"تمام ابعادی که برای زن متصور است و برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا(س) جلوه کرده و بوده است. یک زن معمولی نبوده است، یک زن روحانی، یک زن ملکوتی، یک انسان به تمام معنا انسان."(صحیفۀ امام، ج ۷،ص ۳۳۷)
شنبه، ۹ آبان ۱۴۰۵
خانه / تحریر توحید؛ جلد دو

تحریر توحید؛ جلد دو

سرشناسه
خمینی، سیدحسن، 1351
عنوان و نام پدیدآور
تحریر توحید: شرح مقدمه داود بن محمود قیصری بر فصوص الحکم ابن عربی / سیدحسن خمینی: تنظیم، تحقیق و نگارش سیدمحمود صادقی
مشخصات نشر
تهران: مؤسسه چاپ و نشر عروج و انجمن علمی عرفان اسلامی ایران. 1394
ناشر
مؤسسه چاپ و نشر عروج
نوبت چاپ
چاپ دوم
سال چاپ
1395
نوع جلد
گالینگور
تعداد صفحه
526
شابک
(دوره) 1-316-937-600-978 (ج. 1) 7-314-937-600-978 (ج. 2) 4-315-937-600-978
موضوع
قیصری، داود بن محمود، ـ 751ق. مقدمه قیصری ـ ـ نقد و تفسیر / ابن عربی، محمد بن علی، 560-638 ق. فصوص الحکم ـ ـ نقد و تفسیر / عرفان ـ ـ متون قدیمی تا قرن 14 / تصوف ـ ـ متون قدیمی تا قرن 14
شناسه افزوده
صادقی، سیدمحمود، 1355 ـ / قیصری، داود بن محمود، ـ 751 ق. مقدمه قیصری ـ شرح / ابن عربی، محمد بن علی، 560-638 ق. فصوص الحکم ـ شرح / انجمن علمی عرفان اسلامی ایران
رده بندی کنگره
604223 ف 2 الف / 283 BP
رده بندی دیویی
297/83
شماره کتابشناسی ملی
4123316
مشخصات ظاهری
2 ج.
عنوان قراردادی
مقدمه قیصری. فارسی. شرح / فصوص الحکم. فارسی. شرح

معرفی کتاب

کتاب «تحریر توحید» اثری تخصصی و استدلالی در حوزۀ عرفان نظری اسلامی است که به شرح، تحلیل و بازخوانی «مقدمۀ داود بن محمود قیصری بر فصوص‌الحکم ابن‌عربی» اختصاص دارد. این کتاب حاصل تقریر و تدوین دروس استاد آیت الله سید حسن خمینی (طی آذر 1391 تا اسفند 1392) بوده که به قلم سید محمود صادقی تنظیم و تحقیق شده است که با همکاری انجمن علمی عرفان اسلامی ایران و مؤسسه چاپ و نشر عروج در دو مجلد منتشر شد.

 

الف) موضوع و جایگاه متنی

«مقدمه قیصری» بر کتاب فصوص‌الحکم ابن‌عربی، از مهم‌ترین و اثرگذارترین متون درسی در حوزۀ عرفان نظری به شمار می‌رود که قواعد و امهات مباحث این مکتب را با ساختاری منسجم تبیین کرده است. «تحریر توحید» با محور قرار دادن این متن کلاسیک، شرح و تبیینی تفصیلی از اصول جهان‌شناختی و وجودشناختی عرفان نظری ارائه می‌دهد. مؤلف اثر، این رساله را کوششی در پیوند عقل و شهود دانسته و بر آن است که ساختار منطقی مقدمه قیصری، قالبی مناسب برای فهم فلسفی و تحلیلی مباحث مکتب ابن‌عربی فراهم آورده است.

 

ب) ساختار و محورهای علمی اثر

این مجموعه علاوه بر مباحث مقدماتی، فصول دوازده‌گانۀ مقدمۀ قیصری را به ترتیب زیر در دو جلد پوشش داده است:

جلد اول: کلیات، پیشینه و الهیات بالمعنی‌الاخص

بخش نخست کتاب با سه فصل پیش‌گفتار تاریخی و معرفت‌شناختی آغاز می‌شود:

۱. سیر تحول عرفان نظری: بررسی بستر پیدایش این دانش، گذار تاریخی از تصوف اولیه تا تدوین مکتب ابن‌عربی و پیروانش (مانند جندی، کاشانی، فناری، ابن‌ترکه و جامی)، و پیوند آن با حکمت متعالیه صدرایی.

