
خانواده و تبار امام خمینی
آقا سید مصطفی (پدر امام خمینی) پس از فراگیری تحصیلات اولیه در مکتبخانههای خمین و فراگیری زبان عربی، برای ادامه تحصیل ابتدا به اصفهان و سپس عازم نجف اشرف گردید. در نجف اشرف و سامرا که عهد میرزای شیرازی بود، تحصیلات خود را دنبال کرد و در زمرۀ علما و مجتهدین عصر خود قرار گرفت. او در سال 1273 هجری شمسی به خمین بازگشت و زعامت و رهبری مردم منطقۀ خمین را بر عهده گرفت و ضمن هدایت معنوی، مذهبی و دینی مردم، با ظلم و ستم خوانین و متنفذین محلی بر مردم آن منطقه، به مقابله و مبارزه پرداخت. ایشان با سعی در جلوگیری از تعدیّات و مظالم خوانین و مأموران دولتی نسبت به مردم در عمل مقابل آنها قرار گرفت و آنها، سید مصطفی را سدّ راه خود برای رسیدن به اهداف و مقاصد خود دیدند. در سال 1281 هجری شمسی که تعدیّات خوانین بر مردم فزونی یافته بود، سید مصطفی تصمیم گرفت که این وضعیت را به اطلاع والی عراق (اراک کنونی) برساند. دو تن از خوانین که از پیامدهای این گزارش میترسیدند در میانۀ راه خمین به عراق (اراک) به آقا مصطفی حمله کرده، با شلیک گلولهای بر قلب وی، ایشان را به شهادت رساندند.
جدّ اعلای امام خمینی(س)، دینعلیشاه نام داشت که در کشمیر هندوستان زندگی میکرد و از علمای شیعی مذهب آن منطقه بود و در آنجا به شهادت رسید. سید احمد، معروف به سید هندی فرزند دینعلیشاه در بین سالهای 1240 تا 1250 ه. ق. از کشمیر راهی سفر عتبات عالیه میشود و در مدت اقامت در آنجا با شخصی از اهالی خمین به نام یوسفخان فرفهانی از اعیان توابع خمین، آشنا میشود. پس از تعمیق این آشنایی، شخص یاد شده از سید احمد دعوت میکند که به خمین بیاید. ایشان نیز این دعوت را پذیرفته، در سال 1254 ه. ق. (1217 ه. ش.) به منظور ارشاد اهالی خمین به آن سامان میرود و در هفدهم رمضان سال 1257 ه.ق. با دختر محمدحسینبیگ که خواهر یوسفخان است، ازدواج میکند. سید احمد در اواخر سال 1285 تا 12861 ه. ق. درگذشت و پیکرش به کربلا منتقل شد و در آنجا دفن شد. حاصل ازدواج سید احمد، سه دختر به نامهای: سلطانخانم، صاحبهخانم و آغابانوخانم و یک پسر به نام سید مصطفی (پدر امام خمینی) بود.
زندگینامه امام خمینی قبل از انقلاب
کودکی امام خمینی به شدت تحت تأثیر شهادت پدرش بود. در حالی که بیش از پنج ماه از ولادت امام خمینی نمیگذشت، طاغوتیان و خوانینِ تحت حمایت عمّال حکومت وقت، ندای حقطلبی آقا مصطفی را که در برابر زورگوییهایشان به مقاومت برخاسته بود، با گلوله پاسخ گفتند و در مسیر خمین به اراک وی را به شهادت رساندند.
پس از شهادت پدر، امام خمینی تحت سرپرستی مادر (بانو هاجر) و عمه مکرمهاش (صاحبه خانم) دوران کودکی خود را گذراند. او در مکتبخانۀ آخوند ملاّابوالقاسم به تحصیل پرداخت. در این دوره، روزی نیم جزء قرآن یاد میدادند و پایان این دوره نیز ختم قرآن بود. ایشان پس از ختم قرآن که به هفت سالگی رسیده بود، برای فراگیری دروس ادبیات و عربی نزد شیخ جعفر رفت و بعد از آن پیش میرزامحمود افتخارالعلما دروس ابتدایی را آموخت. سپس مقدمات را نزد میرزامهدی که دایی ایشان بود شروع کرد و سپس نزد میرزا رضا نجفی منطق را آغاز نمود. در ادامه، تحصیلات قابل فراگیری در این مرحله چون: منطق، مطوّل و سیوطی را نزد آیتاللّ مرتضی پسندیده (برادرش) فراگرفت.

