شماره جلسه: 43
مقتضای اصل عملی:
- چنانکه خواندیم مرحوم آخوند قائل به آن بود که اصل بر رجوع به تقلید اعلم است چرا که امر دائرمدار تعیین و تخییر است.
- مرحوم شیخ انصاری نیز همین اصل را چنین تقریر میفرماید:
«إنّ الظاهر من كلّ من تعرّض المسألة و وصل كلامه إلينا أنّ الأصل مع المانعين. و تقريره: أنّه لا شك أنّ العمل بقول الغير و مطابقة العمل بقوله- و هو المعبّر عندهم بالتقليد- عمل بما وراء العلم، سواء كان اعتباره بواسطة حصول الظنّ كما يراه البعض، أو بواسطة التعبّد كما هو الظاهر على ما ستعرف الكلام فيه إجمالا، و ذلك ظاهر. و الأصل المستفاد من الأدلّة القطعيّة كتابا و سنّة و إجماعا و عقلا- على ما مرّ تفصيل القول فيه في محلّه- هو حرمة العمل بغير العلم، خرج منه متابعة الفاضل بالاتّفاق من المجوّزين و المانعين، فإنّه هو المجمع عليه، فيبقى متابعة المفضول في عموم حرمة العمل بما وراء العلم.»[1]
- امّا مرحوم میرزای قمی اصل فوق را نپذیرفته است و اصل را بر برائت تقریر کرده است. ایشان مینویسد که «اصل عدم زیادت» در مانحن فیه حاکم است. مرحوم شیخ انصاری کلام ایشان را چنین مطرح کرده است:
«و لم نقف من لا يذعن بهذا الأصل سوى المحقّق القمي رحمه اللّه حيث إنّه أفاد في بعض إفاداته بأنّه لا أصل لهذا الأصل و اشتغال الذمّة لم يثبت إلّا بالقدر المشترك المتحقّق في ضمن الأدون أيضا، و الأصل عدم لزوم الزيادة»[2]
توضیح:
- اصلی که در کلام شیخ انصاری (در دوران تعیین و تخییر) مطرح شد باطل است.
- چرا که آنچه ما یقین داریم بیش از آن نیست که میدانیم «ذمّه ما به رجوع به عالم (قدر مشترک بین اعلم و غیر اعلم) مشغول است» ولی اینکه بیش از قدر مشترک (عالم) باید حتماً به اعلم مراجعه کرد، معلوم نیست و اصل عدم زیادت است.
- مرحوم شیخ انصاری به سخن مرحوم میرزای قمی پاسخ میدهد:
«و هذا الكلام منه رحمه اللّه ليس في محلّه، و لذلك ترى المجوّزين مطبقين على أنّ ذلك إنّما هو بواسطة الدليل الوارد على هذا الأصل من استصحاب أو إطلاق و نحوهما»[3]
توضیح:
- همه کسانی که تقلید از غیر اعلم را جایز میدانند، قبول دارند که ما «یقین به قدر مشترک» نداریم.
- و الا لازم نبود برای اثبات «جواز رجوع به غیر اعلم»، به ادلهای مثل اطلاق ادلّه تقلید و یا استصحاب (که آن را حاکم بر اصل تعیین و تخییر میدانند) رجوع کنند.
ما میگوییم:
یک) بحث در مقتضای اصل عملی ممکن است چنین طرح شود:
- یقین داریم تکلیف داریم
- یا باید خود اجتهاد کنیم و یا احتیاط کنیم و یا رجوع به مجتهد
- اگر قرار است به مجتهد رجوع کنیم، باید ثابت کنیم قول مجتهد در حق ما حجت است
- درباره اینکه «قول مجتهد» مطلق حجت است (و لذا مخیر هستیم بین رجوع به اعلم و رجوع به غیر اعلم) و یا «قول مجتهد اعلم» حجت است (و لذا باید به مجتهد اعلم رجوع کنیم) تردید داریم.
- در چنین موردی، اصل تکلیف (وجوب تقلید) مسلم است ولی مکلف به مشکوک است (تقلید از مجتهد و یا تقلید از مجتهد اعلم) و مکلف به دائرمدار تعیین (اعلم) و یا تخییر (چه اعلم و چه غیر اعلم) است.
- و در چنین صورتی مقتضای اصل عملی، احتیاط (یعنی تعیین یا همان انحصار رجوع به اعلم) است.
دو) و ممکن است مقتضای اصل چنین طرح شود (مطابق فرمایش میرزای قمی)
- یقین داریم به اصل تکلیف
- یا باید خود اجتهاد کنیم و یا احتیاط کنیم و یا رجوع به مجتهد کنیم
- رجوع به مجتهد حجت است و ادله اجتهادی، رجوع به هر مجتهدی را (حتی اگر اعلم نباشد) حجت کرده است.
- پس با رجوع به مجتهد، اصل تکلیف را احراز و اطاعت میکنیم
- حال اگر شک داریم که آیا لازم است مجتهد مذکور اعلم باشد، در حقیقت «شک در تکلیف زائد» داریم. و شک در زیادت تکلیف موطن برائت است.
[1]. مطارح الانظار، ج2، ص527
[2]. همان، ص528
[3]. همان
پخش صوت جلسه