۲. شناخت فصوص‌الحکم و شروح آن: نقد و تحلیل سنت شرح‌نویسی بر فصوص.

۳. چیستی عرفان نظری از دیدگاه قیصری: تبیین تمایز عرفان نظری و فلسفه، و بررسی موضوع، مبادی، مسائل و غایت این علم.

سپس خطبه و سه فصل نخست از مقدمۀ قیصری شرح داده شده است:

  • فصل اول (حقیقت وجود): اثبات اصالت و وحدت شخصی وجود، نفی ضدیّت و مماثلت، احاطۀ وجودی، بساطت و خیر محض بودن وجود، و تعریف‌ناپذیری ذات حق.
  • فصل دوم (اسماء و صفات الهی): تمایز احدیت و واحدیت، تقسیم صفات به جمالی و جلالی، امهات سبعه، اسماء ذات و صفات و افعال، و قاعدۀ تناکح اسمائی.
  • فصل سوم (اعیان ثابته): ماهیت تجلی اول و ثانی، نسبت فیض اقدس و فیض مقدس، و چگونگی تکون صور علمی در علم ازلی الهی.

 

جلد دوم: جهان‌شناسی، انسان‌شناسی و فرجام‌شناسی عرفانی

جلد دوم کتاب به ادامۀ فصول مقدمه (فصول چهارم تا دوازدهم) و مباحث تطبیقی مراتب هستی پرداخته است:

  • فصل چهارم (جوهر و عرض): تبیین نفس رحمانی، بازتعریف جوهر و عرض بر مبنای تجلی و مظهر، و نسبت وجوب و امکان در منظر اهل معرفت.
  • فصل پنجم (عوالم کلیه و حضرات خمس): ترسیم نظام مراتب وجود و نسبت عقل اول با عالم کبیر.
  • فصل ششم (عالم مثال): واکاوی ویژگی‌های مثال متصل و منفصل، شرایط ادراک مثالی و تطابق عوالم حسی و برزخی در قوس صعود و نزول.
  • فصل هفتم (مراتب کشف): دسته‌بندی کشف صوری و معنوی، بررسی مراحل مکاشفات، و تمایز وحی، الهام و القائات باطنی.
  • فصل هشتم (حقیقت انسانیه): بررسی جایگاه انسان کامل به‌عنوان کون جامع و صورت تفصیلی عوالم.
  • فصل نهم (خلافت حقیقت محمدیه): تبیین قطب‌الاقطاب، مظاهر اخروی و باطن حشر و نشر.
  • فصل دهم (روح اعظم): تحلیل مراتب تنزل روح و جلوه‌های آن در عوالم نفس (اماره، لوامه، مطمئنه).
  • فصل یازدهم (معاد و رجوع ارواح): چگونگی بازگشت مظاهر به حق تعالی با غلبۀ دولت اسم «الواحد القهار» و حقیقت فنا و بقا.
  • فصل دوازدهم (نبوت، رسالت و ولایت): تحلیل جایگاه ولایت به‌مثابه باطن نبوت، بررسی نسبت ولایت با اسفار اربعه، و حقیقت تشریع و ختم نبوت.

پایان جلد دوم دربردارندۀ فهارس فنی شش‌گانه (آیات، روایات، اعلام، اشعار، کتب و اماکن) و فهرست تفصیلی مآخذ است.