دوران جوانی امام خمینی
دوران جوانی امام خمینی با مهاجرت به اراک و تحصیل در حوزه علمیه در سال 1330 هجری شمسی آغاز شد. او نزد شیخ محمد گلپایگانی منطق و نزد آقاعباس اراکی شرح لمعه را تحصیل نمود. چند ماهی از ورود ایشان به حوزۀ علمیۀ اراک نگذشته بود که آیتاللّه شیخ عبدالکریم حائری، به درخواست روحانیون قم به آن شهر مهاجرت کرد و حوزۀ علمیۀ قم را تأسیس نمود. حدود چهار ماه بعد از مهاجرت آیتاللّه حائری، آقا روحاللّه نیز به قم هجرت نمود به ادامۀ تحصیل مشغول گردید. امام خمینی تتمۀ مطوّل را نزد آقا میرزا محمدعلی معروف به ادیب تهرانی و سطح را نزد سید محمدتقی خوانساری و میرزا سید علی یثربی کاشانی فرا گرفت و سپس به حلقۀ درس خارج آیتاللّه عبدالکریم حائری وارد شد و عملاً تحصیلات خارج را در محضر ایشان گذرانید. همچنین فلسفه را نزد حاج سیدابوالحسن قزوینی؛ عروض و قوافی، فلسفۀ غرب و فلسفۀ تکاملی داروین را در محضر شیخ محمدرضا اصفهانی مسجدشاهی؛ ریاضیات و هیئت را نزد وی و میرزا علیاکبر یزدی و عرفان را نیز از محضر آیتاللّه محمدعلی شاهآبادی فرا گرفت.
امام خمینی در دوران مبارزه
روحیه مبارزه و جهاد در راه خدا ریشه در بینش اعتقادی و تربیت خانوادگی امام خمینی(س) داشته است. مبارزات ایشان از نوجوانی آغاز، و سیر تکاملی آن به موازات تکامل ابعاد روحی و علمی ایشان از یکسو و اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی ایران و سایر جوامع اسلامی از سوی دیگر در اشکال مختلف ادامه یافته است. در ابتدای دهه 1300 شمسی، هنگامی که رضاخان برای از هم پاشیدن حوزه علمیۀ قم فرمان برگزاری امتحانات دولتی برای روحانیون را صادر کرد، امام خمینی با افشای اهداف پشت پرده به مخالفت با آن برخاست و به برخی از علمای صاحبنام قم که سادهاندیشانه این اقدام را گامی اصلاحی ارزیابی میکردند هشدار داد.
در دوران مرجعیت آیتالله بروجردی امام خمینی عضو هیأت مصلحین بودند که مأموریت اصلاح حوزه را داشت. ایشان در مسائل گوناگون مورد مشورت آیتالله بروجردی بودند، مخصوصاً مسائل مربوط به حکومت. پس از دستگیری افرادی که در ترور حسین علاء نخستوزیر وقت دست داشتند، در سال 1329 امام به نمایندگی آیتالله بروجردی برای جلوگیری از اعدام این افراد به دیدار شاه رفتند.
ایشان در سال 1322 با نگارش کتاب کشف اسرار فجایع سلطنت بیست ساله پهلوی را افشا کرد و با دفاع از اسلام و روحانیت به
پاسخگویی به شبهات و هجمههای منحرفین پرداخت و در همین کتاب ایدۀ حکومت اسلامی و ضرورت قیام برای تشکیل آن را مطرح ساخت. یک سال بعد در اوضاع آشفته و فضای آزادی نسبی پس از رضا پهلوی، امام خمینی در نخستین بیانیه سیاسی خود علمای اسلام و جامعه اسلامی را به قیام عمومی فراخواندند.
در مهرماه 1341 لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی مورد تصویب دولت قرار گرفت که طبق آن سه شرط مسلمان بودن، سوگند به کلامالله مجید و مرد بودن رأیدهندگان و انتخابشوندگان حذف شده بود تا زمینه حضور بهائیها فراهم شود. امام در تلگرافی به اسدالله علم نوشتند: «مجدداً به شما نصیحت میکنم که به اطاعت خداوند متعال و قانون اساسی گردن نهید، و از عواقب وخیمه تخلف از قرآن واحکام علمای ملت و زعمای مسلمین و تخلف از قانون بترسید؛ و بدون موجب، مملکت را به خطر نیندازید؛ والّا علمای اسلام درباره شما از اظهار عقیده خودداری نخواهند کرد.» پیام محکم امام در شرایط آن روز بینظیر بود.
