- مبانی در بحث وضع:
-
- «نحو اختصاص» : آخوند خراسانی
- «تعیین» : صاحب فصول
- «تعّهد» : محقق نهاوندی، مرحوم حائری، مرحوم خوئی
- «جعل علامیّت» : مرحوم اصفهانی، حضرت امام خمینی، آیت الله وحید خراسانی
- «واقعی بعد الاعتبار» یا «الاعتبار الموجب للواقعیه» یا «تعهّد» : مرحوم عراقی
- «جعل هوهویت» : مرحوم ایروانی، مرحوم بجنوردی
- «قرن أکید» : شهید صدر
- «انشاء ربط»: شهید خمینی
**
- جمع بندی نهایی در بحث وضع:
با توجه به آنچه گفتیم و با عنایت به اینکه از میان هست مبنای مطرح شده، مبنای جعل علامیت و جعل هو هویت، خالی از اشکال ثبوتی است. اما می توان گفت عرفاً آنچه در نامگذاری ها واقع می شود، «جعل علامیت» است.
**
- تعریف نهایی وضع
«جعل الشئ علامة للمعنی سواء کان الشئ لفظاً أو هیأة أو نسبة أو إعراباً»
**
- وضع تعیینی و تعیّنی
حضرت امام منکر وضع تعیّنی بودند چرا که ایشان «جعل و تعیین» را به عنوان حقیقت وضع در «وضع تعیّنی» مفقود می دیدند.
**
- آیا وضع تعیّنی با «استعمال» حاصل می شود؟
مرحوم آخوند : وضع تعیینی گاه با «تصریح به انشاء» پدید می آید و گاه به وسیله «استعمال»
ما می گوییم : استعمال، «امری خارجی» است و نمی تواند وضع را که امری اعتباری است، پدید آورد.
**
- وضع شخصی و نوعی
گفته شد که وضع تنها منحصر به الفاظ نیست بلکه در غیر الفاظ هم جاری می شود.
**
- تعریف اقسام:
1 ـ «وضع خاص + موضوع له خاص» : معنای لحاظ شده در هنگام وضع، «جزئی» است و لفظ نیز بر همین معنای جزئی، قرار داده می شود
2 ـ «وضع خاص + موضوع له عام» : معنای لحاظ شده در هنگام وضع، «جزئی» است ولی لفظ بر معنایی که آن معنای جزئی از جزئیات آن است، قرار داده می شود
3 ـ «وضع عام + موضوع له عام» : معنای لحاظ شده در هنگام وضع «کلی» است و لفظ نیز بر همین معنای کلی قرار داده می شود
4 ـ «وضع عام + موضوع له خاص» : معنای لحاظ شده در هنگام وضع «کلی» است ولی لفظ بر معنایی که از جزئیات آن معنای کلی است، قرار داده می شود
**
- تفاوت «وضع» و «موضوع له» و «مستعملٌ فیه»
نباید بین معنایی که در لحظه وضع تصور می شود (وضع) و معنایی که لفظ بر آن گذاشته می شود (موضوع له) و معنایی که لفظ در آن استعمال می شود (مستعمل فیه) خلط کرد.
**
- محال بودن لحاظ تفصیلی:
در مقام وضع، هیچگاه ذات شئ و کنه آن مورد لحاظ قرار نمی گیرد بلکه معنای مورد نظر همیشه (در تمام اقسام چهارگانه) به صورت اجمالی لحاظ می گردد.
**
- تصویر دوگانه مرحوم عراقی از «وضع عام ؛ موضوع له عام»
**
- امکان اقسام اربعه:
1 .11. وضع خاص + موضوع له خاص: امکان دارد
مخالف مرحوم میرزا هاشم آملی و مرحوم فاضل لنکرانی
ما می گوییم: قطعا عرف بین «مفهوم زید» و «مفهوم واجب الوجود» فرق می گذارد. و دومی را کلی و اولی را جزئی بر می شمارد. می توان گفت وجود مفاهیم جزئی در علم اصول مورد تسالم قرار گرفته است. چراکه بقای علم اصول بر فهم متعارف عرفی است.
