"تمام ابعادی که برای زن متصور است و برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا(س) جلوه کرده و بوده است. یک زن معمولی نبوده است، یک زن روحانی، یک زن ملکوتی، یک انسان به تمام معنا انسان."(صحیفۀ امام، ج ۷،ص ۳۳۷)
شنبه، ۹ آبان ۱۴۰۵
خانه / گوهر معنا

گوهر معنا

سرشناسه
خمینی، سیدحسن، 1351
عنوان و نام پدیدآور
گوهر معنا: بررسی قاعده وضع الفاظ برای ارواح معانی / سیدحسن خمینی؛ به کوشش سیدمحمدحسن مخبر، محمود صادقی
مشخصات نشر
تهران: اطلاعات، 1390
ناشر
انتشارات اطلاعات
نوبت چاپ
چاپ اول
سال چاپ
1390
نوع جلد
گالینگور
تعداد صفحه
299
شابک
978-964-423-865-9
وضعیت فهرست نویسی
فیپا
یادداشت
کتابنامه: ص. 295-299 / نمایه
موضوع
تأویل ـ جنبه‌های مذهبی ـ اسلام، تأویل، قرآن ـ متشابهات و محکمات، تفاسیر ادبی ـ قرن 14 ق
شناسه افزوده
مخبر، سیدمحمدحسن 1351 ـ ، گردآورنده / صادقی، محمود، 1355 ـ ، گردآورنده / مؤسسه اطلاعات
رده بندی کنگره
1390 خ 8 گ / 9 / 2 / 91 BP
رده بندی دیویی
297/171
شماره کتابشناسی ملی
2658410
مشخصات ظاهری
299 ص.
عنوان دیگر
بررسی قاعده وضع الفاظ برای ارواح معانی

معرفی کتاب

کتاب «گوهر معنا: بررسی قاعده وضع الفاظ برای ارواح معانی» پژوهشی در حوزۀ مشترک علم اصول فقه، فلسفه و تفسیر قرآن است که توسط استاد آیت الله سیدحسن خمینی تألیف و با تنظیم و تدوین سیدمحمدحسن مخبر و سیدمحمود صادقی در سال ۱۳۹۰ توسط انتشارات اطلاعات به چاپ رسیده است. مبنای اولیۀ این اثر به مباحث خارج اصول مؤلف در سال ۱۳۸۹ (مبحث وضع و اقسام آن) در مدرسۀ دارالشفاء قم بازمی‌گردد که سپس به‌صورت مونوگرافیِ مستقل در حوزۀ روش‌شناسی فهم متن و زبان دین بازنویسی و بسط یافته است.

 

۱. موضوع و مسئلۀ پژوهش

مسئلۀ محوری کتاب، واکاوی نظریۀ «وضع الفاظ برای ارواح معانی» است؛ قاعده‌ای که بیان می‌دارد واژگان در کاربرد اصیل خود برای قالب‌ها و مصادیق مادی وضع نشده‌اند، بلکه برای «غایت، اثر و مغز معنا» (روح معنا) وضع شده‌اند؛ بنابراین، اطلاق یک لفظ (مانند نور، میزان، قلم، سمع یا بصر) بر مرتبۀ عالیِ مجرد یا الوهی، استعمالی حقیقی است و نیازی به ارتکاب مجاز یا تأویلِ ناسازگار با ظاهر لفظ ندارد. این کتاب می‌کوشد این قاعده را از حاشیۀ مباحث متفرقۀ اصولی و فلسفی خارج ساخته و ساختار منطقی و نظام‌مند آن را ارزیابی کند.

