خارج اصول فقه

اوامر / مقدمه واجب ـ 35

دسته‌بندی‌ها: حوزوی خارج اصول فقه اوامر مقدمه واجب

شماره جلسه: 35

جواب دیگری از حضرت امام به اشکال شرط متأخّر

حضرت امام جوابی عرفی را هم مطرح می­‌کنند و می‌­نویسند:

«إنّ موضوعات الأحكام و شرائطها كلّها تكون عرفيّة لا عقليّة، و العرف لمّا يرى إمكان التقييد و الإضافة بالأمر المتأخّر و المتقدم كالمقارن، يكون موضوع النقل هو العقد المتقيّد بنظره، و الصوم المتقيّد كذلك، و لو كان العقل لا يساعد عليه و البرهان يضادّه، كما هو الحال في سائر الموضوعات الشرعيّة، و هذا الوجه يرجع إلى ما ذهب إليه القوم.»[1]

 

ما می‌­گوئیم:

  1. ظاهراً مراد امام آن است که:

موضوعات شرعیه را نباید به صورت تحلیل عقلی بررسی کرد، بلکه مسائل شرعی نباید با آنچه عقل عرف می­فهمد مخالف باشد و لذا اگر عقل عرف چیزی را محال نمی­داند، می­توان مسائل شرعی را به همان صورت اعتبار کرد. به عبارت دیگر اگرچه شرط واقعی عقلی نمی­تواند متأخر باشد ولی عرف وقتی می­خواهد چیزی را به عنوان شرط اعتبار کند، به عقل عرفی خود رجوع می­کند، چون عقل عرفی شرط متأخر را محال نمی­داند، می­تواند چیزی را که متأخر است، به عنوان شرط اعتبار کند.

پس توجه شود که پایه این کلام حضرت امام برآن است که «شرطیت» را در اینجا امری اعتباری می­دانند و می­گویند چون عرف با عقل عرفی خود تأخر شرط را محال نمی­داند، لذا عرف می­تواند شرطیت متأخر را اعتبار کند.

حضرت امام از این بیان در بحث نواهی[2] هم استفاده کرده­اند. ایشان در آنجا می­نویسند: از نظرعقلی طبیعت با انعدام یک فرد هم منعدم می­شود ولذا اگر به کسی گفتند طبیعت شرب خمر را منعدم کن، با انعدام یک فرد از آن طبیعت معدوم می­شود ولی عرفاً انعدام طبیبعت با انعدام همه افراد است.

«نعم، الظاهر أنّ ذلك حكم العرف، لأنّ الطبيعة لدى العرف العامّ توجد بوجود فرد، و تنعدم بعدم جميع الأفراد، و [عليه‏] تحمل المحاورات العرفيّة، فإذا تعلّق نهي بطبيعة يكون حكمه العقلائي أنّ امتثاله بترك جميع الأفراد.»[3]

 

[1]. مناهج الوصول إلى علم الأصول، ج1، ص343

[2]. همان، ج2، ص105

[3]. همان، ج2، ص105

پخش صوت جلسه
دانلود مطلب در قالب‌های دیگر
PDF
به بالا بروید