خارج اصول فقه

تقسیمات واجب / واجب نفسی و واجب غیری ـ 2

شماره جلسه: 96

تذنیب:

مرحوم آخوند با طرح این سوال که آیا اطاعت و عصیان واجب غیری باعث عقاب و ثواب می­شود می‌­نویسند:

«لا ريب‏ في‏ استحقاق‏ الثواب على امتثال الأمر النفسي‏و موافقته و استحقاق العقاب على عصيانه و مخالفته عقلا و أما استحقاقهما على امتثال الغيري و مخالفته ففيه إشكال و إن كان التحقيق عدم الاستحقاق على موافقته و مخالفته بما هو موافقة و مخالفة ضرورة استقلال العقل بعدم الاستحقاق إلا لعقاب واحد أو لثواب كذلك فيما خالف الواجب و لم يأت بواحدة من مقدماته على كثرتها أو وافقه و أتاه بما له من المقدمات.»[1]

 

توضیح:

  1. در واجب نفسی ثواب و عقاب هست ولی در واجب غیری محل اشکال است.
  2. تحقیق آن است که موافقت و مخالفت امر غیری، مستلزم استحقاق ثواب و عقاب نیست. [بما هو موافقه و مخالفه: یعنی موافقت و مخالفت با ذی­المقدمه ثواب و عقاب دارد و صرف امر غیری چنین لازمه­ای ندارد]
  3. چراکه اگر کسی واجب را به­جای نیآورد و هیچ کدام از مقدمات را به­جای نیآورد عقلاً یک عقاب می­شود و اگر همه مقدّمات را به­جای آورد و ذی­المقدمه را هم به­جای آورد عقلاً یک ثواب می‌­گیرد.

 

ایشان می‌­نویسند:

«نعم لا بأس باستحقاق العقوبة على المخالفة عند ترك المقدمة و بزيادة المثوبة على الموافقة فيما لو أتى بالمقدمات بما هي مقدمات له من باب أنه يصير حينئذ من أفضل الأعمال حيث صار أشقها و عليه ينزل ما ورد في الأخبارمن الثواب على المقدمات أو على التفضل فتأمل جيدا و ذلك لبداهة أن موافقة الأمر الغيري بما هو أمر لا بما هو شروع في إطاعة الأمر النفسي لا توجب قربا و لا مخالفته بما هو كذلك بعدا و المثوبة و العقوبة إنما تكونان من تبعات القرب و البعد.»[2]

 

توضیح:

  1. البته عقاب بر ذی المقدمه از لحظه ترک مقدمه است.
  2. و ثواب بر ذی­المقدمه اگر مقدمه را به عنوان مقدمه آورد [مثلاً از اوّل به قصد حج می­رود سفر و نه اینکه بخواهد سیاحت کند یا به منزل خود برود و بعد حج هم به­جای آورد] بیشتر است چراکه عمل سخت­تر است، یا بیشتر است چون تفضّل الهی است.
  3. ادله­ای که ثواب بر مقدّمه را مطرح می­کند از همین جهت است.
  4. چراکه انجام مقدمه و ترک آن موجب قرب و بعد به خدا نمی­شود. (البته اگر شروع به انجام مقدمه به معنای شروع انجام ذی المقدمه باشد، موجب قرب می­‌شود)

 

ما می‌­گوئیم:

  1. ماحصل فرمایش مرحوم آخوند آن است که:

الف) اتیان مقدمه ثواب ندارد چراکه اولاً: عقلاً مجموع ذی المقدمه و مقدمه یک ثواب دارد و ثانیاً: ثواب و عقاب به خاطر قُرب و بُعد به خدا می­باشد و اطاعت و عصیان امر غیری، موجب قُرب و بُعد نمی­شود. (مرحوم مشکینی در حاشیه کفایه[3] هر دو دلیل را یکی می­‌داند)

ب) اما اینکه چرا امر غیری موجب قرب نمی­شود، مرحوم آخوند به طور روشن معلوم نمی­کنند امّا شاید بتوان گفت مراد ایشان آن است که امور نفسی به خاطر تقّرب بنده به خدا واجب شده­اند و لذا هر چه تقرب به خدا می­باشد، نفسی است. امّا امور غیری به خاطر وصول به امور نفسی واجب شده‌­اند.