 

ج) روش‌شناسی و رویکرد پژوهشی

  • شرح مزجی و اعاده ضمایر: روش کتاب به‌صورت شرح مزجی همراه با بازگردان صریح ضمایر و توضیح عبارات است تا پیوستگی کلام حفظ شده و ابهامات موجز متن اصلی مرتفع شود.
  • استناد به نسخ و تعلیقات امام خمینی: متن عربی بر پایه مقابله سه نسخۀ تصحیح‌شده از مقدمه قیصری تدوین گردیده است. از ویژگی‌های برجسته روشی در این شرح، انعکاس کامل تعلیقات و حواشی امام خمینی بر فصوص و مقدمه قیصری است؛ به‌طوری‌که این حواشی در کنار سایر منابع تفسیری، در سیر تحلیل‌ها و در متن یا پاورقی بررسی شده‌اند.
  • پیوند عرفان و حکمت متعالیه: در سراسر اثر، تلاش شده تا گزاره‌های شهودی عرفان نظری با ادبیات برهانیِ متأثر از فلسفه صدرایی تبیین شود و مناقشات مفهومی آن واکاوی گردد.
سخن نخست

ماجرای پایان‌ناپذیر عرفان اسلامی با حضور شخصیتی بزرگ و متعالی همچون محیی‌الدین ابن عربی و آثار وجودی و وجود آثاری او چنان توجه همه‌جانبه جانبداران مکتب را به خود جلب کرد که تعداد بسیاری از صاحب‌نظران و عرفان‌شناسان بزرگ به شناخت و شناساندن آثار و افکار وی گرایش یافته، و به شرح و بسط و ترجمه و تعلیق و تحشیه کتب و آثار او پرداخته، و از این راه بر سرمایه‌های کلان و ذخر و ذخیره‌های فراوان مشرب عرفان افزوده‌اند.

داود قیصری از چهره‌های بنام و شناخته‌شده‌ای است که با علاقه و احترام زیاد به استاد، به تحقیق و تحلیل آثار محیی‌الدین پرداخت و شرحی بر فصوص‌الحکم او نوشت که «شأن کتاب درسی» یافت و به مرجعی در درس و بحث عرفان نظری تبدیل گردید؛ به‌خصوص که این شارح محقق، برای روشنگری و آشناسازی شاگردان و شیفتگان شیخ اکبر، به نگارش مقدمه‌ای پرداخت که به دلیل دربرداشتن رئوس و امهات مباحث، از آن روز تاکنون با استقبال محققان و مدرسان مواجه گردید، و کتاب ارزنده‌ای که هم‌اکنون پیش رو دارید، از همین دست است.

مؤلف متضلع و مدرس متتبع این کتاب، حفید شریف امام و نور چشم امت، و نماد علم و معرفت، و آیت فکر و فقاهت، عزیز عالی‌قدر «حاج سید حسن خمینی دامت برکاته» است که به تدریس و شرح و بسط عالمانه این مقدمه پرداخته‌اند و تقریرات درس ایشان به همت یکی از شاگردان ممتازشان به رشته تحریر درآمده و کتاب حاضر را فراهم آورده است.

در این نوشته کوتاه لازم است به این نکته توجه دهم که انجمن علمی عرفان اسلامی که اکنون وظیفه انتشار کتاب «تحریر توحید» را بر عهده گرفته بیش از ده سال پیش تأسیس گردید و با اهداف ارزنده و ارجمندی بنیان نهاده شد تا به شناخت و شناساندن عرفان ناب اسلامی و شخصیت‌های برجسته و نامدار آن بپردازد و از اصحاب معرفت و مؤلفان و مربیان این مشرب تجلیل و تکریم کند، و به تحقیق و تتبع در آثار و مأثورات عرفان مبادرت ورزد و سرانجام اهالی عرفان اسلامی را از سرچشمه‌ی زلال معنویت، و اسرار و رموز ولایت سیراب، و به گنجینه‌های حکمت و حقیقت آشنا سازد و چراغ روشنِ راهِ راهیان این مکتب باشد؛ و البته همه مکتب‌های «عرفان‌خوانده» دروغین و دوزخی را دفع، رد و طرد کند و محور اصلی کار علمی خود را چاپ و نشر مأثورات عرفان ناب قرآنی و ولایی قرار دهد که «حسن مطلع» این کار درست و وظیفه بسیار مهم و خطیر، تعهد به چاپ و نشر کتاب «تحریر توحید» است.