امام خمینی و قیام پانزده خرداد
امام خمینی زمانی در نقش رهبری انقلاب اسلامی در سال 1342 ظاهر شد که سالها پیش از آن، مراحل مختلف تهذیب نفس و جهاداکبر و کسب فضایل معنوی و معارف حقیقی را در سطوح عالیه گذرانده بود. او خودسازی و جهاد درونی را مقدم بر مبارزه بیرونی میدانست، و حتی میفرمود فراگیری علوم مختلف و علم توحید نیز اگر توأم با تهذیب نفس نباشد حجابی بیش نیست و ره به حقیقت نخواهد برد.
اندکی پس از غائله انجمنهای ایالتی و ولایتی، شاه برای طرحی با عنوان انقلاب سفید اعلام رفراندوم کرد. امام در بیانیهای صریح چهار روز پیش از رفراندوم، مفاد انقلاب سفید و از آن جمله اصلاحات ارزی را مخالف اسلام و قانون اساسی قلمداد کردند. ایشان در بیانیه تاریخی خود فرمودند: «من چاره در این میبینم که این دولت مستبد به جرم تخلف از احکام اسلام و تجاوز به قانون اساسی کنار برود؛ و دولتی که پایبند به احکام اسلام و غمخوار ملت ایران باشد بیاید.»
در پی فراگیری اعتراضات و به دستور رژیم پهلوی، مأمورین مسلح با لباس مبدل در فروردین 1342 به مدرسه فیضیه یورش بردند و به کشتار و جرح طلاب پرداختند. پس از این حمله، حضرت امام در روز 13 فروردین 1342 اعلامیه معروف خود را تحت عنوان « شاهدوستی یعنی غارتگری» منتشر کردند. در این اعلامیه که یکی از تندترین بیانیههای سیاسی امام خمینی است، رژیم شاه به محاکمه کشیده شده و در پایان آن تأکید شده بود که در این شرایط تقیه حرام است و اظهار حقایق واجب.
در شرایطی که ساواک از سخنرانان برای عدم تعرّض به شاه و اسرائیل تعهّد گرفته بود، امام در عاشورای سال 1342 در سخنرانی
خود به شدّت به شاه و دخالتهای اسرائیل انتقاد کردند. همان شب امام دستگیر شدند و از قم به تهران اعزام شدند. با قیام مردم تهران و ورامین و فشار علما، حکومت مجبور به آزادی ایشان شد.

اعتراض امام خمینی به کاپیتولاسیون و تبعید به ترکیه
21 مهرماه 1343 لایحه کاپیتولاسیون در مجلس تصویب شد. طبق این لایحه، ایران به مستشاران نظامی آمریکا اجازه میداد مثل دیپلماتها و کارمندان اداری و فنی سفارتخانهها از مصونیتها و معافیتهای مندرج در کنوانسیون وین برخوردار باشند. در این ماجرا نیز امام خمینی بر انجام رسالت تاریخی خویش مصمم شد و به قیامی دوباره برخاست. در زندگینامه امام خمینی آمده است که ایشان روز چهارم آبان که روز تولد شاه بود را بهعنوان روز افشاگری انتخاب کردند و خبر آن را به دست علمای شهرهای مختلف رساندند. علیرغم تهدیدهای موجود، امام در سخنرانی معروف خود در روز چهارم آبان به تصویب لایحه کاپیتولاسیون اعتراض کردند.
در همین سخنرانی بود که امام خمینی جمله معروف خود را به این شرح بیان داشت:
«امریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از امریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر. همه از هم بدتر؛ همه از هم پلیدتر. اما امروز سر و کار ما با این خبیثهاست! با امریکاست. رئیسجمهور امریکا بداند-بداند این معنا را-که منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما… تمام گرفتاری ما از این امریکاست! تمام گرفتاری ما از این اسرائیل است! اسرائیل هم از امریکاست.»
