ما میگوییم:
- ماحصل فرمایش مرحوم نایینی آن است که:

- اما اینکه دو عنوان در مانحن فیه پدید آید، نمی تواند راهگشای مشکل امتناعی ها باشند چرا که این دو عنوان لاجرم دارای مصداق واحد هستند و به همین جهت امتناعی ها نمی توانند به فعلیت دو حکم (که لازمه آن، صحت صوم و صلاة است) تن دهند.
البته تعدد عنوان، مشکل قسم اول را برای اجتماعی ها حل می کند. اللهم إلا أن یقال: راهحل ایشان، قسم اول را تبدیل به قسم دوم میکند و آنگاه راه حل قسم دوم (ارشادی بودن -راه حل پنجم آخوند) قابل جریان است.
- اما سخن ایشان درباره اینکه نهی تنزیهی با نهی تحریمی تفاوت دارد، هم سخن کاملی به نظر نمیرسد. چرا که مشکل اصلی در این بحث مشکله اجتماع دو حکم -که به تمامه با یکدیگر متضاد هستند- بود و این اشکال با تنزیهی بودن نهی مرتفع نمی شود.
اشکال های امام بر مرحوم نایینی:
حضرت امام بعد از اینکه کلام مرحوم نایینی را تلخیص میکنند، 4 اشکال را بر کلام ایشان مترتب میکنند:
«و فيه أوّلا: أنّ الأمر في النذر إنّما تعلّق بعنوان الوفاء به، و هو عنوان مغاير لعنوان الصلاة و الصوم و غيرهما، و إنّما يجتمع معها في الخارج الّذي لم يكن ظرف تعلّق الأمر، فإذا نذر أن يأتي بصلاة الليل يجب عليه الوفاء بالنذر، فالإتيان بالصلاة [المستحبّة] مصداق لوفاء النذر في الخارج و للصلاة، و هما عنوانان منطبقان على الخارج كما تقدّم، و كذا الكلام في الإجارة، فإنّ الأمر الوجوبيّ تعلّق بعنوان الوفاء بالعقد، و الاستحبابيّ بالصلاة المستحبّة، أو أمر وجوبيّ آخر بالصلاة الواجبة على الوليّ أو الميّت، فافتراق موضوعهما يكون من هذه الجهة.»[1]
توضیح:
- اولاً: در نذر آنچه مأموربه است (متعلق امر به وفای نذر) اصلاً عبادت نیست [یعنی امر عبادی به نماز شب تعلق گرفته است در حالیکه امروجوبی به وفای نذر، به وفای به نذر تعلق گرفته است و نه به نماز شب]
- البته آنچه وفای به نذر است و نماز شب در خارج یک مصداق دارند (ولی خارج ظرف سقوط امر است و نه ظرف تعلق امر)
- همین سخن درباره عبادات استیجاری هم مطرح است (امر استحبابی به زیارت تعلق گرفته است و امر به وفای به عقد تعلق گرفته است. البته «زیارت در عالم خارج»، هم مصداق زیارت است و هم مصداق وفای به عقد است.)
حضرت امام سپس به اشکال دوم اشاره میکنند:
«و ثانيا: لا معنى معقول لهذا الاكتساب و التولّد المذكورين، فبأيّ دليل و أيّة جهة يكتسب الأمر الغير العباديّ العباديّة و الغير الوجوبيّ الوجوب؟! و ما معنى هذه الولادة و الوراثة؟! بل لا يعقل تغيير الأمر عمّا هو عليه لو فرض وحدة متعلّقه مع الآخر، و لعمري إنّ هذا أشبه بالشعر منه بالبرهان.»[2]
توضیح:
- ثانیاً: اینکه مرحوم نایینی میفرمودند: «امر استحبابی (صوم) از امر وجوبی (وفای به نذر) کسب وجوب میکند و امر وجوبی از امر استحبابی، کسب تعبدیّت میکند»، معنی معقولی ندارد، چرا که:
- معقول نیست یک امر از وضعیتی که در ابتدا داشته تغییر کند (و وحدت متعلق نمی تواند عامل تغییر شود)
- و این سخن بیشتر شبیه شعر است تا برهان.
