* شش) آیه ۱۰۶ سوره مائده
«يِا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَأَصَابَتْكُم مُّصِيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمَا مِن بَعْدِ الصَّلاَةِ فَيُقْسِمَانِ بِاللّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لاَ نَشْتَرِي بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَلاَ نَكْتُمُ شَهَادَةَ اللّهِ إِنَّا إِذًا لَّمِنَ الآثِمِينَ»
ترجمه:
«اى اهل ايمان! هنگامى كه يكى از شما را [آثارِ] مرگ فرا مىرسد، بايد در حال وصيت، دو عادل از هم كيشان خود را بر وصيت شاهد بگيريد؛ يا اگر در سفر بوديد و مصيبت مرگ شما را فرا رسيد [و شاهدى از مؤمنان نيافتيد] دو نفر از غير همكيشان خود را شاهد وصيت بگيريد. و اگر [شما وارثان در صداقت و راستى آن دو شاهد غير مسلمان] شك كرديد، هر دو را بعد از نماز حبس كنيد، پس به خدا سوگند ياد مىكنند كه ما اين شهادت را به هيچ قيمتى نمىفروشيم هر چند [مورد شهادت] خويشاوندان ما باشد، و شهادت الهى را [كه در حقيقت شهادت بر وصيت است] پنهان نمىكنيم، كه اگر پنهان كنيم از گناهكاران خواهيم بود.»[1]
توضیح:
- آیه درباره «استشهاد به دو شاهد عادل در مبحث وصیت» است. و تسری آن به سایر موضوعات و همچنین نحوه استدلال به آن هم مطابق آن چیزی است که در آیه قبل مطرح کردیم.
- اما این آیه با مشکل دیگری هم مواجه است و آن ضمیمه شدن «منکم» به شاهدین عدلین است و در صورتی که «منکم» موجود نباشد، دو شاهد عادل از غیر اهل ایمان (و یا غیر آشنایان) که قسم به صداقت بخورند، مطرح شده است.
پس مطابق این آیه علاوه بر عدالت، ایمان (و یا اهل خانواده بودن) هم در شاهدین لازم است و اگر ایمان موجود نباشد، لازم است که شاهدین در هنگام تحمل شهادت قسم بخورند. (البته ممکن است قسم خوردن مربوط به هم مؤمنین و هم غیر مؤمنین باشد) و روشن است که این با حجیت شهادت عدلین به نحو مطلق مطابق نیست.
پس ممکن است بتوان گفت که وقتی دو شاهد عادل مؤمن (یا دو شاهد عادل که از اهل میت باشند) در مورد وصیت شهادت دادند، نوعاً و متعارفاً باعث اطمینان میشود ولی اگر باعث اطمینان نشود، لازم نیست آن را پذیرفت.
* هفت) آیه ۲ سوره طلاق
«فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِّنكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ ذَلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا»
ترجمه:
«و چون به پايان زمان [عدّه] نزديك شدند، آنان را [با رجوع به زوجيت] به صورتى شايسته [كه رعايت همه حقوق همسردارى است] نگه داريد يا از آنان به طرزى شايسته [كه پرداخت همه حقوق شرعيه اوست] جدا شويد، و [هنگام جدايى] دو عادل از خودتان را گواه [طلاق] گيريد. [و شما اى گواهان!] گواهى را براى خدا اقامه كنيد. به وسيله اين [حقايق] به كسى كه همواره به خدا و روز قيامت ايمان دارد، اندرز داده مىشود و هر كه از خدا پروا كند، خدا براى او راه بيرون شدن [از مشكلات و تنگناها را] قرار مىدهد.»[2]
توضیح:
- آیه هم به استشهاد دو شاهد عادل توجه میدهد و هم به ضرورت اداء شهادت در هنگام لزوم، توجه میدهد. (أَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ)
- در این آیه هم شاهدین باید هم عادل باشند و هم از زمره مؤمنین باشند (و یا از اهل و خانواده آنها باشند) و این با اطلاق «شهادت شاهدین عدلین» سازگار نیست.
- البته این آیه هم مربوط بحث طلاق است و تسری حکم به سایر موضوعات محتاج دلیل است
- همچنین سیاق استدلال به آیه برای حجیت مطابق سیری است که در آیات قبل مطرح کردیم.
* هشت) آیه ۹۵ سوره مائده:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْتُلُواْ الصَّيْدَ وَأَنتُمْ حُرُمٌ وَمَن قَتَلَهُ مِنكُم مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاء مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ هَدْيًا بَالِغَ الْكَعْبَةِ أَوْ كَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاكِينَ أَو عَدْلُ ذَلِكَ صِيَامًا لِّيَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ عَفَا اللّهُ عَمَّا سَلَف وَمَنْ عَادَ فَيَنتَقِمُ اللّهُ مِنْهُ وَاللّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ»
ترجمه:
« اى اهل ايمان! در حالى كه در احرام [حج يا عمره] هستيد، شكار را نكشيد. و هر كس از شما عمداً آن را بكشد، كفّارهاى همانند آن از جنس چهارپايانِ [اهلى] بر عهده اوست؛ كه [همانند بودن آن را] دو عادل از خودتان گواهى دهند، و به عنوان قربانى به [حريم] كعبه رسد، يا به كفّاره [آن شكار كشته شده معادل قيمت قربانى] به مستمندان طعام دهد، يا برابر تعداد مستمندى كه طعام مىدهد روزه بگيرد، تا كيفر كار خود را بچشد. خدا از [گناه] كشتن شكارهايى كه پيش از اين حكم انجام گرفته درگذشت. و هر كه [پس از كفّاره دادن] به شكار كردن بازگردد، خدا از او انتقام مىگيرد؛ و خدا تواناى شكستناپذير و صاحب انتقام است. »
توضیح:
- آیه در مورد نظر دو انسان عادل است که درباره مشابهت حیوان شکار شده و قربانی، مطرح شده است.
- آنچه ذیل آیات قبل مطرح کردیم در این بحث هم قابل طرح است
- اما نکته مهم آن است که میتوان گفت که چون متعارفاً در این امور اطمینان حاصل نمیشود، حجیت قول دو شاهد عادل در فرض عدم اطمینان هم ثابت است.
- اما توجه شود که این آیه درباره نظر کارشناسی است و ربطی به بحث «شهادت دو شاهد عادل» ندارد، چرا که بحث شهادت مشربوط به «تلقی عن حسٍ» است و نظر کارشناس مربوط به بحث نظر و حدس است.
[1] . همان
[2] . همان