یکی از مباحث محوری در علم اصول فقه، بحث از اوامر و دلالت آنها بر وجوب یا استحباب یا مفهومی مشترک میان این دو است، آخوند خراسانی در این باره مینویسد:
المبحث الثانی: فی أن الصیغة حقیقة فی الوجوب، أو فی الندب، أو فیهما، أو فی المشترک بینهما؟ وجوه، بل أقوال (آخوند خراسانی بیتا: 70).
توجه به این نکته نیز ضروری است که برخی دانشمندان و اصولیون، امر را حقیقت در وجوب و برخی دیگر نیز آن را حقیقت در ایجاب معرفی کردهاند. سید مجاهد به تفاوت میان این دو انگشت نهاده است؛ به این بیان معنای وجوب آن است که اوّلی که «مأمور به» واجب است؛ لیکن معنای ایجاب آن است که امر در پی آن است که مأموربه را واجب گرداند. (اگرچه ممکن است توانایی چنین کاری را نداشته باشد)؛ با این همه مجاهد نیز این مسامحه در تعبیر را میپذیرد، چراکه بحث در اوامر و معنای آن، به کلمات شارع و اوامر وی مربوط است. بنابراین تفاوت مزبور در اصل بحث خللی وارد نمیکند، چراکه آنچه شارع ایجاب میکند نیز در نهایت واجب است.
فإن قلت من أشرت إلیهم عبائرهم مختلفة فمنهم من قال إن الأمر للوجوب و منهم من قال للإیجاب و الفرق بینهما جلیّ فإن معنى کون الأمر للوجوب کونه دالا على أن الفعل المأمور به على صفة الوجوب و هو غیر کونه للإیجاب فإن معنى کونه للإیجاب أنّه یدلّ على أن الأمر أوجب الفعل المأمور به و لا یدلّ على أنّه على صفة الوجوب فلم ذکرت أن الکلّ قائلون بقول واحد قلت لما لم یکن ثمرة بین القولین لا سیّما بالنسبة إلى الأوامر الشّرعیة سامحت فی التّعبیر الثانی انّها حقیقة فی الندب (مجاهد طباطبایی بیتا ج 1: 110).
بحث از حقیقت معنای وجوب نیز درست در همین مقام از علم اصول مطرح میشود و به بحثی محوری و کلیدی در این امر مبدل میگردد. با این همه باید اذعان داشت که در میان بیشتر اصولیون متأخر این بحث مغفول مانده، و بدان پرداخته نشده است. افزون بر آنکه مسأله یادشده در میان گذشتگان نیز به صورت پراکنده و در اثنای دیگر مباحث ایشان مطرح گردیده است. به این بیان باید گفت که اصولیون در باب حقیقت معنای وجوب و استحباب، مباحث منقح و کاملی را ارائه نکردهاند. این نوشته در پی آن است تا در یک بررسی و تحلیل دقیق، با نظر به آراء و اندیشههای دانشمندان این علم، تعریفی جامع از حقیقت معنای وجوب و استحباب ارائه دهد.
