حضرت امام پس از اینکه مبنای خود را درباره إراده تکوینیه تقریر کردند به إراد تشریعیه اشاره کرده و مینویسد:
«و أمّا التشريعيّة فإمكان تعلقها بأمر استقباليّ أوضح من أن يخفى و لو سلّمنا امتناعه في التكوينيّة، فإنها و إن تتعلّق بالأمر لغرض البعث، و معه لا بدّ و أن يكون الانبعاث ممكنا، لكن يكفي إمكانه على طبق البعث في إمكانه و صحّته، و البعث إلى أمر استقباليّ يقتضي إمكان الانبعاث إليه لا إلى غيره، و الأغراض المتعلقة للبعث في الحال كثيرة، بل قد عرفت أنّ البعث القانونيّ لا يمكن إلاّ بهذا النحو، فلا ينبغي الإشكال فيه.»[1]
توضیح:
- تعلق إراده تشریعیه نسبت به امر استقبالی، واضحتر است. (حتی اگر بپذیریم که إراده تکوینی به مستقبل تعلق نمیگیرد)
- چراکه إراده تشریعیه به صیغه امر تعلق میگیرد (و غرض از امر کردن هم بعث مکلف است) و لذا باید انبعاث ممکن باشد.
- امّا وقتی بعث به امر استقبالی است، انبعاث هم باید در مستقبل ممکن باشد و اگر امکان در آینده موجود است، بعث به امر مستقبل ممکن است.
- و اینکه الآن بعث کند نسبت به یک کار در آینده دارای خاصیت است و اساساً بعث قانونی چنین است.
- [فی الحال یعنی الآن بعث کند و بهتر بود «الی فعل استقبالی» بعد از بعث آمده میشد.]
ما میگویئم:
بحث درباره واجب معلق بود یعنی چیزی که وجوب در آن فعلی است ولی کاری که واجب است در آینده باید انجام شود. لبّ کلام مرحوم اصفهانی در این بحث و جواب امام چنین است:
مرحوم اصفهانی میفرمود: امر کردن کاری إرادی است و آمر به خاطر اینکه مأمور منبعث شود، امر میکند. پس: اگر انبعاث ممکن نباشد آمر بعث نمیکند و وقتی فعل مربوط به آینده است، انبعاث در حال حاضر ممکن نیست و لذا بعث هم الآن نیست، پس وجوب الان نیست (ایشان در «لایقال» هم اشکال «عدم امکان انبعاث» را در واجب منجّز مطرح کردند و پاسخ دادند)
مرحوم امام جواب دادند: اگر انبعاث مطلق ممکن نباشد، آمر بعث نمیکند ولی اگر انبعاث در آینده ممکن باشد، میتوان الآن بعث کرد و استحاله عقلی مطرح نمیشود.
[1]. مناهج الوصول إلى علم الأصول، ج1، ص363.