ریاست و هدایت انجمن نیز بر عهده بانوی دانشمند و بنام سرکار خانم دکتر فاطمه طباطبایی است که سال‌های تحصیل و تحقیق و تدریس خود را در همین راه دنبال کرده و بحمدالله موفق هم بوده است. این‌جانب ضمن تشکر خاص در نشر کتاب «تحریر توحید»، توفیقات همگان را از خدای منان آرزومندم و امیدوارم که اهتمام و اولویت انجمن، همچنان انتشار این‌گونه کتب عرفانی و معنوی باشد تا کام لب‌تشنگان شرب سیر و سلوک را در نظر و عمل سیراب سازد. ان‌شاء الله تعالی!

با احترام دکتر علی شیخ الاسلامی

استاد دانشگاه تهران

بهمن ۱۳۹۴ ـ ربیع الثانی ۱۴۳۷

 

مشاهده فایل PDF
مقدمه

«وَلَقَدْ وَصَّلْنَا وَصَّلْنَا لِقَوْمٍ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ»[1]

بی‌شک تجربه‌های عرفانی، مهم‌ترین و یا یکی از بااهمیت‌ترین دست‌آوردهای بشر در طول زندگی آدمیان برده است. تجربه‌های نام که نبوغ و ولایت تأمۀ الهیه است و تجربه‌های ناقص که هر کس به نوبه‌ی آن را شهود کرده است. یافته‌های این تجربه اگرچه گفتمان نیودواند؛ ولی انسانیت انسان را ساخته‌اند، پس غلط نیست اگر بگوییم: فصل ممیزۀ آدمی، نه فقط یا اراده، بلکه همین ارتباط یافتن با حوزهای فراتر از ماده است.

شهود عارفانه البته مطابق با خاستگاه انسان ترجمه شده است و بعضاً زنگ عشق و مجبت و گاه طعم خوف و عظمت یافته است. گاهی نیز «صفحة الله» بر جان علی الله الاعظم نشسته و جوهرۀ دین و آیین یافته است و جهانی را به خویش معطر کرده است. تاریخ انسان بلبون آنچه ادیان برای آدمی به ارمغان آورده‌اند، رشت و بی‌تناسب و آمیخته با خشونت است و این وحی‌های الهی بوده است که جهان انسانی را به تکامل رسانده و بدان رنگ دیگر داده است.

اسلام که به نور پیامبر عظیم الشان ما آراسته است، نمونۀ کامل این امر است و تشیع که گویی ردای عرفان اسلامی بر قامت آن دوخته است، تکمیل این کمال اولیه بوده است. عرفان اسلامی نتیجه‌ای جز شیعی شدن نداشته و این مقصد، تنها هدف برای مسیر سخت تجربه‌های عرفانی و شهودهای روحانی بوده است. هرکس اندکی در این بحر صواج سیر کند، به تعمین می‌یابد که این ردا جز بر اندام اندیشۀ شیعه و کلام ااهیه راست نمی‌آید و از

این رو است که می‌توان گفت این آب گوارا، حتی اگر از سنگلاخ نیز جریان یافته باشد، جز در دریای عصمت فزندان پیامبر ارام نمی‌گیرد. ولایت تامۀ انسان کامل، حقیقت محمدیه، وجود منسوب و … تنها در ظرف کلامی شیعۀ اهل بیت: با دستگاه فکری اسلامی را دارند و از دیگر سو، عصمت کبری، ولایت الهیه، عدم تامۀ امام و … جز در نظام فکری عرفان نظری تعریف فلسفی و عقلانی نمی‌یابد. از این روست که عرفان، حتی اگر نه به ظاهر، شیعه است و می‌توان گفت عارفان، حتی اگر خود نگفته‌اند، بر این آیین بوده‌اند.

