خارج فقه

مقدمات / مقدّمه‌ی چهارم: تقسیم نجاست به مجعول و غیر مجعول ـ 3 ــــ نجاسات/ نجاست بول و غائط ـ 1

شماره جلسه: 5

حال:

پس از طرح مقدمات فوق، بحث را بر اساس متن کتاب تحریر الوسیله پیگیری می‌کنیم. قبل از طرح بحث لازم است اشاره کنیم که مطابق فرمایش حضرت امام در تحریرالوسیله[1] نجاسات، ۱۱ عدد هستند (بول و غائط، خون، منی، کافر، سگ، خوک، فقاع، میته، مسکر مایع و عرق شتر جلّاله)، در حالیکه ایشان در بحث طهارات، ابتدا نجاسات را ۱۰ مورد برشمرده و عرق شتر جلّاله را بعداً به آنها اضافه می‌کند.[2]

اما مرحوم سید در عروة، نجاسات را ۱۲ عدد بر شمرده و علاوه بر ۱۱ مورد قبل، عرق جنب از حرام را هم به آن ضمیمه می‌کند.

بحث: نجاست بول و غایط

«( مسألة 1): النجاسات إحدى عشر: الأوّل و الثاني: البول و الخُرء من الحيوان ذي النفس السائلة غير مأكول اللحم ولو بالعارض، كالجلّال وموطوء الإنسان. أمّا ما كان من المأكول فإنّهما طاهران. وكذا غير ذي النفس ممّا ليس له لحم، كالذباب و البقّ‌ وأشباههما. و أمّا ما له لحم منه فمحلّ‌ إشكال؛ و إن كانت الطهارة لا تخلو من وجه، خصوصاً في الخُرء. كما أنّ‌ الأقوى نجاسة الخُرء و البول من الطير غير المأكول .»[3]

ما می‌گوییم:

این مسئله تحریر متضمن مسائل متعددی است:

  1. بول و غائط حیوان غیر پرنده دارای نفس سائله غیر مأکول اللحم بالذات نجس است.
  2. بول و غائط حیوان غیر پرنده دارای نفس سائله غیر مأکول اللحم بالعارض نجس است.
  3. بول و غائط پرنده دارای نفس سائله غیر مأکول اللحم بالذات نجس است.
  4. بول و غائط پرنده دارای نفس سائله غیر مأکول اللحم بالعارض نجس است.
  5. بول و غائط حیوان (چه پرنده و چه غیر پرنده) مأکول اللحم طاهر است (مطلقا: چه دارای نفس سائله و چه غیر آن)
  6. بول و غائط حیوانی که دارای نفس سائله نیست و لحم ندارد، طاهر است.
  7. بول و غائط حیوانی که دارای نفس سائله نیست و لحم دارد، محل بحث است، اگرچه طهارت آن دارای وجه است (و در غائط چنین حیوانی وجه طهارت روشن‌تر است)

مرحوم سید در عروة می‌نویسند:

«النجاسات اثنتا عشرة [الأوّل و الثاني: البول و الغائط من الحيوان الّذي لا يؤكل لحمه] الأوّل و الثاني: البول و الغائط من الحيوان الّذي لا يؤكل لحمه، إنساناً أو غيره، برّيّاً أو بحريّاً، صغيراً أو كبيراً، بشرط أن يكون له دم سائل حين الذبح. نعم في الطيور المحرّمة الأقوى عدم النجاسة لكنّ‌ الأحوط فيها أيضاً الاجتناب خصوصاً الخفّاش، و خصوصاً بوله. و لا فرق في غير المأكول بين أن يكون أصليّاً كالسباع و نحوها، أو عارضيّاً كالجلّال و موطوء الإنسان، و الغنم الّذي شرب لبن خنزيرة  أمّا البول و الغائط من حلال اللحم فطاهر، حتّى الحمار و البغل و الخيل، و كذا من حرام اللحم الّذي ليس له دم سائل كالسمك المحرّم و نحوه.»[4]

ما می‌گوییم:

  1. روشن است که نظر سید در فرض (۳) و (۴) با حضرت امام مخالف است اگرچه در همان جا هم احتیاط می‌کند (خصوصاً در بول خفاش)
  2. مرحوم بروجردی و مرحوم عراقی در فرض (۳) و (۴) همانند حضرت امام فتوا داده‌اند
  3. جالب آنکه مرحوم جواهری و مرحوم نائینی در همین فرض (۳) و (۴)، در حالیکه حکم به نجاست کرده‌اند، اتفاقاً در مورد خفاش حکم به طهارت کرده‌اند.[5]
  4. مرحوم جواهری، حضرت امام، مرحوم بروجردی، مرحوم آل یاسین و مرحوم نائینی در مورد گوسفندی که شیر خوک خورده است، حاشیه‌ای دارند که: «اگر مقدار شیر خورده به اندازه‌ای باشد که باعث روییدن گوشت در بدن گوسفند شده باشد». مرحوم آل یاسین اضافه می‌کند که: این حکم اختصاص به گوسفند ندارد و در گاو و شتر هم جاری است.
  5. در مورد فرض (۷) از فروض تحریر، چنانکه دیدیم حضرت امام، حکم را محل اشکال دانسته بودند، در حالیکه سید آن را پاک می‌کند. مرحوم حائری، مرحوم حکیم، مرحوم گلپایگانی، مرحوم آل یاسین و مرحوم بروجردی همانند حضرت امام، طهارت را محل اشکال دانسته‌اند. و مرحوم عراقی فراتر رفته و حکم به نجاست بول و غائط در این فرض کرده است.

[1] . ص94

[2] . ص483

[3]. تحریرالوسیلة، ج1، ص119

[4] . العروة الوثقی (عدة من الفقها)، ج1، ص116

[5] . همان، ص120

پخش صوت جلسه

مطلب در قالب‌های دیگر

به بالا بروید