شماره جلسه: 25
جمعبندی سیره عقلا
* اول) سیر عقلا و نسبت آن با روزگار شارع به چندین صورت قابل فرض است:
یک) در زمان شارع سیرهای مستقر بوده است و دلیل داریم شارع آن را به طور خاص امضا کرده است.
دو) در زمان شارع سیره ای مستقر بوده است و در ضمن عمومات و اطلاقات، آن سیره امضا شده است.
سه) در زمان شارع سیرهای مستقر بوده است و دلیل داریم شارع آن را ردع نکرده است.
چهار) در زمان شارع سیرهای مستقر بوده است و دلیل نداریم شارع آن را ردع کرده و یا امضا کرده است.
پنج) در زمان شارع سیرهای مستقر بوده و دلیل خاص داریم که شارع آن را ردع کرده است.
شش) در زمان شارع سیرهای مستقر بوده است و شارع آن را در ضمن عمومات و اطلاقات ردع کرده است.
هفت) در زمان شارع سیرهای مستقر نبوده است ولی بعدها این سیره پدید آمده است و دلیل داریم که شارع در زمان خود آن سیره را برای بعد از خود به طور خاص امضا کرده است.
هشت) در زمان شارع، سیرهای مستقر نبوده است ولی در ضمن عمومات و اطلاقات آن سیره امضا شده است.
نه) در زمان شارع سیرهای مستقر نبوده ولی بعدها این سیره مستقر شده است و دلیل داریم که شارع در زمان خود از آن مطلع بوده است و آن را نسبت به زمان بعد ردع و امضا نکرده است.
ده) در زمان شارع سیرهای مستقر نبوده ولی بعدها این سیره مستقر شده است و دلیل نداریم که شارع آن را ردع کرده باشد (در حالیکه بنا به اینکه شارع عالم به آینده است، از وجود آن سیره در زمانهای بعد مطلع بوده و میدانسته که مردم بنا به ارتکازات خود به آن رجوع میکنند.)
یازده) در زمان شارع سیرهای مستقر نبوده ولی بعدها این سیره مستقر شده و دلیل داریم که شارع آن را به طور خاص ردع کرده است.
دوازده) در زمان شارع سیرهای مستقر نبوده ولی بعدها مستقر شده و دلیل داریم که عمومات و اطلاقات شارع آن سیره را ردع کرده است.
سیزده) سیرهای که در زمان شارع مستقر بوده و بعدها دیگر بنای عقلا بر آن استوار نیست.
* دوم) برای فرض های هفت، نه و یازده میتوان به امثال این روایات اشاره کرد:
فرض هفت:
«وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخَيْبَرِيِّ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اكْتُبْ وَ بُثَّ عِلْمَكَ فِي إِخْوَانِكَ فَإِنْ مِتَّ فَأَوْرِثْ كُتُبَكَ بَنِيكَ فَإِنَّهُ يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانُ هَرْجٍ لَا يَأْنَسُونَ فِيهِ إِلَّا بِكُتُبِهِمْ.»[1]
فرض نه:
«مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ النَّهَاوَنْدِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ يَكُونُ فِيهِ حَجُّ الْمُلُوكِ نُزْهَةً وَ حَجُّ الْأَغْنِيَاءِ تِجَارَةً وَ حَجُّ الْمَسَاكِينِ مَسْأَلَةً.
أَقُولُ: هَذَا غَيْرُ صَرِيحٍ فِي الْبُطْلَانِ وَ لَا فِي الذَّمِّ بَلْ هُوَ إِخْبَارٌ مَحْضٌ أَوْ يُرَادُ بِهِ ذَمُّ الْمُقْتَصِرِ عَلَى هَذِهِ الْمَقَاصِدِ أَوِ الْكَرَاهَةُ وَ إِنْ كَانَ مُجْزِياً.»[2]
فرض یازده:
«وَ عَنْ أَبِي عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْكُوفِيِّ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنِ الْعَرْزَمِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص سَيَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا يُنَالُ فِيهِ الْمُلْكُ إِلَّا بِالْقَتْلِ إِلَى أَنْ قَالَ فَمَنْ أَدْرَكَ ذَلِكَ الزَّمَانَ فَصَبَرَ عَلَى الْفَقْرِ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى الْغِنَى وَ صَبَرَ عَلَى الْبِغْضَةِ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى الْمَحَبَّةِ وَ صَبَرَ عَلَى الذُّلِّ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى الْعِزِّ آتَاهُ اللَّهُ ثَوَابَ خَمْسِينَ صِدِّيقاً مِمَّنْ صَدَّقَ بِي.»[3]

[1] . وسائل الشیعه، ج27، ص81، ح32263
[2] . همان، ج11، ص60، ح14240
[3] . همان، ج15، ص263، ح20455
پخش صوت جلسه