کتاب «گوهر معنا: بررسی قاعده وضع الفاظ برای ارواح معانی» پژوهشی در حوزۀ مشترک علم اصول فقه، فلسفه و تفسیر قرآن است که توسط استاد آیت الله سیدحسن خمینی تألیف و با تنظیم و تدوین سیدمحمدحسن مخبر و سیدمحمود صادقی در سال ۱۳۹۰ توسط انتشارات اطلاعات به چاپ رسیده است. مبنای اولیۀ این اثر به مباحث خارج اصول مؤلف در سال ۱۳۸۹ (مبحث وضع و اقسام آن) در مدرسۀ دارالشفاء قم بازمیگردد که سپس بهصورت مونوگرافیِ مستقل در حوزۀ روششناسی فهم متن و زبان دین بازنویسی و بسط یافته است.
۱. موضوع و مسئلۀ پژوهش
مسئلۀ محوری کتاب، واکاوی نظریۀ «وضع الفاظ برای ارواح معانی» است؛ قاعدهای که بیان میدارد واژگان در کاربرد اصیل خود برای قالبها و مصادیق مادی وضع نشدهاند، بلکه برای «غایت، اثر و مغز معنا» (روح معنا) وضع شدهاند؛ بنابراین، اطلاق یک لفظ (مانند نور، میزان، قلم، سمع یا بصر) بر مرتبۀ عالیِ مجرد یا الوهی، استعمالی حقیقی است و نیازی به ارتکاب مجاز یا تأویلِ ناسازگار با ظاهر لفظ ندارد. این کتاب میکوشد این قاعده را از حاشیۀ مباحث متفرقۀ اصولی و فلسفی خارج ساخته و ساختار منطقی و نظاممند آن را ارزیابی کند.
۲. ساختار فصول کتاب
محتوای اثر در سه فصل اصلی و بخش کاربستهای تفسیری سامان یافته است:
- پیشگفتار (زبان دین و قواعد تفسیر): بررسی ماهیت زبان دین، گزارههای اخباری و انشایی، دیدگاههای معاصر در معناشناسی متن دینی، و نقش اصول فقه بهعنوان «منطق فهم متون دینی».
- فصل اول (زمینههای شکلگیری قاعده):
- تبارشناسی تاریخی قاعده در منظومۀ اندیشۀ ابوحامد غزالی، ملاصدرا، فیض کاشانی، امام خمینی و مفسران معاصر؛
- واکاوی نسبت قاعده با مسئلۀ «محکم و متشابه» و تحلیل پنج رویکرد دانشمندان اسلامی در مواجهه با متشابهات (ظاهرگرایان، اهل تأویل، مسلک جمع، متحیران و راسخان در علم).
- فصل دوم (تبیین و نقد):
- شرح تفصیلی نظریه به روایت چهرههای شاخص (از غزالی و ملاصدرا تا علامه طباطبایی و آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی)؛
- سنجش انتقادی نظریه در بوتۀ نقدهای اصولی و فلسفی، از جمله: نقد ابتنا بر نظریۀ «تطابق اکوان»، نقد شمول و کلیت قاعده، و سنجش وجود یا عدم اصل عقلایی در این مسئله.
- فصل سوم و کاربستهای تفسیری (آثار نظریه):
- بررسی بازتاب قاعده در پدیدۀ تعبیر خواب و مراتب ادراک و وجود در فلسفۀ اسلامی؛
- نسبت قاعده با مباحث «ظهور، حقیقت و مجاز» در دانش اصول فقه؛
- کاربست عملی در آیات متشابه صفات: کارآمدی قاعده در تفسیر عقلانی آیاتی چون «استوای بر عرش»، «نظر به وجهالله» و «مجیء رب و فرشتگان».
۳. ویژگیهای روششناسی
روش پژوهش در این اثر مبتنی بر رویکرد تحلیلی ـ انتقادیِ بینرشتهای است:
۱. پیوند اصول فقه و هرمنوتیک تفسیری: مؤلف اصول فقه را تنها روش استنباط احکام فرعی نمیداند، بلکه آن را دستگاهی ضابطهمند برای فهم دلالت متون، زبان دین و سنجش روشهای تفسیری تلقی میکند.
۲. تبارشناسی و طبقهبندی دیدگاهها: مسیر تطور تاریخی نظریه از بستر تصوف و کلام (غزالی) به حکمت متعالیه (ملاصدرا) و سپس ورود آن به اصول فقه و تفسیر معاصر شیعی ردیابی شده است.