ج) اگر اتیان مقدمه­ای، شروع در اتیان ذی­المقدمه باشد موجب ثواب می­شود و الاّ ممکن است به سبب اینکه اتیان ذی المقدمه را سخت‌­تر می­‌کند باعث ثواب بیشتر شود کما اینکه ممکن است به سبب تفضّل ثواب به آن تعلّق گیرد.

  1. کلام مرحوم آخوند برگرفته از فرمایش شیخ انصاری است. ایشان می‌­نویسد:

«أنّ‏ الحاكم‏ بالثواب‏ و العقاب‏ إمّا العقل أو النقل، و ليس في شي‏ء منهما دلالة على ذلك في المقام.

أمّا العقل فهو مستقلّ بعدم استحقاق الآتي بالمقدّمة للثواب غير ما يترتّب على ذيها، فضلا عن حكمه باستحقاقه له. و السرّ في ذلك: أنّ الثواب على ما هو المعقول عندنا هو النفع المترتّب جزاء على فعل الطاعات، فهو إذا من فروع الامتثال، و المعقول من الامتثال هو الإتيان بالمأمور به على وجه يكون الداعي إلى إيجاده هو الأمر، و الأمر الغيري لا يصلح لأن يكون هو الداعي إلى إيجاد ما تعلّق به، فإنّ الشي‏ء المطلوب بواسطة الغير من حيث إنّه مطلوب بالغير لا داعي إلى إيجاده إلّا التوصّل إلى ذلك الغير، فالمطلوب الحقيقي هو الغير و الامتثال بمقدّماته ليس الامتثال بذلك الغير. و ذلك ظاهر لمن راجع وجدانه و أنصف من نفسه.

و يستكشف ذلك بملاحظة أوامر الموالي المتعلّقة بمراداتهم في الموارد المختلفة، فإنّ‏ العقلاء بكافّتهم مطبقون على أنّ الإتيان بواجب واحد يتوقّف على مقدّمات عديدة و لو بلغ ما بلغت إطاعة واحدة و امتثال واحد، و التارك لواجب واحد و إن تعدّدت مقدّماته لم يعص إلّا معصية واحدة، و لا يترتّب على إطاعة واحدة أو معصية واحدة إلّا جزاء واحد.

و لا فرق في ذلك في نظر العقل بين أن يكون المقدّمة ملحوظة في نفسها في ضمن خطاب أصليّ و بين أن لا يكون مدلولا عليها إلّا بخطاب تبعي.» [4]

 

توضیح:

  1. آنچه باعث ثبوت ثواب و عقاب می­شود یا عقل است و یا نقل.
  2. در هیچکدام دلالتی بر ترتب ثواب و عقاب بر اوامر غیری نیست.
  3. امّا عقل: عقل می­گوید کسیکه ذی المقدمه و مقدمه را آورد بیش از ثواب ذی المقدمه دریافت نمی­کند.
  4. چراکه: ثواب یعنی نفع مترتب بر اطاعت.

پس ثواب از لوازم امتثال است.

امتثال هم عبارت است از ایجاد فعل به گونه ای که انگیزه فاعل، امر آمر باشد. و چون امر غیری نمی­تواند انگیزه فاعل باشد چراکه انگیزه فاعل در انجام امر غیری، رسیدن به ذی المقدمه است و نه «اطاعت امر آمر».

  1. و این با مراجعه به عرف هم قابل فهم است.
  2. فرقی هم نمی­کند که امر غیری مورد تکلم واقع شده باشد یا بالتبع فهمیده شود.

 

[1]. كفاية الأصول (طبع آل البيت)، ص110.

[2]. كفاية الأصول (طبع آل البيت)، ص110.

[3]. ج1، ص552.

[4]. مطارح الأنظار (طبع جديد)، ج‏1،ص340.

پخش صوت جلسه
دانلود مطلب در قالب‌های دیگر
PDF
به بالا بروید