2 . 11. وضع عام + موضوع له عام : امکان دارد
-
-
-
- اشکال حضرت امام: هر معنای کلی را که تصور کنید، چون به وجود ذهنی موجود می شود، جزئی شده است
-
-
اگر به وجود ذهنی آن هم توجه نشود، باز از جزئی بودن خارج نمی شود
-
-
-
- حضرت امام، مرحوم فاضل و شهید مطهری به اشکال پاسخ گفته اند
- جواب چهارم: در تناقض وحدت لحاظ آلی و لحاظ استقلالی شرط است لذا که اگر به آینه لحاظ استقلالی شود، شیشه ای و اگر لحاظ آلی شود، صورت زید است. مفهوم انسان نیز اگر به لحاظ آلی مورد نظر قرار گیرد [یعنی متصور]، کلی است و اگر به لحاظ استقلالی مورد نظر قرار گیرد [یعنی صورت ذهنیه]، جزئی و موجود ذهنی است
-
-
-
-
- 11. وضع عام + موضوع له خاص: امکان ندارد
-
– موافق: مرحوم آخوند خراسانی و حضرت امام
– استدلال مرحوم آخوند: کلی از جمله وجوه جزئیات خود است و معرفه وجه شئ، معرفت اجمالی شئ است
– دو تقریر مرحوم مروج و مرحوم قوچانی از کلام آخوند خراسانی
-
-
- 11. وضع خاص + موضوع له عام: امکان ندارد
-
– موافق: محقق رشتی و مرحوم حائری و مرحوم فاضل لنکرانی
– مخالف: مرحوم آخوند خراسانی و مرحوم نائینی
**
- وقوع اقسام چهارگانه:
12.1. «وضع خاص + موضوع له خاص»: واقع است (مثال مشهور : اعلام شخصیه)
مخالف مثال: حضرت امام خمینی
نقد: به دقت عقلی مفهوم زید، کلی است و لذا وضع در آن عام و موضوع له عام است. ولی عرفاً مفهوم زید جزئی است. لذا وضع و موضوع له را خاص می داند
12.2. «وضع عام +موضوع له عام» :واقع است (مثال مشهور : اعلام اجناس)
مخالف: صاحب تسدید الاصول
**
یاد آوری 1 : نظر حضرت امام درباره «کل» و «کلی»
ایشان بین این دو تفاوت گذاشته و وضع در «کل» را «وضع خاص ؛ موضوع له خاص» شمرده اند در عبارت پیشرو حضرت امام «وضع خاص ؛ موضوع له خاص » را به چهار صورت، تصویر می کنند که قسم چهارم، «کل» یا همان «عام اصولی» است.
«ثمّ اعلم أنّ لخصوص الموضوع له صوراً:
منها: ما تقدّم من عموم الوضع و خصوص الموضوع له.و منها: أن يكون الملحوظ شخصاً و الموضوع له كلّ ما كان من أمثاله، فإنه- أيضا- من خصوصهما. و منها: خصوصهما بالمعنى المعروف. و منها: أن يكون الملحوظ جميع الأفراد بنحو الإجمال و الموضوع [له] كذلك، فإنه- أيضا- من خصوصهما.»[1]
توضیح:
1) «موضوع له خاص» در چهار صورت امکان دارد:
الف) وضع عام ؛ موضوع له خاص
ب) وضع خاص ؛ موضوع له ضد آن خاص (همان که در فرض حائری به عنوان «الف» از آن یاد کردیم)
ج) وضع خاص ؛ موضوع له خاص
د) وضع جمیع الافراد ؛ موضوع له جمیع الافراد
آنچه در فرض «د» مطرح است، به این معناست که واضع همه فرزندانش را تصور می کند ]به معنای عام اصولی و نه کلی طبیعی[ و بعد لفظ «علی» را بر همه آنها می گذارد و می گوید «همه فرزندانم را علی می نامم.» در اینجا کلی طبیعی مطرح نیست بلکه آنچه مطرح است ، جزئیات خارجی هستند که با یک لفظ به آنها اشاره شده است.
**
یاد آوری 2:
حضرت امام: گاهی آنچه تصور می شود «کلی طبیعی» است، ولی لفظ برای مصادیق آن (نه زید و عمرو بما هم زید و عمرو) وضع شده است. به این معنا که لفظ برای «ما هو مصداق» وضع شده است. عنوان اجمالی «ما هو مصداق» آلت است که لفظ برای افراد وضع شود.
تکمله: مراد امام آن است که واضع معنای کلی طبیعی (انسان) را تصور می کند و لفظ را برای مصادیق (به صورت عام انحلالی و نه جزئی حقیقی) وضع می کند. چنانکه بگوییم «انسان» برای «کل ما یصدق علیه الانسان» وضع شده است (ونه برای زید و عمرو)
نقد: اگر بپذیریم که از «کلی انسان» به «ما هو المصداق» منتقل شویم، در این صورت «ما هو المصداق» همان «کل ما هو المصداق» است که عام اصولی است. و چنانکه خود امام تصریح کرده بودند، این از مصادیق «وضع خاص ؛ موضوع له خاص» می باشد
[1] . مناهج الوصول؛امام خمینی؛ج1 ص 166