بحث: نجاست میته
مرحوم سید در عروة درباره میته، آن را به عنوان چهارمین نجس العین معرفی کرده و می نویسد:
«الرابع: الميتة من كلّ ما له دم سائل، حلالاً كان أو حراماً، و كذا أجزاؤها المبانة منها، و إن كانت صغاراً، عدا ما لا تحلّه الحياة منها، كالصوف و الشعر و الوبر و العظم و القرن و المنقار و الظفر و المخلب و الريش و الظلف و السنّ، و البيضة إذا اكتست القشر الأعلى سواء كانت من الحيوان الحلال أو الحرام، و سواء أُخذ ذلك بجزّ أو نتف أو غيرهما، نعم يجب غسل المنتوف من رطوبات الميتة، و يلحق بالمذكورات الأنفحة، و كذا اللبن في الضرع و لا ينجس بملاقاة الضرع النجس، لكنّ الأحوط في اللبن الاجتناب، خصوصاً إذا كان من غير مأكول اللحم و لا بدّ من غسل ظاهر الأنفحة الملاقي للميتة هذا في ميتة غير نجس العين، و أمّا فيها فلا يستثني شيء.»[1]
توضیح:
- حیوانی که دارای نفس سائله است، میتهاش نجس است
- چه حلال گوشت باشد و چه حرام گوشت باشد
- همچنین اجزایی که حیات در آن ها حلول کرده است، اگر از حیوان جدا شود [در حالیکه زنده است و یا پس از میته شدن حیوان]
- ولی اجزایی که حیات در آنها حلول نکرده است، پس از میته شدن حیوان، نجس نیست.
- این اجزا عبارتند از صوف (پشم)، مو (شعر/ در بُز)، وبر (کُرک/ در شتر، خرگوش و روباه) استخوان، شاخ، منقار، ناخن، پر (ریش)، مِخْلَب (پنجه پرندگان) دندان (سنّ) ظلف (سم گاو، شتر و آهو)
- [مرحوم کاشف الغطاء: ناب یعنی دندان نیش، خُف (کف پای شتر و شترمرغ) و حافر (سُم) را هم از اجزاء ما لا تحله الحیاة برمیشمارد]
- مرحوم سید همچنین از زمره اجزا ما لا تحلة الحیاة، تخم مرغ (و امثال آن) را برمیشمارد ولی شرط میکند که باید پوست بالایی آن (که سخت است) بر آن شکل گرفته باشد.
- اجزاء ما لا تحله الحیاة، مطلقا طاهر هستند، حتی اگر مربوط به حیوان حرام گوشت باشند و فرقی نمی کند با قیچی کردن و یا کندن از بدن میته جدا شده باشند.
- البته جزء ما لا تحله الحیاة را باید از رطوبت میته تطهیر کرد
- همچنین اِنفحه (مادهای پنیری شکل که در شکم بزغاله است و با آن پنیر درست میشود) و شیری که در پستان حیوان میته باقی است هم طاهر است.
- شیری که در پستان حیوان میته است، اگرچه در موقع خروج با بدن میته ملاقات میکند ولی این ملاقات باعث نجاست نمیشود.
- البته احتیاط مستحب آن است که از شیر میته اجتناب شود
- و این احتیاط در صورتی که حیوان مذکور حرام گوشت باشد، شدیدتر است
- اما درباره اِنفحه باید قسمتی که با بدن میته ملاقات دارد را تطهیر کرد.
- در میته نجس العین، همه اجزاء نجس است و چیزی استثناء نشده است.
ما میگوییم:
- مرحوم بروجردی، مرحوم نائینی و مرحوم آل یس درباره شیری که در پستان است احتیاط واجب کردهاند و مرحوم نائینی و مرحوم خویی، اگر حیوان حرام گوشت باشد، به نجاست فتوی دادهاند.
- حضرت امام، مرحوم اصفهانی، مرحوم عراقی و مرحوم حائری درباره شیری که در پستان حرام گوشت است، احتیاط واجب کردهاند
- مرحوم جواهری درباره «اِنفحه»، یک بحث موضوعی را مطرح می کند که شاید اِنفحه آن چیزی است که درون یک پوستهای قرار دارد و لذا هیچ قسمتی از آن به بدن میته ملاقات نمیکند
- حضرت امام هم در تحریر درباره میته می نویسند:
«الرابع: ميتة ذي النفس من الحيوان ممّا تحلّه الحياة، وما يُقطع من جسده حيّاً ممّا تحلّه الحياة، عدا ما ينفصل من بدنه من الأجزاء الصغار، كالبثور والثؤلول وما يعلو الشفة و القروح وغيرها عند البُرء وقشور الجرب ونحوه . وما لا تحلّه الحياة، كالعظم و القرن و السنّ و المنقار و الظفر و الحافر و الشعر و الصوف والوبر و الريش، طاهر. وكذا البيض من الميتة الذي اكتسى القشر الأعلى من مأكول اللحم، بل وغيره. ويلحق بما ذكر الإنفحة – و هي الشيء الأصفر الذي يُجبن به، ويكون منجمداً في جوف كرش الحمل و الجدي قبل الأكل – وكذا اللبن في الضرع، ولا ينجسان بمحلّهما، والأحوط الذي لا يترك اختصاص الحكم بلبن مأكول اللحم»[2]
ما می گوییم:
- توجه شود که نظر امام و مرحوم سید در اجزاء کوچکی است که از بدن حیوان زنده جدا میشود؛ مثل: بثور (جمع بَثر: جوش)، ثؤلول (زگیل)، ما یعلوالشفه (لب؛ مقصود تبخال است)، قروح (جمع قَرح: جوش چرکین) غیرها عند البُرء (خوب شدن) قشور الجَرِب (الجرب: کسی که به بیماری پیسی دچار است)
جدا می شود، تفاوتی ندارد. چرا که این اجزاء اگر از بدن حیوان زنده جدا شود، پاک است ولی اگر از بدن میته جدا شود نجس است.
توجه شود که عبارت مرحوم امام ممکن است به گونهای معنی شود که «عدا ما ینفصل …» را استثناء از میته هم دانست ولی با توجه به اینکه ایشان حاشیهای بر عروة ندارند، به نظر میرسد نظر ایشان، با نظر سید در عروة از این جهت فرقی ندارد.
- تفاوت نظر امام و سید در تخم مرغ (و امثال آن) است که امام در حیوانات حلال گوشت آن را طاهر میدانند و سپس با اضراب حیوانات حرام گوشت را هم به آن ملحق میکنند [و لذا هم نظر سید میشوند]
- و دومین تفاوت این دو بزرگوار، در اِنفحه است که به احتیاط واجب، ظاهر آن را نجس می دانند ولی سید حکم به طهارت آن کرده است.
[1] . العروة الوثقی (عدة من الفقها)، ج1، ص122
[2] . تحریر الوسیلة، ج1، ص120