افشاگری امام علیه تصویب لایحه کاپیتولاسیون، ایران را در آبان سال 21 در آستانه قیامی دوباره قرار داد؛ اما رژیم شاه با بهرهگیری از تجربه سرکوبی قیام 15 خردادِ سال قبل به سرعت دست به کار شد و تصمیم به تبعید امام خمینی گرفت. به دستور رژیم پهلوی، امام خمینی در 13 آبان با چند روز تأخیر به دلیل برگزاری انتخابات ریاستجمهوری آمریکا دستگیر و به ترکیه تبعید شدند. اقامت امام خمینی در ترکیه یازده ماه به طول انجامید.
امام خمینی و دوران تبعید در نجف
روز 13 مهر ماه 1344 حضرت امام به همراه فرزندشان حاج آقا مصطفی از ترکیه به تبعیدگاه دوم کشور عراق، اعزام شدند. امام خمینی از بدو ورود به نجف با ارسال نامهها و پیکهایی به ایران، ارتباط خویش را با مبارزین حفظ نموده و آنان را در هر مناسبتی به پایداری در پیگیری اهداف قیام 15 خرداد فرا میخواند. همانطور که در زندگینامه امام خمینی آمده است، ایشان به صراحت از انفجار عظیم قریبالوقوع سیاسی و اجتماعی در ایران سخن میگفتند. ایشان در 27 فروردین 1346 در پیامی خطاب به حوزههای علمیه ایران نوشتند: من به شما آقایان محترم و به ملت ایران اطمینان میدهم که دستگاه با شکست مواجه خواهد شد. پیشینیان آنها سیلی اسلام را خوردند، اینها نیز خواهند خورد… استقامت کنید. در مقابل ظلم تسلیم نشوید. اینها رفتنی هستند و شما باقی هستید… این شمشیرهای کند و عاریتی در غلاف خواهد رفت.
امام خمینی در همین روز، نامهای سرگشاده به امیرعباس هویدا نخستوزیر شاه نوشت و در آن فجایع رژیم را برشمرد و نسبت به جبهه گیری شاه در برابر دولتهای اسلامی هشدار دادند.
امام همچنین در دوران تبعید در نجف به تدریس سلسله درسهای خارج فقه پرداختند که با وجود همه مخالفتها و کارشکنیهای عناصر مغرض تا زمان هجرت به پاریس ادامه داشت. مبانی متقن امام در فقه و اصول و تسلط ایشان بر رشتههای معارف اسلامی بدان پایه بود که پس از اندک زمانی علیرغم حوزۀ درسی ایشان بهعنوان یکی از برجستهترین حوزههای درسی نجف از لحاظ کیفیت و کمیّت شاگردان شناخته شد.
تلاش و روشنگری امام خمینی فضای حوزۀ نجف را طی چهار سال تدریس دگرگون ساخت. در زندگینامه امام خمینی آمده است که در سال 1348 علاوه بر مبارزین بیشمار داخل کشور مخاطبین زیادی در عراق، لبنان و دیگر بلاد اسلامی بودند که نهضت ایشان را الگوی خویش میدانستند. به همین دلیل حضرت امام سلسله درسهای خویش را دربارۀ حکومت اسلامی یا ولایت فقیه در بهمن 1348 آغاز کردند. مجموعۀ این درسها در قالب کتابی تحت عنوان ولایت فقیه یا حکومت اسلامی در ایران منتشر شد. در این کتاب دورنمای مبارزه و هدفهای نهضت ترسیم شده بود و مبانی فقهی و اصولی و عقلی حکومت اسلامی و مباحث تئوریک مربوط به شیوههای حکومت اسلامی از زبان رهبری انقلاب ارائه میشد.