ما می گوییم:
ممکن است بتوان در دفاع از فرمایش مرحوم نائینی (مبنی بر اندکاک و ادغام دو امر در یکدیگر و پدید آمدن امر تعبدی وجوبی) گفت:
«بنابر انحلال آنچه مورد امر است، مصداق مأموربه است و به تعداد مأموربهها، امر منحل میشود. پس «نماز شب زید در شب جمعه معیّن» (به عنوان یک مصداق) هم مأموربه است به امر استحبابی تعبدی (استحباب نفسی نماز شب) و هم مأموربه است به امر وجوبی توصلی (وجوب وفای به نذر). و به همین جهت در مورد این مصداق معین میتوان گفت ارادهی شارع نسبت به آن (و همچنین اقتضای مصلحت) به نحو وجوب تعبدی است»
إن قلت: ادغام و اندکاک مربوط به امور تکوینی است و در اعتباریات چنین فرضی راه ندارد[3]
قلت: این سخن اگرچه صحیح است ولی وقتی مبادی یک حکم (مصالح و مفاسد و ارادهی شارع و شوق شارع) در هم ادغام شد و با توجه به اینکه حکمها انحلال میپذیرد، میتوان گفت حکم واقع شده بر «نماز شب زید در شب جمعه معین»، حکم واحد و مندک شده است. و به عبارت دیگر؛ (با توجه به مبادی حکم و انحلال حکم)، شارع یک خواسته و مطالبه از عبد دارد و یک «امر» موجود است که هم وجوبی است و هم تعبدی.
حضرت امام سپس به اشکال سوم اشاره میکنند:
«و ثالثا: أنّ الأمر فيما نحن فيه، و كذا في باب العبادات الاستئجاريّة، لم يتعلّق بذات الصلاة و الصوم، و إلاّ يلزم أن يكون توصّليّا، بل تعلّق بها بقيد التعبّد و لو بدليل آخر، فلا يكون موضوعهما شيئين.»[4]
توضیح:
- اینکه مرحوم نایینی میفرمود «متعلق امر در ما نحن فیه: امر به صوم / و در عبادات استیجاری: نماز یا زیارت) نفس عبادت است در حالیکه متعلق نهی (در مانحن فیه) «صوم به قصد قربت» است و متعلق امر به وفای به عقد (در عبادات استیجاری) «نماز یا زیارت به قصد قربت» است»؛
- سخن کاملی نیست چرا که لازمه این سخن آن است که بگوییم امر اولیه به صوم و به عبادت استیجاری، توصلی میشود (چرا که قصد قربت در آن ها دخیل نیست)
- در حالیکه حتماً آن امرها هم به «صوم و زیارت و صلاة به قصد قربت» تعلق گرفته اند (و لو اینکه قید «قربت» را از دلیل دیگری استفاده کنیم [به خاطر اشکالی که در اخذ قصد قربت در متعلق اوامر وارد است و مرحوم نایینی خواسته بود با متمّم جعل آن را تصحیح کند]
- پس متعلق هردو امر (موضوع هر دو) یک چیز هستند
- [ما میگوییم: توجه به این نکته در توضیح فرمایش حضرت امام لازم است:
از دیدگاه مرحوم نایینی آنچه مورد نهی است، عبادتی است که همراه با قصد قربت است و همان را بنی امیه میپسندیدند. پس آنچه مورد نهی است همان است که مورد امر است[5]]
[1] . مناهج الوصول، ج2، ص141
[2] . همان
[3] . ن ک: المباحث الأصولیة، آیت الله فیاض، ج5، ص440
[4] . همان، ص142
[5] . این اشکال را مرحوم خویی هم بر مرحوم نائینی وارد کرده است؛ ن ک: محاضرات، ج4، ص322