شماره جلسه: 17
بحث: تجری و معصیت و انقیاد و اطاعت
- مرحوم آخوند در ابتدای امر دوم مینویسد:
«قد عرفت أنه لا شبهة في أن القطع يوجب استحقاق العقوبة على المخالفة و المثوبة على الموافقة في صورة الإصابة فهل يوجب استحقاقها في صورة عدم الإصابة على التجري بمخالفته و استحقاق المثوبة على الانقياد بموافقته أو لا يوجب شيئا.»[1] - مرحوم مشکینی در حاشیه بر کفایه به نکتهای در تعریف این 4 اصطلاح اشاره میکند:
«التجرّي عنوان يتحقّق مع إرادة مخالفة المولى قطعا، كما أنّ الانقياد يتحقّق مع إرادة موافقته كذلك، إلّا أنّ الاصطلاح انعقد على إطلاقهما على خصوص ما لم يكن مخالفته و موافقته واقعا»[2]
ما میگوییم:
- این 4 اصطلاح چنین تعریف شدهاند:
اطاعت: قصد اطاعت + اطاعت خارجی
معصیت: قصد معصیت + معصیت خارجی
انقیاد: قصد اطاعت + عدم اطاعت خارجی (چه معصیت خارجی صورت پذیرد و چه معصیت خارجی صورت نپذیرد)
تجری: قصد معصیت + عدم معصیت خارجی (چه اطاعت خارجی صورت پذیرد و چه اطاعت خارجی صورت نپذیرد)
مرحوم مشکینی توجه داده بود که از حیث لغوی هرجا قصد معصیت باشد تجری صادق است و هرجا قصد اطاعت باشد انقیاد صادق است و لذا از جهت لغوی هر اطاعت و معصیتی، انقیاد و تجری، نیست.
ولی مطابق اصطلاح، انقیاد و تجری، بر همان قصد اطاعت و قصد معصیت در صورتی که اطاعت و معصیت تحقق خارجی نیافته باشد، صدق میکند. - معمول بحثهای اصولی درباره حرمت تجری است و بحث از انقیاد را خواستهاند از آن استفاده کنند و لذا بحث معمولاً با این سؤال شروع میشود که آیا تجری باعث عقوبت اخروی میشود؟
- همچنین لازم است توجه شود که بحث در این مرحله درباره «تجری قاطع» است و در انتها باید به صورت مستقل به بحث از «تجری ظانّ و صاحب حجت» هم پرداخت.
[1] . کفایة الاصول، ص259
[2] . کفایه الاصول با حواشی مشکینی، ج3، ص47
پخش صوت جلسه