مقدمۀ قصیر بر شرح فصوص‌الحکم این عربی، کتابی است که در علم عرفان نظری تدریس می‌شود و از بهترین و کامل‌ترین تلاش‌ها در جهت انسجام منطقی و عقلی مباحث عرفانی است. نگارنده از آخر ماه سال ۹۱ تا اسفند ماه سال ۹۲ با جمعی از دوستان به این کتاب اشتغال داشته است. آنچه پیش روی شماست، تلاش برادم جانب حضرت اسلام و المسلیمن سید محمود صادقی در تنظیم آن مباحث است. قلم شیوا و احاطۀ ستودنی ایشان بر زبان فارسی، ترجمۀ خوب و ارزشمندی از متن قصیری به دست داده است و توان علمی و حوصلۀ قابل تحسین وی، شرح و بسط مناسبی از آنچه در این حوزة گفته شده، گرد آورده است. در طول مدت نزدیک به چهار سال تلاش ایشان در تنظیم و نگارش این کتاب که «تحریر توحید» نام گرفته است، بارها متن بین ما در وقت و آمد بود و نکاتی از آن حک و اصلاح شد. ضمن اینکه باید در این میان از میانان (پیشگفتار) محققه‌مای که بر کتاب نوشته‌اند، هم یاد کنیم که در جای خود نکات خوبی را در بر دارد.

امید آنکه در نظر اهل معرفت به لطف بنشیند و توجه‌ای باشد برای آنکه در محضر خدای تباری و تعالی نقش بالملیخ را ایفا کند.

در پایان به روح مطهر امام بزرگوار درود می‌فرستیم که از سرآغازان این عرصه بود.

ولله الحمد اولاً و آخراً

سید حسن خمینی

قم ـ سوّم محرّم الحرام ۱۴۳۷ ـ ۲۵ مهرماه ۱۳۹۴

[1] . «برای ایشان سخن را پیوسته ساختیم؛ باشد که پرهیزگاری کنند» (سورۀ قصص، آیۀ ۵۱)

مشاهده فایل PDF
پیش از آغاز

حمد و سپاس خدايي را سزاست که آغاز و انجام، و پيدا و پنهان هستي است: ﴿هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِن﴾[1]؛ هستي محض است؛ با همه اشياء و اشخاص هست: ﴿وَ هُوَ مَعَكُم أَيْنَ مَا كُنتُمْ﴾[2]؛ و به هر سو که بنگريد، وجه او را مي يابيد: ﴿أَيْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ﴾[3]. ستايش و ثنا پروردگاري را رواست که هر چيزي جز او سراب باطل است؛ معبودي که جز وجه او همه وجوه فاني و هالک خوانده شده اند: ﴿كلُّ شيءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ﴾[4].

تحيت و سلام بر انبياء و اولياي الهي، خاصه حضرت خاتم الانبياء و عترت طاهرين وي که مظاهر اسم اعظم و مصاديق مرتبه کمال انساني اند؛ پيام آوران ايمان، و مناديان عمل صالح که خداي را به حقيقت ايمان مشاهده کرده و تنها در پيشگاه وي زانوي عبوديت بر زمين زده اند.

پيدايش انسان کامل، غايت و منتهاي «حرکت حبّي» ذات مقدس حق است؛ چرا که انسان کامل «حبيب» اوست و رسالت «حبيب الله»، راه نُمايي انسان براي رسيدن به «محبت»[5]، از اين رو مزد رسالت «حبيب الله» نيز محبت اهل بيت او قرار گرفت: ﴿قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبي‏ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فيها حُسْناً﴾[6] و جالب آنکه «محبت» که اجر و مزد رسالت خوانده شده است، منفعت «محبّان» را تضمين مي­کند و براي «محبوب» سودي ندارد: ﴿قُلْ مَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ  إِنْ أَجْرِي إِلَّا عَلي اللَّهِ  وَ هُوَ عَلي‏ كلُّ شي‏ءٍ شَهِيد﴾[7].

