة بول الطيور و خرئها و في (السرائر) قد وردت رواية شاذة لا يعول عليها أن ذرق الطيور طاهر مطلقا و المحقق عند محققي الأصحاب منا و المحصلين منهم خلاف هذه الرواية لأنه هو الذي تقتضيه أخبارهم التي أجمع عليها

و ذهب الجعفي و الحسن و الصدوق في (الفقيه) إلى القول بطهارة رجيع الطير مطلقا و قد استثنى في (المبسوط) بول الخفاش فقط كما مر

و عن أبي علي القول بطهارة بول الصبي الذي لم يأكل اللحم مع أن السيد نقل الإجماع على نجاسة بول الصبي بخصوصه مضافا إلى ما مر

و في (نهاية الإحكام و كشف الالتباس) لو زال الجلل زالت النجاسة»[4]

[ارواث (جمع روث): مدفوع / رجیع: مدفوع (به معنای نشخوار شده هم آمده است) / خُرء: مدفوع / ذرق: فضله]

توضیح:

  1. بول و غائط حیوان دارای خون جهنده اگر حرام گوشت است نجس است، اجماعاً. [ظاهراً فرقی بین پرنده و غیر پرنده گذاشته نشده است]
  2. فرقی بین حرام گوشت بالاصاله و حرام گوشت بالعارض نیست، اجماعاً.
  3. علامه بر نجاست بول خفاش ادعای نجاست کرده است.
  4. شیخ در مبسوط می‌فرماید: بول و غائط پرندگان حرام گوشت جز خفاش اجماعاً پاک است.
  5. بسیاری، بر نجاست بول و غائط پرندگان حرام گوشت، ادعای اجماع کرده‌اند.
  6. یک روایت از ابی بصیر طهارت بول و غائط مطلق طیور را ثابت کرده است ولی کسی به آن فتوی نداده است.
  7. برخی بول و غائط همه طیور (چه حلال گوشت و چه حرام گوشت) را طاهر می‌دانند.
  8. برخی بول پسر بچه‌ای که گوشت نخورده را پاک می‌دانند و برخی نجس می‌دانند.
  9. در مورد جلّاله‌ها اگر جلل مرتفع شود، نجاست هم مرتفع می‌شود.

[1] . ن ک: تحریر الوسیلة، کتاب اطعمه و اشربه، ص629

[2] . مسألة 9 لو تعارضت العلامتان كما إذا كان ما صفيفه أكثر من دفيفه ذا حوصلة أو قانصة أو صيصية‌ أو كان ما دفيفه أكثر من صفيفه فاقدا للثلاثة فالظاهر أن الاعتبار بالصفيف و الدفيف، فيحرم الأول و يحل الثاني على إشكال في الثاني، فلا يترك الاحتياط و إن كان الحلّ أقرب، لكن ربما قيل بالتلازم بين العلامتين و عدم وقوع التعارض بينهما، فلا إشكال. [تحریر الوسیله، ج2، ص158، کتاب الاطعمه و الاشربه]

[3] . مسألة 22 ممّا يوجب حرمة الحيوان المحلل بالأصل أن يطأه الإنسان قبلا أو دبرا و إن لم ينزل، صغيرا كان الواطئ أو كبيرا، عالما كان أو جاهلا، مختارا كان أو مكرها، فحلا كان الموطوء أو أنثى، فيحرم بذلك لحمه و لحم نسله المتجدد بعد الوطء على الأقوى في نسل الأنثى و على الأحوط في نسل الذكر، و كذا لبنهما و صوفهما و شعرهما، و الظاهر أن الحكم مختص بالبهيمة و لا يجري في وطء سائر الحيوانات لا فيها و لا في نسلها. [تحریر الوسیله، ج2، ص160، کتاب الاطعمه و الاشربه]

[4] . مفتاح الکرامة (ط-قدیمة)، ج1، ص136

پخش صوت جلسه

مطلب در قالب‌های دیگر

به بالا بروید