مبارزات امام خمینی در نجف
یکی از رویدادهای مهم در دوران اقامت امام در نجف که تأثیر بسزایی در فراگیری نهضت امام خمینی داشت، جنگ شش روزۀ اعراب و اسرائیل بود. ایشان در پی این رویداد، در تاریخ 17 خرداد 1346 فتوای انقلابی خویش را درباره حرمت هرگونه رابطه تجاری و سیاسی دولتهای اسلامی با اسرائیل، و حرمت مصرف کالاهای اسرائیلی در جوامع اسلامی صادر کردند. خیزش جهان اسلام در ماجرای نبرد اعراب و اسرائیل فرصتی را پدید آورد تا امام آرمانهای خویش را در سطحی وسیعتر مطرح سازد که همان احیای دینباوری در عصر دینستیزی و بازیابی هویت و مجد و وحدت امت اسلامی بود و محدود به مبارزه با شاه در ایران نمیشد. امام خمینی در گفتگویی با نمایندۀ سازمان الفتح فلسطین در 19 مهر 1347 دیدگاههای خویش را دربارۀ مسائل جهان اسلام و جهاد ملت فلسطین تشریح کرد و در همین مصاحبه بر وجوب اختصاص بخشی از وجوه شرعی زکات به مجاهدان فلسطینی فتوا داد. متن مصاحبه امام با سازمان الفتح را مطالعه نمایید.
اواسط اسفند سال 1353، شاه با تشکیل حزب درباری «رستاخیز» و ایجاد سیستم تکحزبی، خودکامگی را به حدّ اعلی رساند و طیّ یک نطق تلویزیونی اعلام کرد که تمام ملت ایران باید عضو این حزب شوند و کسانی که مخالفند بایست گذرنامه خود را گرفته و از کشور خارج شوند. امام خمینی نیز بلافاصله فتوایی صادر کردند و به مخالفت این حزب با اسلام و مصالح ملت مسلمان پرداختند.
رویداد دیگری که در فراگیری نهضت انقلاب اسلامی مؤثر بود ورود حزب دموکرات در سال 1355 به کاخ سفید بود. جیمی کارتر با شعار حقوق بشر و محدودیت در صدور اسلحه به خارج کشور، پیروز شده بود. این شعارها بهمنظور جلوگیری از رشد احساسات ضدامریکایی در کشورهایی نظیر ایران مطرح شده بود و به باز شدن نمایشی و زودگذر فضای سیاسی در ایران منجر شد. امام خمینی که به دقت تحولات جاری جهان و ایران را زیر نظر داشت، از فرصت بهدستآمده نهایت بهرهبرداری را کرد. آن طور که در زندگینامه امام خمینی آمده است، ایشان در مرداد 1356 طی پیامی اعلام کردند: اکنون به واسطۀ اوضاع داخلی و خارجی و انعکاس جنایات رژیم در مجامع و مطبوعات خارجی فرصتی است که باید مجامع علمی و فرهنگی و رجال وطنخواه و دانشجویان خارج و داخل و انجمنهای اسلامی در هر جا است بیدرنگ از آن استفاده کنند و بیپرده به پا خیزند.
شهادت آیتاللّه حاج آقا مصطفی خمینی در اوّل آبان 1356 و مراسم پرشکوهی که در ایران برگزار شد نقطۀ آغازی بر خیزش دوباره حوزههای علمیه و قیام جامعه مذهبی ایران بود. امام خمینی در همان زمان به گونهای شگفت این واقعه را از الطاف خفیه الهی نامیده بود. رژیم شاه با درج مقالهای توهینآمیز علیه امام در روزنامه اطلاعات انتقام خود را از امام گرفت. اعتراض به این مقاله، به قیام 19 دی ماه قم در سال 56 منجر شد که طی آن جمعی از طلاب انقلابی به خاک و خون کشیده شدند. برگزاری مراسم سوم، هفتم و چهلمهای پیاپی در بزرگداشت خاطره شهیدان قیام اخیر در تبریز، یزد، جهرم، شیراز، اصفهان و تهران قیامهای مکرری پدید آورد که به اوجگیری نهضت امام خمینی منجر شد.
از زمانی که به نجف تبعید شدند تا 12 مهر 1357 به مدت 12 سال و 11 ماه در آنجا سکونت اختیار کردند؛ دورهای که مخالفتها، کارشکنیها و زخم زبانها از همه جبههها آنچنان گسترده و آزاردهنده بود که امام(ره) با همه صبر و بردباری که داشتند بارها از سختی شرایط مبارزه در این سالها به تلخی یاد کردهاند اما هیچ یک از این مصائب و دشواریها نتوانست ایشان را از مسیری که آگاهانه انتخاب کرده بودند، باز دارد.