ناگفته پيداست که محبت اصيل چون ديگر حقايق مختص ذات مقدس حق است و دوستي و حبّ مظاهر تامّ او، در حقيقت نزديک ترين راه براي نيل به آن محبوب بالذات است و البته دوستي و محبت انسان­هاي کامل و مظاهر تامّ، يعني اهل بيت عصمت و طهارت نيز به اشاره و راه نُمايي همان محبوب بالاصالة است.[8]

به اين ترتيب «محبت» صراط مستقيم و راه روشن رسيدن به مراتب کمالي است و طُرفه آنکه راه نيل به «محبت»، معرفت و شناخت است و البته بهترين راه وصول به معرفت، رؤيت جلال و جمال، و استشمام رائحه دلپذير، و استماع نواي روح نواز محبوب در مشهد حضور اوست و روشن است که اين همه، در طريقت صعب و مستصعب «عرفان» نهفته است، چرا که نيل به شهد عسل، تحمّل نيش زنبور مي خواهد:

فمن‏ لم‏ يمت‏ في‏ حبّه‏ لم يَعشِ بهو دون اجتناء النّحل ما جنت النّحلُ‏[9]

به اين بيان علت شرافت و برتري دانش عرفان بر ساير علوم از نگاهي ديگر- گرچه ذوقي- تثبيت مي‌شود؛ ليکن روشن است که سرّ برتري و شرافت اين دانش، در علوّ مسائل و رتبه بلند مباحث آن نهفته است، چرا که عرفان تنها دانشي است که موضوع، مسائل و مباحث فرعي آن، جملگي «توحيد» حضرت حق (تعالي شأنه) و اسماء و صفات جلالي و جمالي آن است. راز اعتلاي عرفان را بايد در اين نکته اصيل جست که در اين دانش، موضوع که همانا توحيد حق است، نه به صورت مفهومي، که در جامه حضور و شهود، عارف موحد را در بر مي­گيرد.

از اين رو، جامه الفاظ، اگر چه در گستره اي فراخ، به وسعت فاصله ميان آسمان و زمين، قامت بلند آن را نمي پوشاند، و شاهبال مفاهيم، رفعت و بلنداي قله آن را درنمي يابد و تنها بر نشستن بر شريعه شهود و مشاهده جمال و جلال حق در آينه اسماء و صفات و مظاهر تام و تمام او جان شيداي عارف شوريده حال را تسکين مي بخشد.

با اين همه گرچه آب دريا را نمي­توان کشيد، بايد به قدر تشنگي آن را چشيد و البته چنان­که بسياري گفته اند: «وصف العيش، نصف العيش»، و به اين معني اگر حضور بر پنجره رؤيت براي ما ساکنان مرتبه عادت مقدور نيست، ليکن وصف جلال و جمال يار از زبان دلدادگان کوي وداد، بر زخمهاي درون مرحم مي نهد:

هزار عقل ببندي به هم بدو نرسدکجا رسد به مه چرخ دست يا پايي
فلک به طمع گلو را دراز کرد بدونيافت بوسه، وليکن چشيد حلوايي[10]

«تحرير توحيد» که شرح مقدمه داود بن محمود قيصري بر فصوص الحکم شيخ اکبر محي الدين ابن عربي است، در پي آن است که اين پرده نشين عالم الفاظ را در جامه اي نو، در مرئي و منظر دلدادگان حقيقت هستي در آورد. پويندگان اين طريقت به درستي مي دانند که «مصنف علامه» اين مقدمه، با بهره گيري از تبحّر خيره کننده خود در حکمت، يافته هاي شهودي خود را در گستره اي از انديشه هاي حکمي و فلسفي پيچيده و بر مباني استدلالي و برهاني استوار ساخته است، و اين مسئله البته صعوبت فهم انديشه هاي شهودي را با دشواري بيشتر مواجه ساخته است. از اين رو شرح و تفصيل و گشايش گره هاي موجود در اين متن، همواره موضع همت انديشمندان الهي و اساتيد اين فن بوده است. اساطين بزرگ معرفت هر يک در دوره هاي خاص، تدريس اين کتاب باشکوه را بر عهده مي گرفته و با شروح، حواشي و تعينات خود، پرده از چهره دلرباي آن مي ربودند و گاه نيز دامن همت بلند داشته، شرحي مبسوط بر آن مي‌نگاشتند؛ ليکن گذر زمان هماره زبان تفسير و تبيين را گوياتر و تجربه هاي علمي، راه را براي برداشتن تعقيدات و موانع موجود در مسير فهمِ بهترِ مسائل، هموارتر می­کند.

