4. فقاع

جستجو بر اساس
تاریخ

معامله‌ی مسکرات (شراب‌ها)/ 4. فقاع ـ 7 ــــ اعیان متنجسه ــــ اعیان غیر قابل تطهیر ـ 1

v دلیل ششم: «وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَخِيهِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يُحَرِّمِ الْخَمْرَ لِاسْمِهَا- وَ لَكِنْ حَرَّمَهَا لِعَاقِبَتِهَا- فَمَا فَعَلَ فِعْلَ الْخَمْرِ فَهُوَ

ادامه مطلب »

معامله‌ی مسکرات (شراب‌ها)/ 4. فقاع ـ 6

ادله مانعین: v دلیل اول: گفته شده است که خمر نام هر آن چیزی است که مسکر است و لذا ادله حرمت خمر، شامل مسکرات جامده هم می شود. ما می گوییم: 1) اولاً: این تعمیم را سابقاً نپذیرفتیم و گفتیم خمر نام مسکرات حاصل از انگور است. 2) ثانیاً:

ادامه مطلب »

معامله‌ی مسکرات (شراب‌ها)/ 4. فقاع ـ 5

تکمله: بیع مسکرات جامد تا کنون حکم بیع مایعات مسکره را بررسی کردیم. اینک به بحث از جامدات مسکره می پردازیم. لازم است توجه کنیم که بحث مذکور، بحث استطرادی است چراکه بحث ابتدایی در کتاب مکاسب، بحث از اعیان نجسه است؛ لذاست که این بحث علی القاعده باید در

ادامه مطلب »

معامله‌ی مسکرات (شراب‌ها)/ 4. فقاع ـ 4

ما می گوییم: مجموع این روایات تخلیل را تجویز کرده است و لذا انتفاع از خمر در منافع حلال را جایز دانسته است. به نظر می رسد می توان از «سرکه شدن» الغاء خصوصیت کرد و هر نوع انتفاع حلال از خمر را تجویز نمود. به عنوان مثال اگر از

ادامه مطلب »

معامله‌ی مسکرات (شراب‌ها)/ 4. فقاع ـ 3

مسئله سوم: پس از آنکه شناختیم بیع خمر و سایر مسکرات و فقاع تحریم شده است، جای این سوال باقی است که آیا این تحریم مطلق است و یا شامل جایی که برای سرکه شدن و امثال آن باشد نمی شو. سابقاً گفتیم حضرت امام در این باره نوشته اند:

ادامه مطلب »

معامله‌ی مسکرات (شراب‌ها)/ 4. فقاع ـ 2

مسئله دوم: پس از اینکه معنای خمر و سایر مسکرات و فقاع را شناختیم، لازم است توجه کنیم که روایات مانعه از بیع این دسته از امور بسیار زیاد است و اصل حرمت بیع خمر از مسلمات فریقین دانسته شده است. به عنوان نمونه به چند روایت اشاره می کنیم:

ادامه مطلب »

معامله‌ی مسکرات (شراب‌ها)/ 4. فقاع ـ 1

♦ فقّاع: این واژه معرب فوگان بوده به معنای شرابی است که از جو و یا از مویز و یا از غیر آن گرفته شده باشد. هم چنین این واژه به معنای آب جو می باشد. [1] دهخدا در یادداشت های خود که درلغت نامه آمده درباره فقاع می نویسد:

ادامه مطلب »
به بالا بروید