بازگشت به بحث انشاء:
گفتیم: مشهور می گویند: انشاء عبارت است از «ایجاد معنی باللفظ فی نفس الامر» (که به معنای وعاء اعتبار عقلایی دانسته شد).
درحالیکه مرحوم آخوند می فرمود: انشاء عبارت است از «ایجاد معنی باللفظ فی نفس الامر».
با توجه به آنچه در بحث اعتبارات آوردیم، معلوم شد: مراد مشهور، آن است که انشاء از «اعتبارات عقلایی حقیقی» است و مراد مرحوم آخوند، آن است که انشاء از «اعتبارات عقلایی انشایی» است.
حال که دانستیم مراد مرحوم آخوند از «نفس الامر» چیست، مناسب است به بقیه مطالب آخوند اشاره کنیم:
**
بررسی مبنای مرحوم آخوند خراسانی در باب انشاء :
ایشان در «کفایه» می نویسد:
«ثم لا يبعد أن يكون الاختلاف في الخبر و الإنشاء أيضا كذلك فيكون الخبر موضوعا ليستعمل في حكاية ثبوت معناه في موطنه و الإنشاء ليستعمل في قصد تحققه و ثبوته و إن اتفقا فيما استعملا فيه فتأمل»[1]
توضیح :
وضع، موضوع له و مستعملٌ فیه، در خبر و انشاء یکی است [«بعتُ» ـ چه خبری باشد و چه انشایی ـ به یک معنی هستند؛ ولی همانطور که حرف و اسم ـ مِن و ابتداء ـ به یک معنی بودند و در یک معنی استعمال می شدند و در عین حال «مِن» استعمال می شد برای آنکه «لیرادَ منه معناه آلة لغیره» و «ابتداء» استعمال می شد برای آنکه «لیرادَ منه بما هو هو»، «بعتُ» گاه استعمال می شود تا حکایت از نسبتی کند [خبر] و گاه استعمال می شود تا معنایش را ایجاد کند [یعنی «بعتُ» وضع شده برای آنکه نسبت بین «فاعل» و «ماده» را بیان کند و در همان معنی هم استعمال شده است ولی گاه استعمال می شود تا «حکایت» کند و گاه استعمال می شود تا «ایجاد» کند]
ایشان در جای دیگر «کفایة» می نویسد:
«و أما الصيغ الإنشائية فهي على ما حققناه في بعض فوائدنا موجدة لمعانيها في نفس الأمر أي قصد ثبوت معانيها و تحققها بها و هذا نحو من الوجود و ربما يكون هذا منشأ لانتزاع اعتبار مترتب عليه شرعا و عرفا آثار كما هو الحال في صيغ العقود و الإيقاعات.» [2]
توضیح :
- صیغه های عقود، «ایجادی» هستند.
- یعنی معنای خود را در «نفس الامر» ایجاد می کنند.
- أی [تفسیری است از موجودة] : قصد شده است که معانی این صیغ به وسیله این صیغ ثابت شود و به وسیله این صیغ، محقق شود.
- هذا [ایجاد انشایی] نوعی از وجود است.
- حال این وجود انشایی [که ما آن را اعتبار عقلایی انشایی نامیدیم] گاه منشأ می شود که اعتبار عرفی یا شرعی [اعتبار عقلایی حقیقی] بر آن مترتب شود.
نکته : معمول شارحین نظریه آخوند و کسانیکه متعرض نظریه ایشان شده اند، می نویسند که کلام مرحوم آخوند درباره جملاتی است که گاه به صورت انشایی به کار می روند و گاه به صورت خبری (مثل بعتُ)
«الظاهر أنّ مورد البحث هو الجمل التي يراد بها الإنشاء تارة و الاخبار أُخرى، و أمّا ما يختص بأحدهما، كصيغة – افعل – التي تستعمل دائماً في إنشاء المادة على اختلاف الأغراض الداعية إلى الإنشاء، و كالجملة الاسمية مثل – زيد قائم – التي يراد بها الاخبار دائماً، فهو خارج عن هذا البحث، فالمبحوث عنه فعلاً هو ما يراد به الإنشاء في استعمال و الاخبار في آخر كلفظ بعت» [3]
در این باره گفتنی است:
مرحوم آخوند دو مدعی دارند:
الف. اینکه موضوع له و مستعمل فیه در «انشاء و خبر»، یکی است و تنها شرط استعمال آن دو متفاوت است = این بحث درباره جملات مشترکه است.
ب. انشاء وضع شده است برای «ایجاد معنی به وسیله لفظ در نفس الامر» = این بحث درباره همه جملات است.
پس می توان گفت ظاهراً مراد مرحوم آخوند آن است که:
در همه انشائات، لفظ جمله انشائیه، ایجاد کننده «اعتبار عقلایی انشایی» است. اما در برخی از آنها، جمله انشائیه با جمله خبریه دارای موضوع له و مستعمل فیه واحدی است؛ ولی در برخی دیگر، جمله انشائیه، موضوع له و مستعمل فیه خاص خودش را دارد (و با جملات خبریه مشترک نیست).
پس هر دو مدعای مرحوم آخوند را به طور مجزا بررسی می کنیم:
مدعای اول :
در جمله های مشترکه، موضوع له و مستعملٌ فیه یکی است. و فرق انشاء و اخبار، تنها به «لیراد ایجاد المعنی» و «لیراد اخبار المعنی» است.
ما می گوییم :
- سابق بر این، وقتی مبنای مرحوم آخوند درباره وضع حروف را بررسی کردیم، گفتیم 5 تقریر از کلام ایشان، شده است (تقریر مرحوم نائینی = اشتراط واضع/ تقریر مرحوم اصفهانی = قید برای علقه وضعیه/ تقریر منتهی الدرایة = داعی واضع/ تقریر منتقی الاصول = حال وضع/ تقریر مرحوم شیخ مرتضی حائری = اختلاف در وضع). این تقریرها در اینجا هم مطرح می شود.
در آنجا در ضمن 8 اشکال، نقد کلام ایشان را مرور نمودیم که برخی از آنها را، نقدهایی صحیح دانستیم.
- همان سخن، در اینجا هم جاری است.
- پس مدعای اول مرحوم آخوند، پذیرفتنی نیست.
- توجه شود که اگر این مدعا پذیرفته نشد، به مدعای دوم ضرری وارد نمی شود. چراکه ممکن است بگوییم: لفظی که با آن انشاء صورت می پذیرد، مشترک لفظی است با لفظی که در خبر استعمال می شود. (یعنی موضوع له و مستعمل فیه آنها متفاوت است و تنها لفظ مشترک دارند)[4] و در عین حال لفظی که انشاء را پدید می آورد: ایجاد می کند معنای خود را در وعاء اعتبار عقلایی انشایی. (همانطور که جملاتی که مختص به انشاء هستند ـ مثل إفعل ـ چنین هستند).
[1] . کفایة الاصول : ص 12
[2] . همان : ص 66
[3] . منتهی الدرایة : ج 1 ص 48
[4] . توجه شود که رابطه اسم و حرف در کلام آخوند، «ترادف» است ولی رابطه اخبار و انشاء، «اشتراک لفظی» است.