هجرت امام خمینی به پاریس
در دیدار وزرای خارجه ایران و عراق در نیویورک تصمیم به اخراج امام خمینی از عراق گرفته شد. رئیس سازمان امنیت عراق در سال 1357 در دیدار با امام خمینی شرط ادامه اقامت ایشان در عراق را دست کشیدن از مبارزه و عدم دخالت در سیاست دانست. اما امام خمینی با قاطعیت پاسخ دادند که حاضر به سکوت و هیچگونه مصالحهای نیست. روز 12 مهر، امام خمینی نجف را به قصد مرز کویت ترک گفت. دولت کویت با اشاره رژیم ایران از ورود امام به این کشور جلوگیری کرد و به همین دلیل امام خمینی تصمیم به هجرت به پاریس گرفتند. در روز 14 مهر ایشان وارد پاریس شدند و در منزل یکی از ایرانیان در نوفل لوشاتو (حومه پاریس) مستقر شدند.
در مدت اقامت چهار ماهه امام در پاریس، نوفل لوشاتو مهمترین مرکز خبری جهان بود و مصاحبههای متعدد و دیدارهای مختلف امام دیدگاههای ایشان را در زمینه حکومت اسلامی و هدفهای آتی نهضت برای جهانیان بازگو میکرد. به این ترتیب جمع بیشتری از مردم جهان با اندیشه و قیام ایشان آشنا شدند.
امام خمینی و بازگشت به وطن در سال 1357
سرانجام پس از سالها دوری از وطن، امام خمینی توانستند در 12 بهمن 1357 وارد ایران شوند. استقبال بیسابقهی مردم ایران چنان عظیم و غیرقابل انکار بود که خبرگزاریهای غربی نیز ناگزیر از اعتراف شده و مستقبلین را چهار تا شش میلیون نفر برآورد کردند امام خمینی در 15 بهمن، مهدی بازرگان را نخستوزیر دولت موقّت و مأمور تشکیل کابینه کردند. ایشان با صدور اطلاعیهای در مورد حکومت نظامی 21 بهمن، آن را خدعه خواندند و از مردم خواستند که به آن اعتنا نکنند که این اقدام باعث به ثمر نشستن نهضت و پیروزی انقلاب اسلامی شد .
روز 19 بهمن 1357 پرسنل نیروی هوایی در محل اقامت امام خمینی (مدرسه علوی تهران) با ایشان بیعت کردند. روز 20 بهمن همافران در مهمترین پایگاه هوایی تهران دست به قیام زدند. گارد شاهنشاهی برای سرکوب آنان گسیل شد. مردم به حمایت از نیروهای انقلابی وارد صحنه شدند. روز 21 بهمن پایگاههای پلیس و مراکز دولتی یکی پس از دیگری به دست مردم سقوط کردند. فرماندار نظامی تهران طی اطلاعیهای ساعات منع عبور و مرور را به ساعت چهار بعدازظهر افزایش داد. همزمان با آن بختیار فرمان اجرای کودتای طراحیشده از سوی هایزر را صادر کرد. از سوی دیگر امام خمینی طی پیامی از مردم تهران خواست تا برای جلوگیری از توطئه در شرف وقوع به خیابانها بریزند. اوّلین تانکها و تیپهای زرهی کودتاچیان به محض حرکت از پایگاههایشان بهوسیله مردم از کار افتادند. کودتا در همان آغاز با شکست مواجه شد. بدین ترتیب آخرین مقاومتهای رژیم شاه در هم شکسته شد و صبحدم 22 بهمن، خورشید پیروزی نهضت امام خمینی تحقق پیدا کرد.

امام خمینی و مدیریت کشور در سالهای ابتدایی انقلاب
امام خمینی از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی بر انجام رفراندوم تأکید داشتند. به همین دلیل 12 فرودین 1358 همهپرسی برگزار و 98.2 درصد رأیدهندگان رأی به استقرار نظام جمهوری اسلامی دادند. متعاقب آن انتخابات پیاپی برای تدوین و تصویب قانون اساسی و انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی برگزار شد. امام خمینی برای استقرار ارکان نظام اسلامی و تبیین هدفها و اولویتهای حکومت اسلامی همه روزه در محل اقامت خود و مدرسه فیضیۀ قم در دیدار با هزاران تن از مشتاقان خویش سخنرانی میکرد. براساس زندگینامه امام خمینی، ایشان پس از پیروزی انقلاب در تاریخ دهم اسفند 1357 از تهران به قم آمده بود و تا زمان ابتلا به بیماری قلبی (2 بهمن 1358) در این شهر بود. حضرت امام پس از 39 روز مداوا در بیمارستان قلب تهران، موقتاً در منزلی واقع در منطقۀ دربند تهران ساکن شد و سپس به منزلی محقر متعلق به حجتالاسلام سیدمهدی امام جمارانی در محله جماران نقل مکان کرد و تا زمان رحلت در همین منزل ماند.