 

۲. ساختار فصول کتاب

محتوای اثر در سه فصل اصلی و بخش کاربست‌های تفسیری سامان یافته است:

  • پیشگفتار (زبان دین و قواعد تفسیر): بررسی ماهیت زبان دین، گزاره‌های اخباری و انشایی، دیدگاه‌های معاصر در معناشناسی متن دینی، و نقش اصول فقه به‌عنوان «منطق فهم متون دینی».
  • فصل اول (زمینه‌های شکل‌گیری قاعده):
  • تبارشناسی تاریخی قاعده در منظومۀ اندیشۀ ابوحامد غزالی، ملاصدرا، فیض کاشانی، امام خمینی و مفسران معاصر؛
  • واکاوی نسبت قاعده با مسئلۀ «محکم و متشابه» و تحلیل پنج رویکرد دانشمندان اسلامی در مواجهه با متشابهات (ظاهرگرایان، اهل تأویل، مسلک جمع، متحیران و راسخان در علم).
  • فصل دوم (تبیین و نقد):
  • شرح تفصیلی نظریه به روایت چهره‌های شاخص (از غزالی و ملاصدرا تا علامه طباطبایی و آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی)؛
  • سنجش انتقادی نظریه در بوتۀ نقدهای اصولی و فلسفی، از جمله: نقد ابتنا بر نظریۀ «تطابق اکوان»، نقد شمول و کلیت قاعده، و سنجش وجود یا عدم اصل عقلایی در این مسئله.
  • فصل سوم و کاربست‌های تفسیری (آثار نظریه):
  • بررسی بازتاب قاعده در پدیدۀ تعبیر خواب و مراتب ادراک و وجود در فلسفۀ اسلامی؛
  • نسبت قاعده با مباحث «ظهور، حقیقت و مجاز» در دانش اصول فقه؛
  • کاربست عملی در آیات متشابه صفات: کارآمدی قاعده در تفسیر عقلانی آیاتی چون «استوای بر عرش»، «نظر به وجه‌الله» و «مجیء رب و فرشتگان».

 

۳. ویژگی‌های روش‌شناسی

روش پژوهش در این اثر مبتنی بر رویکرد تحلیلی ـ انتقادیِ بین‌رشته‌ای است:

۱. پیوند اصول فقه و هرمنوتیک تفسیری: مؤلف اصول فقه را تنها روش استنباط احکام فرعی نمی‌داند، بلکه آن را دستگاهی ضابطه‌مند برای فهم دلالت متون، زبان دین و سنجش روش‌های تفسیری تلقی می‌کند.

۲. تبارشناسی و طبقه‌بندی دیدگاه‌ها: مسیر تطور تاریخی نظریه از بستر تصوف و کلام (غزالی) به حکمت متعالیه (ملاصدرا) و سپس ورود آن به اصول فقه و تفسیر معاصر شیعی ردیابی شده است.

مقدمه

پیدایش این کتاب ریشه در درس‌های اصول دارد که سال ۱۳۸۹ در مدرسه دارالشفاء پیرامون مبحث ماهیت وضع و اقسام آن ارائه می‌کردم. ماه‌های آخر سال به پیشنهاد برخی دوستان (که بعدها زحمت تنظیم این کتاب را عهده‌دار شدند) چند روزی به بحث «وضع الفاظ برای ارواح معانی» پرداختم. سال تحصیلی که به پایان رسید، هم ایشان پیشنهاد کردند که این مبحث را گسترده‌تر بنویسیم؛ تابستان بود و فراغتی داشتیم و قبول کردم. دو روز در هفته این بحث را پی گرفتیم و شد آنچه پیش روی شماست.

این بحث (که طرفداران آن درباره‌اش دادِ سخن بسیار داده‌اند) تاکنون حتی توسط صدرائیان (که بالندگی نظریه پیش رو به یمن اندیشه ایشان بوده است) به طور منقح تبیین نشده بود و شاید کتاب حاضر، نخستین گام در طرح مستقل و مفصل آن باشد.

