خارج فقه

نجاسات/ نجاست بول و غائط ـ 2

شماره جلسه: 6

3 نکته: قبل از طرح بحث لازم است به 3 مطلب اشاره کنیم.

نکته 1: نفس سائله به چه معنی است؟

مرحوم همدانی در مصباح الفقیه درباره نفس سائله می‌نویسد:

«والمراد بالنفس السائلة ـ على ما نسب إلى أهل اللغة والأصحاب ـ الدم الذي يجتمع في العروق ويخرج عند قطعها بقوّة ودفق لا كدم السمك بل هذا هو المتبادر من توصيف النفس بالسائلة في مقام التحديد , لا مطلق الجريان , كما قد يتوهّم.

وكيف كان فمراد الأصحاب بالسائلة ـ على الظاهر ـ ليس إلّا ما عرفت وإن اختلفت عبائر بعضهم إذ لا خلاف عندهم ـ على الظاهر ـ في كون السمك ونحوه ـ ممّا يخرج دمه بالرشح ـ من غير ذي النفس مع جريان دمه عند الخروج وبعده.

فمناقشة بعض في تفسير مرادهم بما عرفت ـ نظرا إلى كون السيلان عرفا مساوقا للجريان الذي هو أعمّ من ذلك ـ في غير محلّها.»[1]

توضیح:

  1. مراد از نفس سائله، خونی است که در رگ‌ها جمع می‌شود و وقتی رگی بریده می‌شود با قدرت و با ضربان از رگ خارج می‌شود.
  2. نقطه مقابل این نوع خون، خون ماهی است که اگرچه وقتی از رگ ماهی خارج می‌شود، جریان دارد ولی ضربان و قدرت ندارد.
  3. و همین مطلب (و فرق مطرح شده) مراد فقها می‌باشد چرا که ظاهراً همه فقها قبول دارند که ماهی دارای نفس سائله نیست، در حالیکه خون ماهی جریان دارد (ولی ضربان ندارد)
  4. پس اینکه کسی اشکال کند که «سیلان (سائله) از نظر لغوی همان جریان است (و ماهی هم خون جاری دارد) و لذا معلوم نیست مراد فقها از نفس سائله چیست»، اشکال صحیحی نیست.

ما می‌گوییم:

  1. همین مطلب مورد اشاره مرحوم شهید ثانی هم می‌باشد
    «(البول و الغائط من) الحيوان (ذي النفس السائلة) أي: ذي الدم الذي يجتمع في العروق، و يخرج إذا قطع شيء منها بسيلان و قوّة، بخلاف دم ما لا نفس له، كالسمك، فإنّه يخرج ترشيحاً.»[2]
  2. نکته مهم آن است که مطابق آنچه مصباح المنیر[3] و معجم مقایس[4] می‌گویند، نفس، اسم هر حیوانی است که قوام آن حیوان به خون است. و لذا دارای نفس سائله را می‌توان به معنای دارای خون جهنده معنی کرد.
  3. در هر حال این اصطلاح از روایات وارد مصطلحات فقهی شده است.

«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا يُفْسِدُ الْمَاءَ إِلَّا مَا كَانَ لَهُ نَفْسٌ سَائِلَةٌ.»[5]

« فى حديث النّخعى «كلّ شي‏ء ليست له نَفْسٌ سائلة، فإنه لا ينجّس الماء إذا سقط فيه»»[6]

نکته ۲:

مرحوم حاج آقا رضا همدانی درباره معصومین (ع) می‌نویسد:

«والبحث عن نجاسة فضلات المعصومين المنزّهين عن الرجس إساءة الأدب.

والذي تقتضيه القواعد التعبّديّة : التجنّب عنها في المأكول والمشروب والصلاة ونحوها من الأمور المشروطة بالطهارة , فلعلّ حكمته الاطّراد في الحكم أو غيره من الحكم المقتضية للاجتناب , لا الاستقذار , فليس علينا البحث عن تحقيق السبب بعد إطلاق الأمر بإزالة البول عن الثوب عند إرادة الصلاة , والنهي عن شربه , ولم يثبت ما يقتضي التقييد بالنسبة إلى أحد وإن روي أن أمّ أيمن شربت بول النبيّ صلى‌الله‌عليه‌وآله , فقال لها النبيّ صلى‌الله‌عليه‌وآله : «إذن لا تلج النار بطنك» فلذلك قال الشافعي بطهارة بوله على ما قيل. لكنّ الرواية لم تثبت.»[7]


[1] . مصباح الفقاهة، ج7، ص9

[2] . روض الجنان، ج1، ص433

[3] . ج2، ص617

[4] . ج5، ص460

[5] . کافی، ج3، ص5، ح4

[6] . النهایة (ابن اثیر)، ج5، ص96

[7] . مصباح الفقیه، ج7، ص8

پخش صوت جلسه

مطلب در قالب‌های دیگر

به بالا بروید