به اين بيان «تحرير توحيد» کوششي ديگرباره براي شرح و تفسير مقدمه داود بن محمود قيصري بر فصوص الحکم يا به تعبير خود وي «مطلع خصوص الکلم في معاني فصوص الحکم» است که با ارج نهادن به تلاش گذشتگان و بهره گيري از همت بلند آنان، جلوه اي تازه از اين کتاب سترگ را پيش روي پويندگان حقيقت مي­آورد.

در اين مقدمه وجيز بيان اين نکته اهميت بسيار دارد که آنچه اکنون در صورت «تحرير توحيد» جامه کتاب بر تن کرده است، نگارش، تحقيق و تنظيم درس هاي استاد معظم، يادگار گرانقدر امام عظيم الشأن حضرت حجت الاسلام و المسلمين سيد حسن خميني است که در مدت کمتر از چهار سال لباس کلمات بر تن کرده و بر سينه سپيد کاغذ نقش بسته است. در حقيقت استاد معظّم دروس مقدمه قيصري بر فصوص الحکم را در نوزدهم آذر ماه سال 1391 آغاز کردند و در مدت زماني بيشتر از يک سال، در تاريخ هفدهم اسفند ماه سال 1392 آن را به پايان رساندند؛ نگارنده اين سطور نيز همراه با تدريس استاد، کار نگارش کتاب را آغاز کرد؛ ارائه دقيق و تا حد امکان بي کم و کاست مطالب مطرح شده در درس، شرح مزجي متن قيصري و اعاده ضماير به مراجع، و نيز ترجمه مطلوب متن، البته کار نگارش کتاب را به درازا برد. افزون بر اينکه متن آماده شده، به استاد عودت داده شد و ايشان نيز با نگاه نکته بين و دقيق خود آن را مطالعه کرده و نکات فني مربوط به مباحث و نقاط ضعف موجود را نمايان مي ساختند و نگارنده نيز پس از بازبيني دوباره و رفع کاستی ها و نقاط ضعف، براي تأييد نهايي به ملاحظه ايشان مي رساند.

نکته قابل توجه اين که مقدمه محقق قيصري بر فصوص الحکم به اذعان بسياري محققان، در زمره بهترين کتابهاي عرفان نظري براي آموزش طالبان انديشه عرفاني است؛ مع الاسف شروح موجود بر اين کتاب و نيز ترجمه هايي که از متن آن ارائه شده، به بهره گيري از اين کتاب ارجمند، ياري چنداني نمي رساند. افزون بر آنکه شرح و ترجمه متن، تاکنون در يک کتاب جمع نيامده بود. از اين رو نگارنده سطور با راهنمايي استاد کوشيده است، افزون بر شرح روشن و روان استاد، ترجمه اي مطلوب و تا حد توان بي نقص از آن ارائه کند.

متن کتاب نيز محصول مقايسه و مقابله سه نسخه است: نسخه اي که در اختيار خود استاد بوده و به تصحيح «محمد حسن الساعدی» رسيده است، نسخه مصحح مرحوم آيت الله سيد جلال الدين آشتياني و نسخه مصحح استاد علامه آيت الله حسن زاده آملي که البته نسخه مرحوم آيت الله آشتياني نسخه محور بوده است.

«تحرير توحيد» افزون بر آنچه گذشت، تعليقات ارزشمند امام خميني (قدس سره)، آقا محمد رضا قمشه اي و برخي بزرگان ديگر چون مرحوم ميرزا غلامعلي شيرازي را نيز در خود جاي داده است. اين تعليقات البته به دو صورت در کتاب درج شده است؛ بخشي از اين تعليقات در زمره مباحث کتاب جاي گرفته است؛ به اين معنا که استاد معظم در طي تبيين و توضيح مباحث کتاب، اين تعليقات را مطرح مي کرده و با تکيه بر آن، مباحث خود را ارائه مي کردند. بديهي است که اين بخش از تعليقات در بخش توضيح، ذيل هر فراز آمده است. بخش ديگري از اين تعليقات نيز فراخور مباحث مطرح شده در توضيحات استاد، در پاورقي جاي گرفته است.