نگاه ما به این مسئله، اگرچه در آغاز از مباحث علم اصول ریشه گرفت؛ ولی سعی کردیم آن را توسعه دهیم و همگام با نظریه‌پردازان در حوزه عرفان اسلامی و فلسفه صدرایی موضوع را باز بشناسیم؛ لیکن تردیدی نیست که این ابتدای راه است و قاعدۀ «وضع الفاظ برای ارواح معانی» می‌تواند به کرّات از محک نقد و نظر اندیشمندان بگذرد و اگر این نوشتار همین مقدار توفیق داشته باشد که ذهن‌هایی را به تأمل و بررسی این قاعده وادارد، موفق بوده است.

در پایان لازم است از همکاری و کوشش حجج اسلام سید محمد حسن مخبر و سید محمود صادقی تشکر کنم و یادآور شوم که اگر همدلی‌های ایشان نبود، این امر به سرانجام حاضر نمی‌رسید. همچنین از همفکری برادرانم حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ مسیح بروجردی و حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ علی راستی سپاسگزاری می‌کنم که در موارد بسیاری پایه و بنیان مباحث این کتاب پس از مباحثه‌های مفصل با ایشان به ثمر رسیده است.

سید حسن خمینی

 

مشاهده فایل PDF
پیش از آغاز

پیش از آغاز

۱. علم اصول فقه را نه دانشی برای فهم صحیح دانش فقه، که باید علم به اصول و قواعد فهم همۀ متون اسلامی دانست، چرا که معیارهای موجود در این علم، قواعد و معیارهایی برای فهم همۀ متون به دست می‌دهد. گسترۀ کارکردی این دانش و بهره‌گیری آن از روش‌ها و متدها و قواعد کاربردی موجود در علوم مختلف و البته نقد و بررسی این قواعد، با معیار و سنجۀ عقل و اندیشۀ بشری، اصول فقه را در همۀ دانش‌های اسلامی نفوذ داده است؛ تا آنجا که می‌توان اثر آن را در دیگر علوم اسلامی نیز مشاهده کرد. البته نباید فراموش کرد که این دانش در توسعه و بالندگی خود، از دیگر علوم اسلامی، نظیر فلسفه و… بهره برده است.

۲. علم تفسیر که عهده‌دار شناساندن معارف برین منطوی در کتاب الهی است، به دلیل ارجمندی موضوع، بر دیگر علوم سیطره و سلطنت دارد. حاکمیت این علم بر دیگر دانش‌ها موجب می‌شود که سایر علوم، در مواجهه با تفسیر به مثابه روشی برای فهم به کار آیند یا آنکه هر یک از این علوم، روشی برای فهم و تفسیر کتاب الهی ارائه کنند؛ با این همه دانش اصول فقه به دلیل معیار و منطق بودن در میان علوم اسلامی، می‌تواند روش‌ها و مبانی و قواعد مختلف تفسیری را بررسی کند و در نهایت میزان راستی و ناراستی این روش‌ها را در فهم و تفسیر کتاب الهی مشخص سازد.

۳. این اثر که حاصل تتبع، تحقیق و تدریس استاد بزرگوار، یادگار ارزنده امام خمینی، حضرت حجةالاسلام والمسلمین سید حسن خمینی است، قصد دارد با نگاهی جامع و البته رویکردی اصولی، به بررسی و نقد یکی از قواعد کاربردی علم تفسیر، تحت عنوان «وضع الفاظ برای ارواح معانی» بپردازد. شایان توجه اینکه امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) در نوشته‌های خود به این قاعده توجه وافر داشته و شاید علت اصلی پردازش به این بحث، در خلال درس خارج اصول(مبحث وضع)، توجه بسیار آن فقیه و عارف فرزانه به این قاعدۀ تفسیری بوده است.

در پایان بر خود فرض می‌دانیم که ضمن سپاس و حمد خدای قادر متعال، از آن استاد بزرگوار تشکر کنیم و قدردان اعتماد و اطمینان ایشان باشیم که نعمت و عنایت خدای عزوجل است.

سید محمد حسن مخبر ـ سید محمود صادقی

 

مشاهده فایل PDF
به بالا بروید