یکی از مهمترین رویدادها در سالهای ابتدایی انقلاب تسخیر لانه جاسوسی بود. در آبان سال 1358 خبر ملاقات اعلامنشدۀ آقای بازرگان با برژینسکی مشاور امنیت ملی کاخ سفید در الجزایر به ایران رسید. روز 31 آبان گروهی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام سفارت امریکا در تهران را اشغال کردند تا به اسناد جاسوسی آمریکا در ایران دست پیدا کنند. یک روز پس از این واقعه، دولت موقت آقای بازرگان با پذیرفتن استعفا از سوی امام خمینی سقوط کرد. برای اطلاعات بیشتر درباره دلایل این استعفای شتاب زده، متن کامل زندگی نامه امام خمینی را مطالعه کنید. امام خمینی نیز از حرکت انقلابی دانشجویان حمایت کرد و آن را انقلابی بزرگتر از انقلاب اوّل نامید.
پس از دولت بازرگان، ابوالحسن بنی صدر در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شد. بنی صدر از آغاز بنا را بر اختلاف با جناح خط امام و مخالفت با روحانیت گذاشت. در زمان جنگ ایران و عراق، عوامل وابسته به بنی صدر که بقای خویش را در ایجاد بحران برای نظام اسلامی میدیدند، از تجهیز نیروهای مردمی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جلوگیری میکردند. وحدت ملی با اختلافافکنیهای بنی صدر به مخاطره افتاده بود. به همین دلیل امام خمینی در 20 خرداد 1360 بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کرد متعاقب آن مجلس شورای اسلامی رأی به بیکفایتی وی داد.
پس از این واقعه، اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق دست به اغتشاشهایی خونین زدند که از آن جمله میتوان به ترور شهید محمدعلی رجایی و شهید باهنر و اقدام به ترور آیتالله خامنهای اشاره کرد. در تمام این دوران امام خمینی با آگاهیرسانی به مردم انقلابی و گرفتن تصمیمات قاطع و سریع در مدیریت کشور نقش منحصربهفردی ایفا کردند. یکی از مهمترین موفقیتهای امام خمینی در سالهای پس از انقلاب افزایش شعور و آگاهی جمعی ملت و ایجاد حس مسئولیت و قدرت تحلیل آنان در مسائل سیاسی روز بوده است. این مسئله تا به آنجا بود که مردم پس از شهادت شهید رجایی و بهشتی شعار میدادند: آمریکا در چه فکریه ایران پر از بهشتیه.
امام خمینی و دوران دفاع مقدس
امام خمینی در دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق هم بنابر اعتقادشان به جهاد به عنوان تکلیفی الهی، از ابتدا فرمان مقاومت در برابر دشمن متجاوز را صادر کردند. ایشان با انجام مجموعه سخنرانیها و صدور پیامهای متوالی مردم را آماده نبردی سخت و طولانی مدت کردند.
در اوّلین روزهای جنگ، دهها هزار تن از نیروهای مردمی و داوطلب برای کمک به نیروهای نظامی عازم جبههها شدند و در نخستین مرحله، پیشروی دشمن با جانبازی رزمندگان اسلام متوقف گردید.
در دوران دفاع مقدس نیز مقاومت در برابر نیروهای عراقی با رهنمودها و فرماندهی امام خمینی ادامه یافت، و آنچه حاصل شد دستاوردی عظیم بود؛ چرا که در دویست سال اخیر، برای اولین بار ایران در جنگی نابرابر حتی یک وجب از خاک خود را از دست نداد؛ از مستشاران خارجی کمک نگرفت؛ روی پای خود مردانه ایستاد؛ در صنایع دفاعی به خودکفایی رسید؛ حتی در اوج جنگ از رفتن به پای صندوقهای رأی برای تعیین سرنوشت، غفلت نکرد و خود را به عنوان قدرتی که میتواند پشتوانه مستضعفان جهان باشد تثبیت کرد.