تذکر اين نکته لازم است که نگارنده همه تعليقات و حواشي امام خميني (قدس سره) بر مقدمه قيصري را در اين کتاب آورده است؛ ليکن در نگارش حواشي ديگر اساتيد به صورت گزينشي عمل کرده است. البته در مواردي اندک هم، مباحث مطروحه استاد به شرح و بسط بيشتر نياز داشته که اين قلم با همه نارسايي، سعي در تبيين آن در پاورقي کتاب کرده است.

«تحرير توحيد» بر سياق مقدمه محقق قيصري، بر دوازده فصل سامان يافته است؛ ليکن پيش از شروع مباحث اصلي و فصول دوازده گانه، پيشگفتاري در سه فصل با عناوين «نگاهي گذرا به تحولات تاريخي عرفان نظري»، «تأملي در فصوص الحکم و شروح آن» و «عرفان نظري از نگاه محقق قيصري» در آن گنجانده شده است.

نکته اي که در اين ميان نبايد به غفلت سپرده شود اين است که آنچه اکنون در قامت «تحرير توحيد» مقدمه گرانسنگ محقق قيصري بر فصوص الحکم را به شرح نشسته است، تنها بخشي از توانايي هاي علمي استاد بزرگوار ما در تبيين و تشريح مباحث فلسفي و عرفاني است که راقم سطور تمام توان خود را به کار گرفته، تا آن را به رشته تحرير درآورد و از اين رو محاسن و برجستگي هاي آن جملگي از آن استاد است و البته همه ضعف ها و کاستي هاي آن به راقم اين سطور و بضاعت اندک وي ارتباط مي­يابد.

در پايان اين وجيز، ضمن سپاس و ستايش حضرت حق (تعالي شأنه) به اعطاي توفيق در نگارش اين کتاب، و حضور در ساحت لفظي توحيد، بار ديگر از حسن اعتماد و توجه بي حدّ استاد گرانقدر جناب حجت الاسلام والمسلمين سيد حسن خميني و ياري و راهنمايي و حوصله بي بديل ايشان در بذل فرصت علمي و عملي، نهايت امتنان و قدرداني را دارم. همچنين در اين مقام از همه کساني که در طول زمان نسبتاً طولاني نگارش اين کتاب با راهنمايي­هاي خود دست ياري نگارنده را به گرمي فشردند، به خصوص برادر بزرگوارم جناب حجت الاسلام والمسلمين علي فضلي سپاسگزاري مي‌کنم. نيز از همسر گرامي ام که بخش عمده حروف نگاري، نمونه خواني و تصحيح کتاب را بر عهده گرفته و بخش معظمي از کارهاي عملي کتاب را به انجام رسانده اند، تشکر و قدرداني مي کنم و اميد دارم که اين کتاب، با نگاه پر مهر اهل معرفت، پويايي و بالندگی بيشتر طالبان انديشه عرفانی، به خصوص نوآموزان را موجب شود.

سلام و صلوات خدا و پيامبر گرامی و اولياي معصوم او (عليهم السلام) بر روح بلند و ملکوتی همه عالمان ربانی و انديشمندان الهی که پيمودن اين راه، بدون بهره گيري از تلاشهای ايشان ممکن نبود؛ به خصوص متألهانی که در این کتاب نامی از ايشان به ميان آمد و خاصه امام عظيم الشأن که در زمره احياگران اين سنت علمی و عملی جای دارد.

آخِرُ دَعْوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ

سيد محمود صادقي

قم ـ بيست وهشتم ذي الحجة الحرام 1436

بيستم مهرماه 1394

 

[1] . سوره حديد، آيه3.

[2] . سوره حديد، آيه4.

[3] . سوره بقره، آيه 115.

[4] . سوره قصص، آيه 88

[5] . ﴿قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني يُحْبِبْكُمُ اللَّه﴾ (سوره آل عمران، آيه 31).

[6] . سوره شوری، آيه 23.

[7] . سوره سباء، آيه 47.

[8] . براي مطالعه بيشتر در اين زمينه ر.ک: عين نضاخ، ج 1، ص 15-23.

[9] . ديوان ابن فارض، ص 162.

[10] . ديوان شمس، غزليات، غزل 3079.

مشاهده فایل PDF
به بالا بروید